نظرات | FARNIYA
ترتیب نمایش
یه مدتی بود حس می‌کردم دارم خودمو فراموش می‌کنم… اینکه کی بودم، چی می‌خواستم، اصلاً از کجا راه افتاده بودم. نه اینکه خودخواسته باشه، نه… راستش تو این مدتی که ندیدمت، انقدر بهم سخت گذشت که کوچیک‌ترین ترس‌ها و اینسکیوریتی‌هام هی بزرگ و بزرگ‌تر شدن. اونقدر بزرگ که گاهی حس می‌کردم با یه تیپا می‌تونن پرتم کنن وسط یه خلأ تاریک، و من همون‌جا معلق بمونم، بین زمین و آسمون.

کم‌کم بهش عادت کرده بودم… به اون تاریکی، به اون معلق بودن.

اما اون روزای قشنگ یادم نرفته، عزیزکم. همون روزی که به بهونه‌ی دیدن انگشترم دستمو گرفتی و آروم نوازشش کردی. می‌دونستی دارم می‌جنگم، واقعاً هم می‌جنگیدم… چه جنگ نابرابری‌!.

یادته وقتی داشتم می‌رفتم صدام زدی؟ گفتی: «می‌تونم بغلت کنم؟»

منم برگشتم گفتم: «از خدامه.»

خدای من… چه آغوشی. با اون قد بلندت که حتی به شونه‌هات هم نمی‌رسیدم، خم شدی و یه‌جوری بغلم کردی و من جایی وسط شونه‌هات قفل شدم. چه عطر قشنگی داشتی… همون لحظه آروم تو گوشم گفتی: «از پسش برمیای. حتی از پس بزرگ‌تر از این هم برمیای.»

وقت نشد اسم عطرتو بپرسم، عزیزکم.

از آغوشت جدا شدم و اون بو هم یه‌جایی تو ناخودآگاهم گم شد… تا امشب. امشب که روی میز دوستی چشمم افتاد به «Valentino Uomo Born in Roma». درش رو که بو کردم پرت شدم وسط اون خاطره. حسی که اومد سراغم بیشتر شبیه یه غلیان بود تا یه یادآوری ساده.

ناخودآگاه یه پاف ازش به خودم زدم.

مثل نور بود تو تاریکی.

اون بوی نمکی یه‌هو منو برد پیش چشمک زدن‌ها و لبخندهای با نمکت. انگار یه آن آروم تو گوشم گفتی: «دنبال خورشیدی چرا، وقتی خودت چشمه‌ی نوری؟»

و همون شد بهونه‌ای که دوباره پا پس نکشم…

که دوباره جرئت کنم جلو برم…

و شاید، یه روز، دوباره بتونم تو رو تو آغوشم بگیرم و بهت بگم که تونستم.
33 تشکر شده توسط : Amelie امیر رنجبر
Acqua di Gio Profumo
لینک به نظر 26 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به 𝒜𝓎𝓁𝒾
وای نگو تو رو خدا من در پایانش خیلی حرص خوردم نه از ماکسیم بلکه از شخصیت راوی کتاب ببخشید بذار یه کوچولو اسپویل کنم ( اگه میخوای بخونیش ادامه نده)
راوی کتاب میشه زن دوم ماکسیم بعد از مرگ ربه کا و دائم هم در حال کنکاش درمورد کرکتر ربه کا و شبیه کردن خودش به اونه در نهایتِ در جریان لو رفتن اینکه مرگ ربه کا زیر سر ماکسیم بوده به علت خیانتی که ربه کا بهش کرده این زن بال در میاره و اینجوریه که عزیز دلم من دیگه تا تهش باهاتم خوشحالم اون زن رو دوستش نداری و من اینجوری بودم که وا!!!!!
8 تشکر شده توسط :          nazanin Venus
با گرم شدن هوا مدتی هست که از این زیبای عاشق کش محرومم امروز برای آخرین بار از روی میز آرایش برداشتم بوش کردم و از دسترس خارجش کردم تا سرد شدن هوا
بوکه آیدل از زرژوف از اون عطرهاییه که از همون پاف اول یه حس گرم و صمیمی دور آدم می‌پیچه. اولش یه موج دارچین و جوز هندی میاد بالا؛ یه جور شیرینی ادویه‌ای که آدمو یاد کیک دارچینی تازه یا یه بخار چایی دارچینی گرم توی هوای سرد می‌اندازه.
کم‌کم که جلو میره، چوب صندل و گایاک خودشونو نشون میدن و عطر یه حالت چوبی و کرمی پیدا می‌کنه؛ انگار توی یه اتاق دنج با وسایل چوبی قدیمی نشستی و بوی چوب گرم توی فضا پیچیده از اینجا به بعد بوی چوب صندل و بوی کرمی گایاک غالبه و دارچین مغلوب.
اما نگم از آخرش وانیل و کهربا و تنباکو با هم یه رایحه نرم و دلنشین و مخملی می سازن بخوام دلربایی نت آخر رو توصیف کنم باید بگم مثل لحظه ی توقف کوتاه بین دو بوسه ست یا مثل یه شال کشمیر گرمه که تو سوز سرما دست مهربونش می پیچه دور گرنت و تابش میده رو شونه هات.

23 تشکر شده توسط : Kimkim کامبیز سخی
دوستان قشنگم من یکم راجع به عطر های الکساندر مک کوئین کنجکاو بودم متاسفانه اینجا ریویو ندیدم خلاصه خواستم بگم اگر این پروداکت یا لومینس ارکیدش رو تست کردید از خوندن کامنتتون خیلی خوشحال میشم
7 تشکر شده توسط : Eric Revo Legend
از جمله عطر های خاص پسنده که خودش باید صاحبشو پیدا کنه من و خواهرم جفتمون این عطر رو داریم و من حس میکنم به تن خواهرم قشنگ تر نشسته برای من تقریبا پر مونده رو میز آرایش و خواهرم برای بار دوم شارژش کرده
14 تشکر شده توسط : کامبیز سخی فرهاد
Acqua di Gio Profumo
لینک به نظر 21 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به Eric Revo
خواهش میکنم
با تموم نکردنش هم خیلی چیز زیادی از دست نرفته
2 تشکر شده توسط : Legend Eric Revo
واقعا تو توصیف کردن بامزه ای:)))))))
من اولین بار که پرفومو رو بو کردم یاد ماکسیم کتاب ربه کا افتادم خصوصا اوایل کتاب که متوجه میشیم ماکسیم برای تعطیلات نرفته بود مونت کارلو ساختاری میستری گونه ی نت های پروفومو منو کاملا یاد کرکتر این مرد میندازه که تا آخر کتاب لو نمیرفت و جذاب بود
10 تشکر شده توسط : کیوان معروفی Eric Revo
ترکیب رنگ باتلش منو یاد کاور GTA VI انداخت غروب عکسش همین رنگیه با نخل های لس آنجلس اما از باتلش که بگذریم بوی خنک و مرکباتی ترش و دلنشینی داره که غیر ممکنه دلو بزنه و فرد خسته بشه عطر پیچیده و لایه لایه ای هم نیست بیشتر هم وایب مردونه ازش می گیرم تا زنونه در کل برای تابستون خیلی انتخاب سیفیه من که دوستش داشتم
27 تشکر شده توسط : AMIR_M Kimkim
من این مقوله ی استرس گرفتن با استشمام عطر رو با گودگرل داشتم دبیرستان که بودم گودگرل خیلی هایپ بود بین بچه ها و دخترا خیلی این عطر رو می پوشیدن من هم بابت کنکور دائم تو تشویش و استرس بودم الان کافیه این عطر رو جایی حس کنم که مجدد تروماتایز بشم :))))))
14 تشکر شده توسط : emilly Huseyin_taheri_official
نبوییدمش ولی عجب باتل خاص و جذابی داره !!!!!
4 تشکر شده توسط : Eric Revo Huseyin_taheri_official

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan