نظرات | علیرضا خورشیدی
ترتیب نمایش
اینجا خبری شیرینی وانیلی و میوهای و لوکس همیشگی نیست. این عطر جدیست، خاکستری و پر از دود و کهنگیست.
در شروع دعوای شرق و غرب روی پوست داره یعنی اوایل کار که اسپرش میکنیم حس میکنی داری لیمو و گریپ‌فروت رو روی یه دسته فلفل صورتی له میکنی، ترش و تند.بعد سریع زود میرسیم به قلب عطر که میدان اصلی ماجراست. اینجا زعفرون (تلخ و خاکی)، کندر (دودی و کلیسایی) و لابدانوم (صمغی و کهنه) میان جلو.عطر یهویی میشه بوی خونه مادربزرگ اون کمد قدیمی، جعبه جواهرات چوبی، یا همون بوی میراث و عتیقه.
توی پایه چوب سدر و پچولی میان که عطر رو خشک و پودری میکنن.بویی شبیه یونجه خشک و زین اسب میده،نیسان اسم یه نژاد اسب جنگی ایرانی بوده که دیگه منقرض شده.دقیقاً انگار عطر میخواد بگه من اصیل و قدرتمندم،ولی دیگه این روزا نیستم.
این عطر اگر کمی شرقی تر میشد یادآور آمواج جوبیلیشن میشد.
عطری که دیسکانتینیو شد و نایاب،این اسب سیاه جنگی دیگه تو میدون نیست.عطر یونی معرفی شده ولی بنظرم مردانه محض این عطر.
30 تشکر شده توسط : دانیال Ali Asghar
عطری که اگر دیونش نباشی احتمالا ازش متنفری. اینجا خبری از امنیت و رضایت همگانی نیست. درسته که سه نت معرفی شده، باور کن ولی فریب نخور. این عطر یک دروغ بزرگ باشکوه است.
با همین سه نت یک سمفونی از رزین‌ها و میوه‌های خشک نانوشته خلق کرده.
در ابتدا رایحه ای مشابه بوی سیم برق سوخته یا دستگاه برق داغ میدهند،ترکیب عود تند با کهربای خشک. شاید در اسپری اول ترسناک باشد ولی شجاعتت را حفظ کن. این فقط یک سلام بلند است نه تمام حرف.در مرحله بعد حماسه رزینی آغاز میشود با طبل کهربایی اینجا شباهت این عطر با اوهیرا شاهکار دیگر همین خانه حس میشود.ترکیب ذغال داغ، تنباکوی شیرین و چوب سوخته یه حسی مشابه قلیان عربی میشه.در آخر آرامش پس از طوفان پخش بو کم میشود اما عطر به پوست میچسبد. بوی چرم سرد و تونکا پودری شده.این یک عطر نیست بلکه یک وسیله نقلیه است. تو را میبرد به یک کتابخانه قدیمی در اندلس، یا یک بازارچه شبانه در مراکش، یا یک شب زمستانی کنار بخاری.
مناسب عزیزانی که کسانی که چرم دودی با رگه‌های شیرین را دوست دارند.من بیشتر تم چرمی ازش گرفتم تا تم عودی به نظرم باید اسمشو گذاشت چرم ۷۷۷.صد حیف این عطر که دیسکانتینیود شده و فقط از قبل باقی مانده ها شانس تست این اثر موفق دارند.
23 تشکر شده توسط : سعید رضایی شوشتری میثم
از آن عطرهایی‌ است که نه فقط قدیمی بلکه تاریخ داره. اینجا وارد قلمرو عطرهای مدرن و پولیش‌ خورده نمیشویم، این عطر بوی زمان میدهد، بوی مردانی که عطر را برای دل خودشان میزدند نه برای لایک.بگذارید آرام و دقیق بازش کنیم.
یک چرمی سبز و چوبی کلاسیک است.
این عطر بوی دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی میدهد زمانی که عطرها مردانه‌تر، تندتر و بی‌پروا‌تر بودند.
نه شیرینی دارد، نه نرمی امروزی.خشک است، تلخ است و کمی خشن.در شروع یک هجوم هارشی سبز، تلخ و صابونی و دارویی به مشامت میزنند.برگ‌ها، خزه، کمی تلخی گیاهی که یادآور باربر شاپ قدیمی‌ است.این اپنینگ ممکن است برای بینی‌های عادت‌کرده به عطرهای مدرن شوکه‌کننده باشد.
اما اگر کمی صبر کنید میفهمید که این تندی بخشی از شخصیت عطر است نه نقص آن.
در میدل نت، چرم کلاسیک وارد میشود،چرمی خشک، کمی دودی و کمی خاکی بدون هیچ‌گونه تزئین اضافه ای.ادویه‌ها در پس‌زمینه نجوا میکنند،
خزه و چوب‌ها فضا را مردانه و زمینی میکنند.
این مرحله بوی کت چرمی قدیمی،دفتر کار چوبی و ته‌مانده‌ی دود سیگار میدهد.اینجاست که عطر به اوج هویتش میرسد،یک مرد بالغ، جدی و کمی سخت‌گیر اما قابل اعتماد.
درای‌داون گرم‌تر و نرم‌تر میشود، اما هرگز مدرن یا شیرین نمیشود.چرم با خزه و چوب یکی میشود و روی پوست مینشیند مثل خاطره‌ای قدیمی که هنوز پاک نشده.این همان جایی‌ست که عطر بوی نوستالژی واقعی میدهد نه نوستالژی طراحی‌شده بلکه واقعی و رئالیسم.
26 تشکر شده توسط : Ali 🍁Shahab🍁
یک چرمی متفاوت، خام و در عین‌ حال با خصلتی نجیب است.کوهویان را میشود مثل یک چرم نفس‌کشیده در شب خنک تصور کرد،چرمی که زیر نور کم‌ سوی ماه، نه تیز و بی رحم، بلکه با عمیقی از جنس گرمی مبهم و خاموش خود را نمایان میکند. آرپژ اول وقتی روی پوست مینشینه با برگ بنفشه سبز و یاسی نرم شروع میشود، نه روشن، نه شیرین اغراق‌آمیز، بلکه نوعی سکوت سبز و لطیف که رگه‌ای از تازگی به خود گرفته و مدام دعوت میکند به نفس عمیق. وقتی این آغاز سبز و گل‌آلود به میدل نت میرسد چرم حکایت‌گر وارد میشود همراه با هلیوتروپ یا همون گل آفتا پرست خودمون،چرم اینجا دیگر خام اولیه نیست بلکه چرم با تجربه است کمی خاکی، کمی پودری، نه تیز و نه ساده. حسش همان‌جور است که اگر روزهای زیادی با یک دستکش چرمی که بوی خاطره میدهد مدتها بوده باشی.
درای‌ داون اما همانجا که قدرت بقیه‌ی عناصر کم‌کم عقب‌ نشینی میکنند، عنبر خاکی، عود مه‌ خورده و تونکای لطیف می نشینند و عطری میسازند که پوست را گرم اما بی‌تزویر در بر میگیرد،نه زمخت، نه بی‌احساس، بلکه مثل خاطره‌ای نیمه‌روشن در نیمه‌شبی آرام.
کوهویان چرمی است که مثل یک داستان شب پاییز میماند نه تیز و نه ساده است بلکه با لایه‌هایی که هر بار استشمام، گوشه‌ای تازه از آن‌ها را نشان میدهد.
17 تشکر شده توسط : عطیه علوی broken
Oud Maracujá
لینک به نظر 20 بهمن 1404 تشکر پاسخ به رضا پارسی
درودمخلصیم،سپاس از توجه و نگاه زیبای شما دوست گرامی 🙏🏻
8 تشکر شده توسط : Baby reXa Ali Asghar
این عطر شبیه یک پرنده شکاری‌ است که روی دست نشسته، نه حمله میکنه و نه فرار. فقط نگاهت میکنه و وزنش را بهت تحمیل میکند. وزنی از جنس چرم، تاریکی، و وقار.فالکون لدر در هسته‌اش یک چرمی،دودی و تلخ است.
چرم زنده دارد،چرم آفتاب‌خورده، بادخورده، کمی خاکی، کمی حیوانی، با ته‌مایه‌ای خشک و رزینی.اینجا خبری از شیرینی نیست.اگر هم گرمایی هست، از جنس آتش نیست از جنس پوست است.
شروع عطر مثل باز شدن در یک کارگاه چرم قدیمی‌ است.
اولین ثانیه‌ها، چرم خام و خشک به صورتت میخورد،نه نرم، نه رام‌شده.در کنارش یک دود خیلی کنترل‌ شده هست، نه دود آتش‌سوزی، نه بخور کلیسا. بیشتر شبیه چوبی‌ است که سال‌ها قبل سوخته و حالا فقط خاطره‌اش مانده.اینجا فالکون لدر بلند فریاد میزنه این منم اگر تحمل داری بمان.
در میل نت جایی‌ است که فالکون لدر شخصیت واقعیش را نشان میدهد.چرم از حالت خشن اولیه خارج می‌شود و عمیق‌تر و پیچیده‌تر میشود.یک حس حیوانی مهار‌شده میاد جلو ولی نه کثیف، نه وحشی، بلکه غریزی.در این مرحله عطر خیلی بالغ میشود.رزین‌ها و تلخی خشک، چرم را قاب میگیرند و اجازه نمیدهند فرو بریزد یا نرم شود.
درای‌داون فالکون لدر یکی از قشنگترین بخش‌هایش است.
چرم آرام‌آرام خشک، گرم و پوستی میشود.
دیگر حمله نمیکند و مینشیند روی پوست، مثل لباسی که سال‌ها پوشیده شده.دود به حداقل میرسد،تلخی باقی میماند و یک حس وقار خاموش میماند که خیلی‌ها اسمش را نمیدانند ولی حسش میکنند.این همان جایی‌ست که عطر دیگر و نیست بلکه
هویت است.
از نظر پرفورمنس این عطر بیشتر میمان تا پخش شود.پخش بو
متوسط رو به کنترل‌ شده دارد.فالکون لدر اهل رد بوهای دنباله‌ دار نیست.بیشتر دایره‌ی شخصی‌ذات را پر میکند.
این عطر باید اول فهمید بعد دوستش داشت.باید درکش کرد بعد باهاش ارتباط گرفت.به شخصه جز بهترین کارهای چرمی بوده و رقابت داشته همیشه برای من با کارهای(تام فورد توسکان لدر،امبر لدر،ایوسن لورن نوبل لدر،ممو پاریس ایتالین لدر،آفریکن لدر و...)
فالکون لدر عطری‌ است برای کسی که از اغراق عبور کرده و به جوهر رسیده،چرمی خشک، عمیق و نجیب که نه فریاد میزند و نه دلبری میکند، فقط حضور دارد و باقی میماند.این عطر با حذف هرگونه شیرینی و زرق‌وبرق اضافی، چرم را در خالص‌ترین و بالغ‌ترین شکلش نشان میدهد،چرمی که بیشتر حس میشود تا استشمام. فالکون لدر انتخاب کسی‌ است که به سکوت، وقار و هویت شخصی باور دارد و میخواهد عطری بپوشد که بجای جلب توجه،احترام ایجاد کند و آرام،اما ماندگار، در ذهن بماند.
18 تشکر شده توسط : خردمهر مصطفی عادل زاده
این عطر قرار است فضایی روحانی، آرام و متعالی را تداعی کند، پلی بین زمین و آسمان، مادی و معنوی.این عطر دعوتی است خاموش به سفر،سفری از زمخت‌ ترین خاک تا لطیف‌ ترین افق‌ های معنا. برخلاف بسیاری که مسیر خطی را طی میکنند، او هیرا همچون یک سمفونی میماند که هر گوشه‌ای از روح را نوازش میدهد.
پرده گشایش وزش بادهای پاک‌ کننده سفر با یک حس ناشناخته و خارق‌العاده آغاز میشود.استنشاق اولیه شما را در آغوش تازگی آیینی میگیرد. تصور کنید هوای سحرگاهی یک دشت مرتفع را که با عطر بوته‌های وحشی جاوی و کهربای خنک آمیخته شده است. اینجا رایحه‌ای از چرمی تمیز و نو نیز به مشام میرسد که به کلی با چرم‌های حیوانی و دودی متفاوت است.این ترکیب حالتی تصفیه‌کننده، زنده و روح‌ بخش دارد و ذهن را برای یک سفر درونی آماده میسازد.
در میانه گرمای آیینی غار همانطور که نسیم آغازین بر پوست مینشیند، گرمایی پرعظمت از اعماق عطر سر برمی‌آورد.کهربا از حالت خنک به گرمایی تابان و تابدار تبدیل میشود و با ادویه‌ای ظریف شبیه دارچین در هم می‌آمیزد. اما این دارچین، شیرین و ادویه‌ای روزمره نیست گرمایی مقدس، مرموز و مراقبه‌ آمیز است که فضایی روحانی و متمرکز ایجاد میکند که اینجا عطر به اوج معنویت خود میرسد.
در آخر آغوش گرم وانیل پس از آن اوج روحانی عطر بر پوست شما ساکن میشود، گویی به خانه‌ای امن بازگشته‌اید. گرمای کهربا همچنان حضور دارد اما این‌بار در پناه شیرینی غنی وانیل و دانه تونکا با رایحه‌ای شبیه بادام، عسل و تنباکوی لطیف قرار گرفته است. مشک سفید نیز حس تمیزی پوستی و جذابیتی محافظه‌ کارانه به این ترکیب می‌افزاید.
رازهایی که پشت این عطر هست بد نیست یک نگاهی بهش بندازیم.آن تازگی آیینی و چرم تمیز آغازین حاصل حضور هوشمندانه اکالیپتوس، نعناع و رزماری است.
گرمای کهربایی مقدس و ادویه‌دار در قلب عطر از پیوند چوب صندل اصیل با رزین کندر متولد میشود. کندر است که آن حس معبدی و مراقبه‌آمیز را القا میکند.
پایه گرم، شیرین و پوستی نیز بر دوش صندل،وانیل، مشک و کهربای مصنوعی استوار است.
با توجه به یونی معرفی شدن ولی به دلیل گرما، عمق و ادویه پوشیده‌اش بیشتر به سمت مخاطب مردانه متمایل است هرچند بانوانی با سلیقه قوی و عاشق عطرهای چوبی،کهربایی نیز میتوانند استفاده کنند.

18 تشکر شده توسط : 🍁Shahab🍁 مرتضی ع
درود
هر دو عطرهای نیش خاص با محوریت مفهوم از گیاه خاص هستند.هردو سبز و گیاهی و طبیعت گرا هستند و عطرهایی نیستند که همه بتوانند بپوشند یا بپسندند،به گیاهان روان‌گردان یا ممنوعه اشاره دارند(حشیش یا ماری‌ جوانا و دیگری ابسینت یا افسنطین) . اما شباهت کلی و مستقیم چندانی با هم ندارند.

14 تشکر شده توسط : مرتضی ع Baby reXa
Egoiste Platinum
لینک به نظر 17 بهمن 1404 تشکر پاسخ به علیرضانصیری
درود دوست گرامی
بله میشه گفت لاوندر یکی ازنت های غالب و اصلی است با همراهی رزماری و شمعدانی.اینم چندتا پیشنهاد لاوندری:
Penhaligon's Lavandula
Caron Pour Un Homme
Calvin Klein Eternity for Men
Prada Luna Rossa
12 تشکر شده توسط : مرتضی ع Baby reXa
در یک بیابان افسانه‌ای ایستاده‌اید،جایی که طلوع خورشید، ریگ‌ زارهای بی‌پایان را با طلایی سوزان میپوشاند و باد داستان‌های کهن را در میان شن‌ها زمزمه میکند. تاکلماکن تنها یک عطر نیست یک سفر حسی است به قلب یکی از مرموزترین بیابان‌های جهان به جایی که وارد میشوی بیرون نمیای. این عطر شما را به این سفر پررمزوراز دعوت میکند.
سفر با یک توفان ظریف اما باشکوه آغاز میشود. فلفل سیاه و زنجبیل همچون نخستین پرتوهای خورشید که بر شن‌ها می تابد، گرما و ادویه‌ای درخشان و زنده را به رخ میکشند. در این حرارت اولیه رگه‌هایی از مرکبات شاداب مانند برگاموت،هوایی را که هنوز خنک است یادآوری میکند. این شروع همزمان هم نیرومند است و هم دلنشین.
پس از آن طلوع خیره‌کننده داستان اصلی خود را آشکار میسازد،عشق به کهربا این کهربا، شیرین، غنی و حیاتی است اما به جای سنگینی حسی از نور مایع طلایی دارد. در اینجاست که گل‌های پخته‌شده احتمالا رز، یاس یا گلهای گرمسیری خود را در آغوش کهربا نشان میدهند. آنها نه گلی تازه، بلکه گویی زیر آفتاب داغ بیابان به عطری شیره‌دار، عسلی و تقریبا مخملی تبدیل شده‌اند. این قلب عطر پرحرارت، اغواگر و بی‌نهایت زنانه است.
همانطور که سفر به پایان میرسد، گرمای خورشید در پوست شما رسوب میکند. پایه‌ای چوبی،کهربایی از چوب صندل، عود ظریف و مشک شکل میگیرد. این مواد رایحه را به پوست گرم شما گره میزنند و خاطره‌ای ماندگار از چرم نرم، خاک گرم و شیرینی‌های شرقی بر جای میگذارند.پایه عطر شبیه گردی طلایی است که پس از یک روز در بیابان بر روی همه چیز مینشیند.
این یک عطر خوشبو نیست یک تابلوی نقاشی حسی است از طلوعی طلایی بر بیابانی بی‌پایان. این عطر برای کسانی است که به دنبال گرما، شکوه و عمق عاطفی هستند بدون اینکه سنگین یا قدیمی به نظر برسد. ترکیب منحصربه‌فرد ادویه‌های درخشان، گل‌های عسلی و کهربای روان، آن را به انتخابی جسورانه و فراموش‌نشدنی تبدیل میکند.

12 تشکر شده توسط : Sam Baby reXa

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan