نظرات | کامبیز سخی
ترتیب نمایش
دوستان عزیز معطر ام
درودها خدمت همه شما خوشبویان ، خصوص معطران
و نوروزتان خجسته باد
هرچند که میدانم در مسیر متفاوت ترین نوروز عمر خویش هستید ، لیک شاد طی کنید و از عبور ازین مسیر طوفانی و پرتلاطم ، اندوخته ها و تجارب دنیوی و اخروی برگیرید ، که این تجارب منحصر بفرد است و قبلا تجربه نشده است !
من خود در منزلی نشسته ام که روزی چند بار میلرزد از انفجار یا عبور موشک !
رایحه انفجار ، رایحه ای نیست که بتوانیم تحمل کنیم ، آرزو میکنم هیچکس هرگز تجربه نکند که از کودکی در جنگ قبل بارها چشیده ام !
توصیف اش نمیکنم که زیبا نیست برای طبع زیباپسند ، لطیف و عاشقانه ی ما عطردوستان بهشت مکان انشاله !
خلاصه که نوروزتان لبالب از روایح نو بلطف خدای زیباآفرین مان :)
دو روز است اینجا بارانی شدید میبارد ، رایحه ی باران را که میشناسید !
خصوص ابتدای آن : خاک نمناک را :)
واو خدای من !
دقیقا زمانیست که باید با عجله ، عطری مکمل را بر خود رها کنید چون اژدهای چینی و سوار شوید بر آن ، به پرواز در هوای بارانی و احساس تلفیق روایح طبیعت و انتخابی خود را در اوج لذت ها به دریافت عشق خدا تجربه کنید !
و اگر معشوقی همراه خود دارید ، آنهم در فصل بهار و غلیان سرخرگ ها ، از بوئیدن موهای نمناک ایشان ذیل باران ، ایضا گونه های سرخ خیس شده و شرمگین ، رایحه چشمهای خیس شده از اشتیاق تماشا و لبهایی که زیباترین رایحه را بدستور خدا میطراود به لبخندی شیرین تجربه کنید و تعدد و قدرت طپش و حرارت قلب او را که در نبض رگهای دست او میطراود ، تجربه کنید به فشار دست های یکدگر که راوی اسرار عشقی ست که هیچکس در جهان نتوانست کشف کند ماهیت و قدرت او را !
و تنها باید تجربه کرد ، که در کلام و کتاب نیاید و اصلا نشاید !
این ، یکی از معانی "قدر جوانی ات را بدان" است که پیرها به جوانان گویند و اگر از ایشان بپرسید : این که گفتی یعنی چه ؟ باید چه کار کنم که قدر جوانی ام بدانم ؟
نمیتوانند به پاسخ :)
شاید روزی اگر خدا خواست و شما ، دقیق و به تفسیر و تعدید بر شما گفتم که باید چه کار کنید که در پیری با خوشحالی کامل بگوئید :
من جوانی ای کردم به کمال ، که بهتر و بیشتر از آن ، نشاید !
و اما :
این دستریز مهربد عزیز را که معلوم نیست چرا مقهور است با جمع ما ( ! ) گذاشته بودم برای نوروز امسال :)
امیدوارم سلامت باشد و غیبت اش تنها به دلیل سرعت بالای عطربازی اش باشد که گفته بودم سرعت بالا به کشیدن ترمز دستی منتهی شود !
این مهم را بارها و بارها تجربه کرده ام بر دوستان نزدیک عطرباز ام !
سپس به کل جدا شوند و فاصله گیرند تا چندین سال بعد که به آهستگی با دنده سنگین به مسیر عطربازی مراجعت کنند !
مزاحم اش نشدم هرچند که دل ام برایش بسیار تنگ است !
ایضا ایرج روحانی عزیز ، سرکار خانم ماری کهنه کار ، مسیح ، پرنیان و دیگر همه ی دوستان کاربلدی که احتمال بازگشتشان بر حسب تجربه حقیر ، اندک است با تاسف !
لیک خوشحال ام که مابقی غایبین کاربلد ما یا حاضر اند اما خاموش ، یا انشاله مراجعت خواهند کرد به هنگام .
روزگار عطربازی نیست اکنون ، که از هر شش جهت بر دنیای عطربازیهای ما حمله شده است با تاسف فراوان !
ما باقیماندگان نیز به عطربازی حاضر نیستیم ، که به مهرورزی !

زرجوف ، ایتالیا ، گلدن دالا
۲۰۱۸ ، ادوپرفیوم ، یونیسکس ، شرقی ادویه ای
مزه : شیرین تلخ گرم تند ( تیز ) دودی
آکوردهای : ادویه ای کهربایی چوبی قهوه ای دودی انیمالیک را درین عطر تجربه خواهید کرد
دود اش از جنس بخور ( گرم و مرطوب ) نیست ، گرم و خشک است . دود گرم حرارتی چند برابری دارد نسبت به بخور مرطوب .
دود گرم مثل آتش و دود درون کویر است لیک بخور مثل روشن کردن آتش و سوزاندن چوب و برگ در جنگلهای مرطوب شمالی ست .
یاد جنگل عباس آباد کلاردشت افتادم که وقتی برای اولین بار رفتم ( دو سال سد سیاه بیشه جاده چالوس بعد از تونل کندوان بودم ) سه روز سر کار نرفتم ، گویی در آمازون بودم ، وسط ظهر تاریک بود از بلندای درختان انبوه ، و صدای پرندگانی همچون آمازون !
سه روز مشغول کشف روایح گیاهی آنجا بودم تا عاقبت سه ماشین از سد آمد و به زور برم گرداندند :)
گمان کرده بودند گم شده ام ، شارژ گوشی ام هم تمام شده بود :)

تست بر پوست
■ پله اول ، تاپ نت :
در چند ثانیه اول که عطر خیس است رایحه ای آدامسی ادویه ای حس میشود که به دو دلیل خیسی عطر ایضا کندر و صمغی ست که با دوز بسیار ضعیف در تکمیل عود است .
به محض خشک شدن عطر نت های ذیل محسوس میشوند در تاپ نت :
ادویه های : قهوه سوخته ، زنجبیل ، فلفل صورتی در دوز ضعیف و هلی که از هل های بسیار با کیفیت و ناز است .
هل در پله اول آرام آرام قدرت میگیرد و در پله قلب به اوج قدرت و زیبایی خود میرسد .
در کنار ادویه ها ، روایح : ترنج ، پوست لیمو ترش سبز ، پچولی و وتیور که هر دو در دوزی ملایم بکار گرفته شده اند و وظیفه ی مرطوب کردن و خاکی کردن رایحه را بر عهده میگیرند .
در پله دوم توضیح میدهم که چرا این دو نت مضاف شده اند در کنار عود کامبوج .
تاپ نت گرم است و شیرین ، تنها مرکبات و چوب ها کمی ، تنها کمی موفق شده اند به حفظ تعادل حرارت و رطوبت !
قبل از تشریح پله قلب ، راجع به زنجبیل تاپ نت توضیحی عرض کنم :
زنجبیل که برای عطور یونی عالیست ، از سویی مکمل نت های سیتروسی ست و از سویی مکمل نت های فلورال خصوص رز و یاس .
هر کجا در لیست نت های عطری ادویه جات معطر دیدید بدانید زنجبیل هم حضور دارد با دوزهای مختلف خصوص اگر نت های مرکباتی و گلی در عطر باشد .

■ پله دوم ، قلب :
تنباکو و آلبالویی هر دو کمرنگ حضور دارند سپس توتون خشکی حس میشود که قویتر از دوی پیشین است ، هل زیبا که دارد به اوج قدرت خویش میرسد ، سپس رز زیبای سرخ که با رز صورتی ( محمدی ) گلابگون تفاوتها دارد محسوس میشود ، از سویی کهربای شیرین نمودار و رایحه به سمت دودی شدن هدایت میشود .
دودی که گرم و خشک و سوزان است !
کهربا ، توتون خشک ، هل قوی ، رز سرخ و عودی کامبوجی که صمغ و کندر نیز همراه دارد و آرام آرام میرسد ، همگی در تشدید احساس این دود گرم مایل به داغِ کویری موءثر اند !
این پله مزه ای بشدت شیرین ، گرم ، تند و تیز و دودی دارد !
در انتهای پله قدرت کهربا به قدرت و تشدید احساس رز سرخ کمک میکند .
عود کامبوجی چیست ؟
یکی از بهترین عودها در آسیای جنوب شرقی در ویتنام ، مالزی و بویژه در کامبوج یافت و تحصیل میشود .
بهترین جفت های عود که مکمل هم اند و رایحه ای پیچیده و چند وجهی ایجاد میکنند :
در گل ها رز و یاس ، و در ادویه جات زعفران و هل ، و در چوب ها پچولی و وتیور ( عناصر خاکی عطرها ) هستند .
یعنی هر کجا عود هست معمولا اینها هم حضور دارند ( مثل همین عطر )
این همان توضیحی بود که در پله نخست عرض کردم خواهم گفت .

■ پله سوم ، درای داون :
تا رایحه میخواهد کمی از شیرینی اش کاسته شود تونکا سر میرسد و نمیگزارد هرچند که نوع شیرینی کمی متفاوت میشود بواسطه ی تونکا !
ضمنا ماندگاری عطر بواسطه همین تونکاست که کومارین از اوست .
من بوی کاکائوی فناوری شده ، یعنی همین کاکائویی که همه میشناسیم و خودم از عشاق اویم حس نکردم ، اما کاکائوی خام چرا .
که بویی ضعیفتر ، خام ، تلخ ، لزج و کپک زده و متفاوتی دارد .
چند سال پیش هفته ای یک نوتلای دو کیلویی میخریدم و حین تماشای فیلمهای سینمایی هنری که از بهترین تفریحات من است ، با یک قاشق چایخوری دسته بلند مشغول اش میشدم و بیش از یک هفته دوام نداشت تازه با کلی پرهیز و مراقبت !
اکنون که باید دست بر شیشه نوع ایرانی اش (فرمند) که نگاه اش هم نمیکردم ، بکشم و بر صورت خویش تبرک کنم !
از آن سالها و نوتلاها فقط قاشق دسته بلند و خاطره اش باقی مانده ست !
اگر اوضاع درست و خوب شد و کشتی اش آمد ، آنقدر بخورم که بروم بیمارستان :))
عقده ای شده ایم برای همه چیز درین دنیا !
الان دارم از عطرهایی مینویسم که اکنون آرزوی تبرک شیشه اش را داریم و او میگوید : نخواهم آمد !
حال آنکه پیش ازین تماشایش هم نمیکردم و او میگفت تورا بخدا مرا ببوس ، و من میگفتم دهانت بوی خوش نمیدهد ، حال بگذار ببینم چه میشود !
اکنون میگویم تو را بخدا بوسی به ما نمیدهی ؟؟
میگوید ۲۰۰ میلیون بده تا کمی فکر کنم در موردش !! قولی هم نمیدهم !
آخر این هم شد زندگی ؟
دماغش به این گندگی ؟
تازه فین فین هم شده است و چون پینوکیو چنان دراز دماغ شده است که نمیتوان نزدیک شد :)

در انتهای درای داون در کنار عود و تونکا ، فندقی ملایم هم مضاف میشود به رایحه پایه .
فندق : از حوالی قرن بیستم فندق به روایح عطور اضافه شد ‌. رایحه ای چند وجهی دارد :
آجیلی ، آجیلی برشته ای ، شیرین ، تلخ ، گرم ، کاراملی ، کهربایی ، وانیلی ، ادویه ای ، عمیق و رایحه ای ظریف از خاک دارد .
مطمئن ام که همگی با روایح انواع خام و برشته آن آشنایی دارید .
در شرقی ها معمولا مضاف میشود تا حسی گرم ، غنی ، عمیق ، وانیلی ، کهربایی ، ادویه ای و خاکی دهد ، البته هر کدام با درجاتی متفاوت از قدرت بروز .
فندق حسی مردانه به عطر میدهد خصوص در یونی ها و حتی زنانه ها بکار میگیرند برای تعادل و توازن در خروجی جنسیت رایحه عطر .

دوستان عزیزم
حین تقدیم این ریویو دو بار بمباران را تجربه کردم ، از خدایمان بخواهید سرانجام همه ما را ختم به خیر کند و آنچه که به صلاح مردم ایران است زودتر صورت پذیرد تا مردم بیگناه کمتری حوادث جنگ را تجربه کنند و صلح انشاله که بهترین روایح خداست در همه جای جهانمان جاری باشد .
وظیفه داشتم به پاس ادب خدمت برسم هرچند میدانم هیچکدام دل و دماغ عطربازی ندارید !
قبلا برایتان شرح داده ام که چرا گفته اند قدما ، و میگویند : دل و دماغ !
ما عطردوستان شاعرپیشه ایم و ظریف دل !
تاب و توان بوئیدن روایح بد و بی مهری ها نداریم !
خدایا همه در انتظار مهر تو و شادی نشسته ایم ، برسان که تویی تنها خالق و رساننده زیباترین روایح نیکی ها .
ارادت ها خدمت همه ی دوستان نازنینم
امید به دیداری شاد و معطر
54 تشکر شده توسط : مجتبي۶۳۳۳ هاشم پور
212S--Y for Men
لینک به نظر 26 اسفند 1404 تشکر پاسخ به علی
دوستان جان ام
درودهای بسیار خدمت همه ی شما عزیزان ام
و مشتاق دیدار :)
دوست گرامی ام جناب علی
عرض احترام و درود
نخست عرض کنم که از خواندن متن شما با این انشای زیبا لذت ها بردم .
که انشاء هر کس ، ایضا سلیقه در انتخاب واژگان و کلمات ، و دقت در زیبایی آنها همراه با روانی جملات همچون موج دریا و همان نسیمی که مرقوم فرمودید ، نشان از عمق سواد و دانش هر کس دارد !
خصوص در خانه ای که ده ها هزار خواننده دارد و بالاخص در خانه ای که امواج خوش آهنگ روایح در متن و بطن آن جریان دارد ، کلمات نیز بایست باردارِ روایح نیکو باشند :)
اکنون که مینویسم ساعت ۵ و نیم صبح است و صدای چندین انفجار مهیب ، پی در پی به گوش میرسد !
خانه من که جدیدا به آن منتقل شده ام با هر انفجار میلرزد !
لیک من آرام ام :)
چند روزیست پس از مدتهای طولانی ، که برای نخستین بار در طول عمرم از عطور و روایح فاصله گرفته بودم به غم ، معطرم :)
بیش از همیشه :)
اگر زیر بمباران جسم بگذارم و جان برهانم ، زهی سعادت که سالهاست پس از مراجعت ام ( که به دوستان میگویم : گول ام زدند و برگرداندند ! ) انتظارش کشم :)
و اگر ماندم کماکان در زندان تن و زندان دنیا ، که کارها دارم به واپسین ، برای انجام !
اختیار آدمی ، آنچنان بزرگ نعمتی ست که حتی در آنسو ، شخص خدا نیز نمیتواند قانون خویش نقض کند و "دستور" به بازگشت دهد !
باید خودت به زبان بگویی : باشد ، برمیگردم !
و برای دریافت این جمله از دهان من ، که مصرا میگفتم برنخواهم گشت ، چه ها که نگفتند و نکردند !
تا آنکه خود را در یک اطاق تاریک در کنار یک مرد دیدم .
میدانید مرد زیبا یعنی چه دوستان من ؟؟
محال است بدانید !
امکان ندارد !
من نیز تا آنروز نمیدانستم !
آن مرد چنان بود در زیبایی مردانه ، ایضا معطر به عطری که دیوانه کرده بود مرا ، که مایل بودم تا روز قیامت همانجا بایستم و لبخند و چشم های او را که برنگ سبزی تیره بود که توصیف ناپذیر است اینسو ، تماشا کنم !
سپس تصویری باز کرد بر من ، چون تلویزیونی که حاشیه نداشت ، و خود را دیدم در یک ۱۳ به در بارانی که مشغول جمع آوری وسایل و انتقالش به صندوق ماشین بودم همراه با زنی بلند قد که هرچه کردم او را ببینم نتوانستم ، محو بود اما با عشقی عجیب مشغول تماشای بازی دو دختر ۸ و ۶ ساله ( حدودا ) بود ، که آنجا درک کردم عشق مادر به فرزند چگونه است و یعنی چه !
آن دو دختر را که دختران خودم بودند به وضوح هرچه تمامتر دیدم و آنچنان زیبا بودند که وجودم سراسر عشق به آنان شد !
چنان گیر بدی افتاده بودم آنجا از سه سو که درک اش برای شما ممکن نیست !
از سویی نمیتوانستم چشم از آن مرد بردارم ،
از سویی نمیتوانستم چشم از آن دو دختر که زیباترین دخترانی بودند که در عمرم دیده ام بردارم ،
و از سویی اشتیاق زائدالوصفی به کشف و شناسایی آن زن داشتم و هرچه بیشتر سعی میکردم کمتر میافتم !
آنجا فهمیدم که چرا در تمام عمر فراری بوده ام از زنان حال اینکه عاشقانه همه ی ایشان را دوست میداشتم و دارم !
پدرم دقایقی قبل از رفتن ، بر تخت بیمارستان گفت : نگران توام ، دلهای بسیاری را شکستی ، من را نیز ناکام گذاشتی که آرزو داشتم همسر تو را ببینم !
که گفتم : من به هیچکس ، نه قولی دادم ، نه نزدیک شدم ، نه حتی صحبتی کردم لیک شما قبل از خودم او را خواهی دید :)
این ماجرا ، یکی از بزرگترین اسرار زندگی من است که هرگز به کسی نگفتم ، مگر مدتی پیش به اصرار بی حد دوستان در کلاس ، که مصرانه مایل بودند از اتفاقاتی که در آنسو بر من افتاد بدانند که البته یک از ده گفتم که این ماجرا نیز جزء آن یک بود !
اینکه بر شما گفتم گول ام زدند تا بگویم : باشد ، برمیگردم ، یعنی چه :)
و اما رازی دیگر ، عطر و فلسفه و ارزش آن است که آنسو بر من روشن شد و انشاله اگر روزی زنده بودیم و دور هم جمع شدیم به جشن حضور ، بر شما به تفسیر و تفصیل خواهم گفت که شنیدن اش بر شما که از اهالی آنید ، دوچندان شیرین است نسبت به مابقی خوشبویان !
که چرا هر چیز درین جهان ، رایحه ای دارد !
و عطر ، اینجا چه ها کند ، که ما تنها یک بُعد از آن را شاهدیم و از مابقی ابعاد ، غافل !
اینکه چرا هماره گویم : شما از اهالی بهشت خدائید !
اینکه چرا هماره توصیه کند این حقیر که : نیک پندار و نیک رفتار و خوش گفتار بمانید اینسو !
مقصدتان بر من معلوم است ، که دیده ام رفتگان همکیش و خوشبوی همچو خودمان را آنسو ، که چگونه از عشاق عطور بودند اینسو و چرا ، و سرانجامِ خوشبویی ایشان به کجا کشید و چرا آنانیکه سه پاس را پاس داشته بودند مضاف ، خوشبوترین بودند به کل ، در آنسو !
هیچ میدانید آیا که : هر کار نیک ، بویی مخصوص به خود دارد ؟!
و آنانیکه معطرتر اند به عطری که هم عمیقتر است و هم پر نت تر با غلیظترین پرفومنس ، که وقتی رایحه ایشان بر هر کس میرسید ، توان تحمل نداشت به ایستادگی و بی اختیار به تسجید و تعظیم و تکریم میپرداخت چگونه اینگونه شده بود ؟!
و اینکه "چرا" ما از عشاق عطوریم لیک همه ی دیگر نیستند ؟؟
و اینکه چرا اینگونه شده ایم ؟؟
و این چراها به چه چیزهایی بستگی داشته است ؟
و اینکه ماجرای عطر فروشان چیست و بقول خیام :
من در عجب ام ز می فروشان کیشان
به زانچه فروشند ، چه خواهند خرید ؟!
که البته نیت و کنه شخصیت ایشان ، آنها را به چندین دسته تقسیم کند و ازینروست که گفته ام پرسنل عطرافشان ، فرشتگانی دیگر اند !
عطرفروش هم هست که تجارت مرگ کند یا خود از مرتدین و شیاطین است !
آری ای دوست عزیزم جناب علی ، و ای همه ی دوستان نازنین و معطرم ، هر بو ، نه فقط رایحه ای گذرا ، بلکه بخشی از زندگی و حافظه ی ماضی ماست که با خود به همراه آورده ایم !
ما ، تکامل یافتگانیم اکنون !
ادله و دلائل دقیق اش ، با من !

برایتان نوروز و سالی نو ، مالامال از شادی هایی که به طلب ، انباشته کرده اید ، یکجا ، و آنچه از عطور آرزو داشته اید ، مکرر ، و غلیظترین رایحه ی عمیق خوش حالیها و خوش دلیها آرزو میکنم در عین سلامتی خود و عزیزانتان .
و امید بسیار دارم به دریافت انشاله ، که هیچ مردمی در این جهان پهناور ، چون شما لایق به دریافت آنها نیست که باسلیقه ترین اید در هر چیز خصوص عطور و صبورترین بوده اید به دریافت ، حال آنکه محق ترین اید به برداشت !
که جز نیکی نکاشته اید ساااالها و در حین داشت ، مبارزه ها کرده اید با آفات درون و بیرون به صبوری و تحمل و سرخ کردن گونه های خود به سیلی ، که :
از آزمایشات خدا هماره سربلند و پیروز خاسته اید !
حق ، هماره همراه شما هست و باد !
سلامت نگاه دارد او همه ی نیکان روزگار را انشاله
ارادت های بسیار
💐
39 تشکر شده توسط : هاشم پور Mehran
Bentley Intense EDP
لینک به نظر 8 اسفند 1404 تشکر پاسخ به Rezvani
سلام بر رضوانی عزیز ، جوان رعنای بهشتی
خدای را سپاس بر کسب این افتخار توسط این حقیر .
بله ، اینستاگرام ام قطع است .
لیک ازین باب ناراحت نیستم بلکه خوشحال :)
من هرگز اهل اینترنت نبوده ام !
اتفاقا همه ی اطرافیان بسیار متعجب اند از فعالیت مستمر و روزانه ام در عطرافشان !
منهای این اواخر که به جبر روزگار و از چند بابت ، کم کار تر شده ام خلاف میل باطنی ام .
انشاله به روزگار شادی ها ، جبران کنم به تلاشی چندین باره ، به ساختن ایامی شاد و آموزنده بر دوستانِ جانِ محق ام بلطف خدایمان !
و اما راجع به فرمایش مهیر شما :
من مطلع بودم و اتفاقا بواسطه ی چپ دست بودن خودم ، راجع باین موضوع تحقیق مفصلی کرده ام :)
لیک :
ضعف اعصاب ، ارتباط مستقیم با این موضوع ندارد اما بطور غیر مستقیم و بدلیل ایجاد فضای بازتر در نیمکره چپ مغز ( که مسئول کنترل سمت راست بدن است ) در فقدان بخش دستخط برای راست دست ها ، قدرت تفکر و انتاج و بررسی تجارب ، میتواند اینگونه و بصورت غیر مستقیم مفید باشد !
سمت چپ مغز ( که نیمتنه راست را کنترل کند ) تواناتر نیست بلکه مسئول تر است و پرکارتر !
حال افراد چپ دست ، از نیمکره راست مغز خویش بیشتر استفاده کنند .
من با دست راست نیز مینویسم ، لیک تنها یک دستخط دارم حال آنکه با دست چپ سه دستخط دارم : شکسته ، نستعلیق و چلیپا .
البته منظورم با خودنویس یا خودکار است .
و اما فرمودید : سمت راست مغز عملکرد سالمی ندارد که با این جمله مخالف ام :)
هر قسمت از مغز مسئول انجام کار یا دریافت و ترجمان حسی از احساس شش گانه است !
حتی آن قسمت میتواند باندازه یک عدس باشد ! یعنی : مغز ، قرینه نیست در اجزاء و انجام کارها !
نکته مهم : عدد دقیق اش یادم نیست لیک ما از کمتر از ۱۵٪ از کل مغزمان استفاده کنیم !
چرا و چطور از مابقی استفاده نمیکنیم ؟!
از مابقی اش میتوانیم بهره بگیریم لیک چگونگی اش را نیاموخته ایم هنوز !
البته درصد مذکور ربطی به درصد هوش ندارد ، مثلا من که درصد هوشم ۱۳۳ بود در زمان کودکی ( البته الان خنگ ام هرچند که گفته بودند این درصد تغییر فاحش نکند :) باین معنی نیست که از درصد بزرگتری از مغز ام استفاده میکنم بلکه باین معنی ست که از همان درصد ، بهتر یا بیشتر استفاده کنم .
این ترجمه علمی ماجراست حال آنکه بعدا و طی تحقیقاتم پاسخ پرسش ها را یافتم و متوجه شدم که چرا برخی هوشیارتر اند و آیا آنها واقعا مغز بهتر یا بزرگتری دارند ؟
پاسخ اش خیلی جالب بود ، جایش و زمانش نیست اکنون اما همینقدر بگویم که مغز ( که ابزاری کاهنده است و نه افزاینده ) در ایشان ناقصتر از معمول است و وظیفه کاهندگی خود را خوب انجام ندهد و آگاهی ها عبور کنند از ضعف آن !!
راجع به عملکرد و انواع درصدهای مغز فیلم سینمایی "لوسی" را حتما تماشا کنید درین باره که بسیار زیبا ، غنی و علمی ست !
دیگر : متوجه فرمایشتان نشدم در خصوص اینکه فرمودید " حتما امتحان کنید "
اگر منظور امتحان ، نگارش با دست چپ است ، که قبلا هر دو انجام شده ست :)
اگر منظور تفکر بوده است که : قسمت تفکر و استنتاج ، سلولهای خاکستری غشاء خارجی مغز است .
یاد هرکول پوآرو بخیر که دوست ترین اش داشتم بین همه ی دیگر ، هرچند که برخی بستگان به طنز ، مرا شرلوک صدا میزدند بواسطه دقت بر جزئیات و حدس های قریب به یقین ، ایضا شباهت ظاهری جسمی :)
لیک شباهت رفتاریم بیش بود به پوآرو ، خصوص از چه بابت : نظافت ، پوشش و خصوص وسواس نظم :))
از اتمام سریال اش غمگین ترین بودم !
آقای دیوید سوشه را به همین دلیل بسیار دوست دارم :)
و اما شفافیت تفکر که فرمودید به چند عامل بیرونی و درونی مرتبط است :
○ تفکر : نحوه و روش و متد تفکر ( که ابزار درونی و برونی دارد )
○ اندیشه : که خارجی و اکتسابی ست .
○ دانش : که ابتدا حاصل کسب اندیشه و سپس میتواند حاصل تفکر شخص باشد .
○ بینش : که از مجموع تفکر ، اندیشه و جهانبینی تشکیل شود .
○ جهانبینی : که ملغمه ایست از همه ، خصوص فیزیک و متافیزیک ، ایضا میزان تسلط بر اسرار .
○ مطالعه : تسلط به علوم و فنون فلسفه ، فقه ، منطق ، شرع ، آئین ، انواع مذهب و هدف آنها
○ حکمت : شعر ، شعور ، آگاهی ، تجربه و تاریخ
○ تجربه انواع هنر : نه به غایت آن ، یعنی نه به معنای تسلط یا هنرمند بودن ، بلکه یعنی علاقمندی و کنجکاوی در اقسام هنر
○ تسلط به تاریخ و قوانین مجرب آن
○ تسلط به قوانین طبیعت ( الهی ) : که قوانینی کاملا مجرب ، قطعی و شیرین است !
مثلا برای نمونه :
قانون اوج و حضیض ( فواره ! )
که میگوید : هر شخص یا جریان یا اتفاقی ، مشمول قانون فواره است ، یعنی :
هر که بالا رود و به اوج رسد یا در مسیر آن باشد ، محکوم است که سقوط کند و پایین بیاید ، همچون فواره آب !
اگر دقت کنید میبینید که همه شخص و همه کس ، همه دولت و همه ملت این قانون را تجربه کرده اند یا در حال تجربه آن اند !
مثلا چین چندین بار این قانون را تجربه کرده ست و اکنون دوباره در اوج است ، تا حضیض مجدد اش کِی باشد ! یا امپراطوری بریتانیا !
هیچ شخص ، دولت یا ملتی ازین قانون مستثنی نیست !
یا قانون : عدم تکرار و مانند !
یعنی هیییچ ذره یا اتمی درین جهان بزرگ ، عینا مساوی و مانند یکدگر نیست !
برسد به سلولهای ما ، خود ما ، تمام ستارگان و سیارات و کرات و کهکشانها
هر کدام از شما ، در طول تاریخ بشریت ، از ازل تا ابد ، کاملا منحصر بفرد اید و همتا ندارید !
یا این قانون مرکزیت :
هر کس ، در مرکز عالم هستی قرار دارد و همه ی دیگر و کل عالم ، پیرامون وی گردند !
انشاله اگر عمری بود ، یک روز همه ی قوانین هستی را یا لااقل اهم آنها را در یک نظر ، خدمتتان تقدیم میکنم که بسیاااار آموزنده ، شیرین و دقیق و تعجب آور است و بالاخص : راهگشا در زندگی های شما دوستان عزیزم !
که اغلب قوانین مذکور ، با عطر و عطربازیهای ما کاملا مرتبط و صدیق اند ! جالب اش اینجاست که هر قانون را در دنیای عطر خودمان مصداق خواهم داد !

در کل ، متشکرم جناب رضوانی انشاله بهشتی ما که روایح بهشتی را میپراکنید درین خانه !
یک پند دوستانه : ایکاروس ، یا هر دوست عزیز دیگرت را به تسابق نیانداز با غیر ، از طریق تقدس ! که اینگونه دوستی ، به عداوت منتهی شود ! تعریف یا تشکر ، چیزیست و تقدس و انحصار چیزیست دیگر ! که دومی منتهی به عداوتی دست و پاگیر شود !
یادم هست چند سال پیش بر دوستانمان نوشتم : هر کدام از شما میتوانید به کوشش و مطالعه ، سبقت گیرید از ایکاروس !
حال به دقت در این جمله تفکر و اندیشه کن و سپس قیاس کن با جمله خودت که البته میدانم از عمق علاقه ات به ایشان نشاءت گرفته و صادر شده است !
آنوقت ببین کدامیک بر القای بزرگی ی وی کوشد و نیز کدامیک بر تلاش وی با فراخ بال بین دیگر دوستان اش منتهی گردد :)
این یعنی تفکر همه جانبه ، قبل از صدور جمله ، که قدما و حکما آنرا جویدن جملات پیش از صدور میگفتند !
میتوان با یک جمله تعریف ، اسباب زحمت یک دوست شد یا با یک جمله تردید ، اسباب ترخیص وی از عذاب یا مشکلی خاص !
مثلا : در یکی از حکایات سعدی خواندم :
به نثر و تشبیه گویم :
دوستی در یک جمع ، که چند تن بزهکار در بین آنان بودند براستی گفت : فلانی بهترین کارآگاه جهان است چنانکه ظرف یک شب دزدان گیرد به هوش !
بلافاصله هر کدام از بزهکاران نقشه ی قتل اش را در ذهن ریختند که حس خطر کردند !
حکیمی در جمع بود از دوستان آن مرد دانا ، بلافاصله گفت : دوستمان به طنز ، معکوس گفت ، که منظور خنگ ترین کاردانان بود آنچنان که یکبار همین گوینده را بجای یک دزد گرفت و ازین است که دوستمان وی را بهترین کارآگاه جهان خواند به سخره !
همه خندیدند بر او لیک جان اش حفظ شد :)

البته این حکایت به موضوع مذکور ما مصداق ندارد فقط حکایتی آموزنده بود در زندگی های ما :)
دیگربار ممنونم بابت نکته مفید و معطر امروزت بر همه ما بالاخص حقیر
حال یک سوال جالب :
محل حس رایحه عطر ایضا محل لذت از رایحه عطرها در کجای مغز ماست ؟
آیا محل حس رایحه لذیذ و حظیظ عطرها ، همان محل ترجمان حس بویایی ست ؟

ارادت ها :)
26 تشکر شده توسط : Mehran حسین رفیعی
بوی حشیش توهم می آورد جناب سورچینلی !
باید از آن اجتناب کرد !
تا سپس ، چشم باز شود و مصداق ها که دروغین مینمایند ، دیده شوند و راست جلوه کنند !
فلسفه و منطق و عقل هر سه زائیده ی راستی اند حال آنکه در توهم همگی معکوس دیده شوند و منطق به عکس کنند !
دود خفگی آورد و اکسیژن خواهد !
هم خودش ، هم خواهانش .
دیگران نیز بدون اینکه تفکر کنند ، توهم کنند !
کاش سیل دانش ما را ببرد به باران خدای پا‌کی ها
نه سیل توهمات !
خواب آلودگی زایش توهم است ، بیدار شو از توهمات دودآلود جناب سورچینلی رایحه ات را تعویض کن !!
پشت به رایحه غبارآلود ، رو به خورشید چون گل آفتاب گردان !
لیک چه راست گفتی در انتها ، که :
جلوی بوی عطر را نمیتوان گرفت !
بوده است ، هست و خواهد آمد !

با احترام به دوست عزیزمان آقای قهرمانی که راوی آن نظر بود .
36 تشکر شده توسط : هاشم پور Mehran
Bentley Intense EDP
لینک به نظر 3 اسفند 1404 تشکر پاسخ به M Ahmadi
سلام ها بر همه ی دوستان نازنینم
و عرض ارادت جناب احمدی عزیزم
سپاس گذار لطف سرکار
باعث افتخار است پسند شما بر نوشته های این حقیر
حال که مرا دوست داری ، پس وظیفه ای بر من ساختی به پاس دوستی :
آن یک بیت شعری که ذیل صفحه ی باربری لندن ، منسوب به حافظ نوشته بودی را خواندم .
نیاز به ویرایش دارد .
ویرایش کن که شعر باید صحیح نوشته شود و درست خوانده شود !
قسمتی از عمر من به تفسیر ( رمز گشایی ) شعرِ شعرا گذشت !
درست خواندن اش بماند که پدربزرگ و پدرم تاکید بسیاری بر این اهم داشتند !
چرا ؟
چون اسرار دنیا در شعر ( شعور ، آگاهی ) پنهان است !
هییییچ شاعری ، خود نمیگوید !
بلکه تنها منتقل میکند !
لیک قدرت یا ضعف اش بستگی به شخص یا همان شاعر دارد که به سه چیز وابسته است :
- دانش و بینش و اشتیاق !
از کدامین سو ؟
چه منفی چه مثبت ، چه اهورا چه مزدا ، چه نور چه ظلمت !
لیک همگی : پیام در خود دارد !
پس حال که خداراشکر و زهی سعادت اهل شعر و شعوری ، بر آن و انتقال اش دقیق باش !
لیک منظور صحیح ات را دریافتم !
چه کس داند که : انتخاب کرده است یا انتخاب شده است ؟!
یکی از کشف اسرار ، اتفاقا همین است :)
در عطربازی ما هم مصداق دارد :)
قبلا عرض کرده ام : ما فکر میکنیم که این مائیم که عطری را انتخاب میکنیم :)
حال آنکه اوست که ما را برمیگزیند !
چطور و چرا ؟
چطورش : رایحه ای بر ما میرسد ، یکی درب گوش ما گوید : دیدی چه بود ؟؟ معجزه نبود ؟؟
و تو میخواهی اش !
حال ، چرایش :
در راه کسب آن ، تجربه ها کنی و با کسان آشنا شوی ،
سپس با استفاده از آن : تجربه ها کنی ، با کسان آشنا شوی و دقیقا همان پیغام که گرفتی را منتقل کنی !!
حال : این نخ ها را ( ارتباطات ) بهم وصل کن و ببین چه طرحی دیده شود !!
روح هادی !
که ما را هدایت کند به سمت و سویی که "باید" برویم و باشیم !
حال ، سلیقه را نگاه کن :
ما ، معطر به آن سو رویم !!
دیگران نیز به طُرُق دیگر روند لیک فقط مائیم که معطریم !
کاش ای همه ی دوستان عزیز و معطر ام ، بدانید که چه میگویم !
زهی سعادت بر همه شما که بیش از دیگران نگاهبان و راهنما دارید اطراف خود بواسطه ی رایحه ی خوش و جاذب تن هاتان !
و اما درسی دیگر :
داستان "انتخاب" در ازدواج نیز صادق است !
این یکی خیلی طولانی و پر پیچ و خم است !
تنها همین بگویم :
خوشا بحال زوجی که : زن ، مرد را انتخاب کرده است !
این یک ، بین همه ، توفیق بیشتری دارد حتی از عشق دو طرفه ( در این سو )
چون عشق دو طرفه ، معنای جفت دارد و نه همسر ،
و جفت داستانی آنسویی دارد که معمولا در اینسو خیلی توقف ندارند و زودتر از مابقی با هم میروند !
خوشا به سعادتشان !
این دانش نیز ، همراه با کشف رموز اش ، از من زمان زیاد گرفت !
قبلا برای مردانی که اهل یا در شُرُف ازدواج اند ، مهمترین و طلایی ترین کلید را گفته ام در همین عطرافشان !
امروز برای زنان از نوع جفت یابان میگویم و نه همسر یابان :
درست پیش از زمانی که بناست جفت شما سر راه شما قرار گیرد ، شبکه منفی کسی را میفرستد که دقیقا همان خصوصیاتی را دارد که شما در ذهن ( به سلیقه خود ) پرورانده اید !!
باید صبر کنید !
البته این ماجرا تیزبینی ی زیاد میخواهد !
میترسم چون برخی ممکن است حاذق نباشند اشتباه یا صبر بیجا و طولانی کنند و شری شود و بدهکار شوم :))
پس : آنچه صلاح میدانید کنید لیک این عرض مرا هم گوشه ذهن داشته باشید !
همیشه ، آنی را که در ذهن ساخته اید بر اساس قیاس دیگران و ازدواج های دیگران ، جفت شما نیست !
تا همین جا بس است !
که جوینده ، خواهد یافت کلید را !
تعدد طلاق های امروزه یعنی : تعدد اشتباهات !
تمام :)

سعدی چندین جا میگوید ( دو جایش را تقدیم کنم )
که گفت بر رخ زیبا نظر خطا باشد ؟؟
خطا بُود که نبینی ( نبینند ) روی زیبا را !
* * *
به روی خوبان ، گفتی نظر خطا باشد ؟
خطا نباشد ، دگر مگو چنین ، که خطاست !
* * *
باز هم هست لیک همین کافیست !
تازه شعرای دیگر بمانند که باید تا فردا بگویم و بنویسم !

ارادت ها خدمت دوستان عزیزم
شاد که نتوان بود فعلا ز مشکلات روزافزون ، خوشبو چون همیشه نیز ایضا ، لیک معطر و فکور باشید !
30 تشکر شده توسط : Mehran Zahra
Bentley Intense EDP
لینک به نظر 1 اسفند 1404 تشکر پاسخ به مهرداد
عزیزترین دوستان جان
سلام ها خدمت همه ی شما معطران
انتهای هفته تان شاد باد انشاله
هرچند میدانم دشوار است تحقق اش .
امشب فرصتی کوتاه دست داد سری به خانه معطرمان بزنم تا از حس حضور او ، ایضا شما و دریافت عطور تن تک تک شما به مجاورت ، خوشبوترین شوم ، درین مدت .
چند نظر زیبا از دوستانمان مطالعه کردم تا رسیدم به نظر دوست عزیزمان مهرداد و سپس وارد صفحه عطر شدم و نظر ماقبل آن را نیز که صادره از سوی علی عزیزمان بوده ایضا پاسخهای مرتبط مطالعه کردم ، سلام خدمت همه دوستان مشارکت کننده این عطر زیبا بوی بزرگ عطار !
مطلبی به ذهن ام رسید در مطالعه این چند نظر که بد ندیدم خدمت شما معروض شود .
قبل اش عرض کنم که با نظر مهرداد عزیز موافق ام
اولا "عطر" بد رایحه نداریم !
خصوص عطوری که خالقانی بزرگ و شهیر دارند
هر عطر در پاسخ به درخواست بویایی ، سلیقه و لذتجویی ی عده ای بیشمار تولید میشود !
فقط مشکل اینجاست که نظردهنده ، رای دهنده ، راوی یا نقاد ممکن است از اصحاب آن رایحه نباشد ، لیک برای گروه هدف ، غایت لذت است !
حتی در عطور نیش !
عطرهای دیزاینر که بمانند ، که بسیار بر بخش فروش از باب سلیقه ی هدف ، تحقیق و بررسی و سرمایه گذاری میشود !
سوال :
پس مشکل این عطر چه بوده است ؟!
》یادتان هست چند روز پیش چه مطلبی را عرض کردم ؟
تاریخ انقضای یک عطر در برند سه سال است !
سپس با شیبی ملایم یا تند ، مخاطبین خود را ظرف نهایت ده سال سمت هدفی دیگر هدایت میکنند !
بعد از آن چه میشود ؟
سه اتفاق میافتد :
۱ - اگر آن عطر جهانگیر باشد : برند خود تولید را ادامه میدهد لیک فلنکرهای متعدد جهت جذب و جلب سلیقه های مختلف در همان تلورانس رایحه تولید میکند .
مثل آونتوس مثلا .
۲ - اگر عطر پرفروش باشد : برند امتیاز ساخت عطر را واگذار میکند به بهترین قیمت ، لیک سعی میکند تحت لیسانس باشد و نظارت میکند تا نام عطر یا برند مخدوش نشود .
خصوص وقتی که توجیه اقتصادی آن عطر از باب تهیه مواد اولیه ، زیر سوال رود .
اما :
دیده شده که شرکت دوم ، خودش دوباره امتیاز را به شرکت سومی واگذار کرده ست !
از سوی دیگری :
عطر شهیر و پرفروش ، زیر ذره بین طمع ورزی آقایان فیک ساز میرود ، آنهم به کررات !
خودتان دیگر حدس بزنید که از یک عطر شهیر و بالاخص ارزان قیمت ، چند نوع تولید مختلف میتواند در بازار یافت شوند !
عطر اصلی شرکت دوم ، سوم ، ... ، تولید امتیازی ی کشورهای مختلف از سویی و الی ماشاله فیک آن عطر از دیگر سو !
میدانید چند عطر بزرگ درین طومار جای میگیرند ؟؟
لیک چون جمله بالا بار منفی دارد ، صحیح نیست چند عطر را نام ببرم !
۳ - اگر آن عطر کم فروش شود یا تولیدش ، نه برای برند اصلی و نه برای امتیاز گیرنده به صرفه باشد : تولید متوقف میشود .
این ازین نکات .
و اما در خصوص فرمایش علی عزیزم ایضا دیگران که فرموده بودند نت های پله اول علائم حساسیت ایجاد میکنند مثل عطسه و سوزش و ... چون نت ها مثلا فلفلی ( تند ) هستند :
دوستان عزیزم ، حساسیت ، هرگز به نوع نت ها ارتباط ندارد !
فراموش کنید که مثلا نت های فلفلی تندی ایجاد میکنند ( منظورم در رایحه نیست بلکه در مزه ) همچون چشیدن آنها !
حساسیت هیچ ارتباط به نت های عطر ندارد !
پس به چه دارد و از کجاست ؟
از کیفیت مواد متشکله عطر ، یعنی از کیفیت ترکیبات سخت افزاری عطر و نه نرم افزاری آن !
ادله :
چرا تولیدات خود برند بنتلی اینگونه نبود ؟!
این عطر در چند سال تولید برند اصلی ، شاهکار بود و بسرعت شهیر شد !
این ماجرا نه فقط برای این عطر ، که مشابهات بسیاری در برندهای دنیای عطور دارد !
راهکار چیست ؟
اگر به هر دلیل ( تجدید خاطره ، کالکشن ، تحقیق ، بایگانی ، امضاء ، علاقه ، دریافت تبلیغ ، هدیه به عاشق آن ، کنجکاوی ، ... ) مُصرید که تهیه کنید ، باید حتما از بهترین و دقیقترین شرکت عرضه کننده تهیه کنید !
یعنی شرکت یا سایتی که کارشناس مجرب خرید دارد ، مثل عطرافشان خودمان که در صدر این لیست کوتاه و کم تعداد و انگشت شمار است !
درین بازار بلبشو که لیست معکوس آن ، طوماری ست از هزاران !!
چه سایت ، چه فروشگاه !
یعنی چندین مدل بنتلی اینتنس هست که همگی عینا همشکل و مشابه اند در ظاهر لیک تنها یکی ازین چندین ، مدل تحت لیسانس است ! همگی میتوانند مقیود باشند که : ساخت بنتلی فرانسه !
حال آنکه همانطور که عرض شد تولیدات چندین کشور و چندین کارگاه ریز و درشت اند !
نه میشود پلوم را باز کرد و تست کرد و نه میتوان کارشناس ارشد کشف این هندوانه ی بیرون زیبا و درون زشت بود !
پیرمردان قدیمی میگفتند زن گرفتن اینگونه است لیک عطر خریدن ، اکنون در مقام اول است قبل از ازدواج :)
آن یکی یکهو میکشد در شب زفاف پس از روءیت صورت و سیرت عروس ( قدیم ) لیک این یکی به تدریج و عذاب :))
هر بار که شیشه را میبینی میگویی :
ای داد بیداد !
خودم یک بار سالها پیش در ابتدای عطربازی این کلاه بر سر ام رفته است و آن را نگه داشته ام تا هر بار ببینم و قدر عافیت و تجربه بدانم :)
الان یادم نیست کدام عطر بود اما یادم هست در نوشته هایم در بخش نظرات عطرافشان گفته ام !
مدتهاست که عطرها را جمع کرده ام تا روزگار خوشدلی و خوشبویی انشاله .
چند روز پیش عرض کردم :
به محض ظهور یک عطر بزرگ ، در سه سال نخست تولید ، چندین نسخه آرشیو کنید ، تعدادی برای خودتان ، تعدادی نیز برای دوستانی چه نزدیک ، چه دور ( مثل همین دوستان عطرافشانی )
هم مهر دارد هم اگر لازم باشد سود مالی !
در غیر اینصورت اینگونه عطور را حتما از محلی کاملا مطمئن ، مجرب و کاردان تهیه کنید .
عطر ، هر نتی که داشته باشد ، احساس حساسیت یا دریافت رایحه الکل شدید ، یا تغییر رایحه یا ریفورمول شدید = عطری مشکل دار !
داستان ریفورمول هم در ایران اینگونه باب شده است ورنه هیچ عطری به سرعت و شدت ریفورمول نمیشود بلکه در طی سالها !
اتفاقا ریفورمول یک واژه ی مثبت است در دنیای عطر و بار منفی ندارد !
به معنی بهتر کردن رایحه ، به روز کردن آن یا سالمتر کردن عطر است .
البته همه میدانیم که در برخی موارد ، این ظاهر است و باطن چیزی دیگر گوید !
یعنی : بهتر کردن حساب بانکی برند :)
لیک بدانید سرعت اش به قاعده است نه مثل ما که از سرعتِ ظرف یک سال چشمهایمان گرد شود و از حدقه بیرون پرد :)
البته نزدیک به یک دهه است که این دو علامت تعجب و سوال ( !؟ ) از بالای سرهای ما عطردوستان ایرانی ، نه پایین می آید نه کنار میرود !
حذف شدن اش ، بماند :)
خدا عاقبت همه مان را در همه امور ختم به خیر کند انشاله
فیلم فهرست شیندلر را دیده اید ؟
آنجا که دارد وسواس گونه آماده و شیکپوش میشود برای حضور در آن میهمانی مهم بجهت نزدیکی و آغاز دوستی با بزرگان ارتش آلمان ؟
عطر آن صحنه ، یا صحنه های مشابه زندگیهای شما عزیزان ام میتواند بنتلی اینتنس باشد !
البته بنتلی اینتنس اصیل را میگویم خصوص نسخه وینتیج .
خب دوستان عزیزم
آرزوی بهترین ها را برای همه مردم عزیز ایران دارم خصوص معطرین ایشان که شمائید .
یادتان نرود :
شیکپوشی و معطری ، انتخاب نیست بلکه وظیفه است !
ما هماره در محضر دید خدائیم !
و او پاکیزگان ، شیکپوشان و معطرین را به مراتب دوست تر دارد !
کافیست برای او بپوشید ، آنوقت از هر چه بخواهید کالکشن اش را به شما میدهد حتی اگر چون من فقیر باشید !
این یک راز بزرگ است ، آزمایش کنید !
اگر درست گفته بودم بر من نیز دعا کنید لطفا .
سپس نظر بلندی و سخاوت را نیز فراموش نکنید که هر چه بیشتر ببخشید ، بیشتر دریافت خواهید کرد ، که این قولِ کسی ست که خلاف ندارد به حق و به تجربه !
ایضا ثروتمندترین است ، شیکپوشی و معطریت هم خلق اوست برای بندگان خاصی که نخست درک به عمق و سپس تجربه اش کنند بارها !
ارادت ها
💐 :)
39 تشکر شده توسط : محمد علی بنی اسدی‌ Mahdi chavoshi
دوستان عزیزم سلام ها خدمت همه ی شما
حضور کمرنگ حقیر را به پررنگی مهر همیشگی خود بر این حقیر ببخشائید که دلائل حضور مختصر ام ، از دو دلیل هم که همیشه میگفتم بر انجام هر کار کافیست ، به تعدد فراتر رفته است
لیک چند روز پیش پاسخ مهر جناب کاوه ، دوست عزیز و معطر و قدیمی ام در عطرافشان را عرض کردم لیک جناب مدیر عزیز ما به صلاحدید با سه روزی تاخیر تایید فرمودند که طبیعتا سلام ام خدمت شما دوستان نازنینم نرسید .
لیک با توجه به مهر همیشگی و خیرخواهی مدیریت عزیزمان شکی ندارم که لطف و مهر ایشان بوده ست که مشمول حال این حقیر شده ست ، عطف به الطاف ممتد و بینهایت ایشان .
درود و عرض ارادت حقیر خدمت شان .
و اما امشب که فرصت کوتاهی دست داد ، به محض ورود به خانه معطرمان ، نظر دوست عزیزمان را خواندم در خصوص تولید جدید عطر اینترلود آمواژ !
دوست عزیزم جناب شوشتری موارد صحیحی فرموده اند ، این حقیر نیز مطالبی را بر حسب تجربه مضاف کنم :
اول این را بگویم که یادم نیست ریویوی در خصوص این عطر بزرگ تقدیم شما دوستان عزیزم کرده ام یا خیر !
که اگر خیر ، پس هم به شما بدهکار ام درین خصوص و هم دینی به این شاهکار قدیمی دارم که ملزم ام به ادای آن !
و اما :
اگر کوچکترین شکی به اصالت این عطر خریداری شده نیست ( من تولیدات اخیر را تست نکرده ام و این مورد و مشکل حادث ، نه کم ، که بسیار بعید است مگر اینکه از منبعی کاملا مطمئن و خوشنام چون عطرافشان خودمان حصول شده باشد ! ) پس این چند مورد را ، نه تنها بر این عطر که بر تمامی عطور در نظر داشته باشید :
- مهمترین قسمت : عطرها دیگر کیفیت سابق را ندارند ! یعنی چه ؟
یعنی در عطرهای جدید ، بجای مواد اولیه ی طبیعی و مرغوب ، از بازسازیهای آزمایشگاهی یا همان سنتتیک ها استفاده میکنند !
در اینصورت چه میشود ؟
دیگر مثل سابق ، که همه ی حس های مختلف بویایی ، تمامی عناصر طبیعی را حس میکردند ، قادر به دریافت رایحه نیستند !
یعنی مشابهین سنتتیک یک رایحه را ، عده ای حس میکنند و دقیقا عده ای به همان تعداد ، حس نمیکنند !
بدون هیچ شک ، تک تک شما دوستان عزیزم این مورد را تجربه کرده اید ( چه خود و چه بر دیگران ) و همگی شما ادله ای این مدعائید !
با این وجود من هنوز هم بر آن عطر دوست عزیزمان مشکوک ام ، چون محصولات آمواژ متفاوت اند ، و یادمان نرود این مهم را :
یک عطر پلوم ، میتواند در تمامی ی آیتم ها کاملا اصل باشد ، اما مایع درون شیشه پر شده باشد از عطری غیر اصیل !

- دیگر :
برخی اوقات برندها چه کار میکنند ؟
مخاطب را سوق میدهند بسوی سیاست جدید فروش !
یعنی چطور ؟
مثلا همین آمواژ :
تمامی محصولات قدیمی خود را با غلظتی بیشتر ( که بر شیشه و نام مقیود است ) و طبیعتا قیمتی بالاتر عرضه میکند ( مثلا اینترلود ۵۳ ) و از سوی دیگر ، کیفیت تولید مدل قدیمی را کاهش میدهد !
تا شما دو کار بکنید :
یا مجبور باشید مدل گرانتر را بخرید یا کلا از این مدل منصرف و به دیگر مدلهای شرکت ( که تیراژ فروش اینترلود را ندارند ! ) مراجعه کنید !
چرا ؟
برندها باید در تولیدات تعادل و توازن داشته باشند !
برند دوست ندارد تنها با یک عطر شناخته شود !
این مورد بسیااار مهم است در ماندن برند در بین رقبا ، و پیروز شدن در رقابت با دیگران !
پس : عاشقان اینترلود که فقط اینترلود میخواهند میروند سراغ نسخه گرانتر و دیگرانی که تنها بر اساس تبلیغات عطربازان دیگر ( عجب پرفومنسی ، نه عجب رایحه ای !! ) سراغ اینترلود رفته اند ، پشیمان میشوند و با قیاس قیمت ، ایضا قدیمی یا به روز بودن رایحه ، سراغ مدلی دیگر از آمواژ میروند !
از سوی دیگر ، تعداد مدلها و روایح جدید را افزایش میدهد و با این سیاست ، قسمتی از خریداران دو دل را که هنوز تصمیم قطعی بر اینترلود ندارند ، به سمت بازار مدلهای جدید برند روانه میکند !!
تبلیغ میکند ؟ بله ، اما تبلیغ اصلی را به شما واگذار میکند تا به دوستانتان بگوئید : اینترلود قدیمی شده ست از سویی هم دیگر آن پرفومنس غول را ندارد اما فلان عطر را تولید کرده که : واااو در رایحه و هم در پرفومنس است !!
یکی میگوید اینترلود امضای من است ، پس مجبور است برود سراغ مدل غلیظ و گران .
اما دیگران که تعدادشان هم بسیار است میروند سراغ مدلهای جدید ، توسط عطربازان باتجربه تر ! یعنی دقیقا مثل همین کاری که شوشتری عزیز ما انجام داد به پیشنهاد و لطف و کمک :)
میبینید ؟
برند میداند ما چگونه با هم تعامل میکنیم !

پس : هم اینترلود گرانتر را فروخته ، هم توازن تولید و فروش مدلهای دیگر برقرار است ، هم روایح جدید تبلیغ و معرفی شدند و هم مهمتر از همه :
آمواژ در صدر گفتگوهای عطربازان است :)
دیگر چه میخواهد ؟؟
یادتان نرود :
برخی اوقات یک برند خوب ، یک عطر بد هم میسازد در کنار چند خوب !!
تا چه شود ؟
تا نقادان طراز اول ، ذره بین را بیاندازند روی برند و : چندین پله صعود توجه و مطالعه ی عطربازان جهان ، بر برند حاصل شود :)
هیچ هزینه تبلیغات هم نیاز نیست :)
برند دیگر چه میخواهد ؟
نکته ، یادتان باشد : هر عطر ، برای برند ، تاریخ انقضاء دارد در تولید !
این تاریخ ، از سال سوم شروع میشود و بنا به صلاحدید ، اگر نسخه ی جایگزین داشته باشد ، تا سال دهم با شیب ملایم یا تند ، باید از دایره توجه مشتریان برند خارج شود و مدل های دیگر جایگزین شوند !
به همین دلیل است که به شما دوستان عزیزم بارها گفته ام قبلا :
اگر عطر خوبی ظهور کرد ، بلافاصله چندین نسخه تهیه و آرشیو کنید !
حتی به سال بعد موکول نکنید !
میتوانم یک طومار از این اسامی تقدیم کنم که تمامی ی عطرهایی که ظهور کردند ، افول کردند ، اگر هم هنوز تولید میشوند : فقط در نام مشابه اند :)
یعنی به کل ، با عطر اصلی مختلف اند !
و این راز را فقط افرادی "میتوانند" بدانند که از تولید سه سال اول هم استفاده کرده باشند !

آمواژ دارد لطف میکند به مشتریانش از باب تولید باکیفیت مدلهای قدیمی ، هرچند که بهایش را مضاف می ستاند !

فکر کنم چند پاسخ بر پرسش انتهای نظر دوست عزیزمان جناب رضا را عرض کرده باشم که : مشکل از کجاست ؟

اینها همه اسرار و تجارب عطربازی ست دوستان عزیزم که تقدیم شما عزیزانم میکنم با علاقه و احترام ، باشد که به کار آید و از ضررهای مشابه جلوگیری و در کارنامه ام قید شود انشاله به لطف دعای خیر شما :)
ارادت ها
35 تشکر شده توسط : Mehran EauDeCode
ارادت ها جناب نصیری عزیز
امید که هماره پیروز و نصیر و منصور باشید انشاله
متشکرم از لطف جنابعالی
من نیز نقدهای جنابعالی را دوست دارم و مطالعه میکنم
البته این روزها دل و دماغی نیست به عطربازی و خوشبویی !
آنچنان که مصلحت ، بر دوستی و دوستداری پیروز میشود از الک تقدیر !
البته ، نور و تاریکی ، هر دو درو هست !
امید که بسلامت بگذاریم و بگذرانیم این رایحه غمگین را !
در پناه او
11 تشکر شده توسط : Mehran M  Wolf
Gold Oddity
لینک به نظر 21 بهمن 1404 تشکر پاسخ به کاوه
کاوه عزیزم
دوست معطر من و عطرافشان که حضورت مایه مباهات و افتخار است .
چند روزی ست بشدت گرفتارم و فرصت تشرف ندارم با تاسف !
از اسباب کشی متنفرم :)
یک ماه باید جمع کنی ، یک ماه دنبال سقف جدید بگردی و یک ماه هم پهن کنی !
خدارا شاکرم که وارد هر منزلی که میشوم همسایگان و صاحب منزل بواسطه لطف خدا ، دوست ام دارند ( که اگر لطف خدا نبود ، چون گناهکار و روی سیاه ام ، همه از من متنفر بودند ! ) و هفت هشت سالی میمانم ، رکوردم ۱۱ سال است :)
اجالتا مشغول جمع آوری و پیدا کردن سقف جدید ام ، چون از اسباب کشی متنفر ام مدام استرس و نگرانی دارم :)
ازین باب دوست ندارم با این حال و حوصله وارد جمع دوستان عزیز عطرافشانی ام شوم که معطرترین بندگان خدایند !
با این وصف اما ، هر شب یا دو شب یکبار قبل از خواب سری به عطرافشان عزیزمان میزنم و تنها تصاویر و نام اکانت ها را نگاه میکنم تا ببینم کدام یک از دوستان پرمهر قدیمی ، ایضا چه کسی از دوستان جدید حاضر اند ، یا عطر تن جدیدالورود ها را ببویم :)
اگر بگویم این حقیر بیش از مدیریت عزیزمان از حضار عطرافشان مطلع ام گزاف نگفته ام :)
چند نفر عضو اند ، چند نفر مشارکت میکنند ، هر یک چه خصوصیت اخلاقی ای دارند ، چه کسانی اهل خوشبویی اند و چه کسانی معطر اند به جان ، جدیدهایمان چگونه مردمی اند و از عطر چه یاد گرفته اند و آیا میمانند یا چون نسیمی معطر خواهند رفت ، چه کسانی اهل مهر اند و چه کسانی بدلائل دیگری حاضر اند ، و ... :)
خصوص بانوان این خانه که بدلائل متعدد که ذکرشان بطول میانجامد اهم اند بر این خانه !
هر جمعی را بانوان اش هدایت میکنند خصوص و خصوص با مهر !
ما مردان ، خدمتگذار ، نگاهبان ، تکیه گاه ( حقیقت اش معکوس است ) و بیننده ی ایشانیم .
ریش سفیدان این جمع ، دقیق و به تجربه ( و نه حتی لزوما به مطالعه و تحقیق ) میدانند چه عرض میکنم .
خلاصه که یک به یکِ بهترین مردم ایران را که ذیل این سقف معطر جمع اند به مهر و لبخند و انتشار عطر ، میشناسم :)
تصویر و نام زیبای تو را دیدم پس از روزگار دلتنگی ، و لبخند بر لب آمد :)
متن مهیر ات را نیز مطالعه کردم به لبخند :)
سلام ات رسید به نهایت مهر ، من نیز دلتنگ شما بودم .
وقتی بد ای چون حقیر ، توسط مهربانان معطر ، خوب توصیف شود پس زهی سعادت که نیک معامله ای کرده ام به صرف زمان و حضور !
خدای را سپاس بابت این شادی بزرگ و نعیم !
من بر این جمع و گردانندگان اش در دفتر مرکزی مدیون ام !
از عده ای از ایشان ، گرانبهاترین رایحه دنیا را دریافت کرده ام آنچنان که از بودن در کنار شما آنچنان معطر شده ام که عطرم در هر دو جهان بوییده میشود به انتشار !
هرگاه حضورم نقض شد ، بدانید که دیگر مخیر نیستم !

دیشب ، دکانت خمره را تست کردم پس از چندین روز بی رایحه ای ، اما دیدم العجب حتی شیرینی بی انتها و غلیظ این عطر هم ، تاب تقابل تلخکامی های ما ندارد !
مدتی پیش رایحه ای بر مام وطن گزیدم لیک مدیر عزیزمان به حق ، منتشر نکرد رایحه ی تلخ اش را .
آرزوی انتشار روایح شیرینی ها و شادکامی ها دارم خصوص و بالاخص بر معطرانی که از اهالی آنند و قدر اش میشناسند و انتظار بوییدن اش کشند !
همیشه گفته ام : در هنگامه ی بوییدن نوآر ترین و تاریک ترین و سیاه ترین رایحه جهان به غلیظترین غلظت ، نا امید مباشید ، که خدای عطردوست و عطرساز و معطرساز ما ، به اشاره ی تماس بر زهِ ساز ، رایحه فجر مینوازد به انتشار و رایحه دوستان ، مست از بوییدن عطر می ی سحرگاهی ، چون تجربه ی دیگربینانی چون حافظ !
به کررات در قرآن ، ایضا کتب تمااامی حکما و شعرا مقیود است .
ایران زمین قدیمی ترین است در دریافت عطر او !
چون تصویر زیبای اکانت تو ، برف سپید بر تن های شیکپوش ما خواهد نشست تا از بوییدن عطرهای تن ما ، آب شود و بخار شود به انتهای لذت !
از دیدنت خوشحال شدم کاوه ی عزیزم
ایضا از دیدن حضور تک تک دوستان معطر ام

امروز از دفتر مر‌کزی سورملینا ( نه از بخش فروش ) تماس گرفتند که فلانی سورملینا به پاس همیاری شما درین چند ساله تاسیس فلان مبلغ را به تخفیف ویژه برایتان منظور داشته و محصول بادی کلون ما چنین است و چنان . ( تست کرده ام به درخواست ، نزد دوستانی که تهیه کرده اند )
من هم همه را گوش دادم ، سپس گفتم شما عطرافشان را میشناسید ؟؟ گفت خیر !
گفتم کسی که عطرافشان را نشناسد ، عطر نمیشناسد ، حتی عطر مصرفی خویش ! جهت اثبات اش ، آیا میخواهید ریز به ریز خصوصیات محصول شما را از نحوه ساخت ، درصد تخلخل ، غلظت ، مواد متشکله و روش ادغام ، نوع اسانس و کشور صادره ، درصد شباهت و حتی دلیل اینکه شما میفرمایید بسته ی سرد و بسته گرم ، حال آنکه هر دو یکسان است را بگویم ؟!
( آونتوس معتدل و گودگرل گرم در بسته ای تحت عنوان سرد و ساواژ گرم و اکلت خنک در بسته گرم چیده شده اند ! البته آنها بلد اند لیک اگر آونتوس و اکلت در یک بسته باشند دیگر کسی بسته ی دیگر را نمیخرد ! )
بادی کلون خوب است لیک نه برای ما که هرگز جای عطور را نمیگیرد اما محصول مام اسپری اش الحق عالیست برای ما حتی با وجود رقیق شدن اش با شیبی بیش از ملایم از اولین سری تا کنون !
بهترین اسپری ضد بوی تعریقی ست که تاکنون دیده ام و برای ما الزامی ست ، از آن بسیار راضی ام .
چند سال پیش هم در عطرافشان خودمان معرفی اش کرده بودم .
اگر تا کنون آزمایش اش نکرده اید حتما یک بسته برای آزمایش تهیه کنید که برای ما عطربازان از خودِ عطر واجب تر است !
یک بسته اش که دو عدد است برای یکسال یک نفر کافیست البته فقط برای زیر بغل .
جلوی تعریق را نمیگیرد اما بو و لک تعریق را به کل نابود میکند ، کاملا هم گیاهی ست با حلالیت آب . ارزان است .
چون از دید من محصول خوب و مکملی ست برای ما در پوشیدن عطر و جلوگیری از ادغام عطر ما با بوی تعریق خصوص زیر بغل ، لازم دیدم همه شما مطلع باشید از وجودش :)
دوستتان دارم
ارادت ها تقدیم به یکایک شما عزیزان ام
این روزها علاوه بر انتشار بوی خوش از تن هامان ، انتشار آرزوهای خوب از قلبهامان برای وطن و هموطنان عزیزمان بر ما واجب است بسیار !
خود حدس بزنید تجمیع روایح هر یک از ما ، چه میزان شود به عظمت !
این یک ، به خودمان نیز برمیگردد با قدرتی مضاعف شده از هر کدام !
💐
13 تشکر شده توسط : Mehran M  Wolf
Imagination
لینک به نظر 1 بهمن 1404 تشکر پاسخ به 🄼🄾🄽🄰
مونای عزیزم
زیبای این خانه
جان ات معطر ، دل ات دلدار ، دوستی ات پایدار ، پذیرش ات هماره ، عز ات جاودان و مهر ات تابنده و پاینده انشاله
عطر مسیر است ، هدف نیست !
بر تو زنده میشود ، با لبخند انگشت اشاره به هدف میگیرد و آرام آرام بر تن تو میمیرد !
عطر روحی هادی ست ، تو را به سویی هدایت کند ، سویی که هدف است ، غایت است ، انتهاست لیک عشق و مهر اش بی انتها !
نزدیکان ام در این خانه ، که خود نیز از اهم ایشانی ، نیک میدانند من از عطر چیزی دیگر آموختم و تمام کوشش ام اینجا ، انتقال همان است !
نقد ات کاملا صحیح است ، در این هیچ بحث نیست !
لیک در ابتدای کار ، خود را در جلد نویسنده ی آن متن ( و هر متن دیگر ) تصور کن !
در مرکز توجه دوستان ، دشمنان ، حسودان ، بدخواهان ، همیشه مخالفان ، شیاطین و ...
دیشب کسی گفت : چرا منفی اینقدر از مثبت بزرگتر است در آسمان ؟
گفتم اینگونه نیست ! ظهورات منفی گسترده تر است نه قدرت اش ! و باید باشد که اگر نباشد قدر مثبت که در ظاهر کمتر است و در باطن بزرگتر ، شناخته نشود و از آن مهمتر : قدر و منزلت روی آورندگان به مثبت ، که در ظاهر کوچکتر است و سخت تر ، سنجیده نشود !
قبلا هم گفته ام ، ما ۷۰۰۰ سال است که بر اهورا و مزدا ( نور و تاریکی ) که مفهوم تضاد را در دنیای ما معنی کند اندیشه میکنیم .
نکته مهم : بر کل نظر کن ، یعنی چه ؟ یعنی این خانه جزعی کوچک از کلی بزرگ است ، یعنی اتفاقات درون این خانه ، مشتی از خربار است ، یعنی از اینجا درس بیاموز برای آنجا !
معکوس اش هم صادق است !
یعنی اگر میخواهی چیزی را در بیرون ازین خانه تحقیق کنی ، میتوانی اینجا آزمایش اش کنی !
یعنی : آن ریویوِ بقول خودت نامفهوم ، و بقول من پر رمز و راز و کلید را دوباره بخوان ، و از خودت بپرس :
چرا یک نفر ( خاصه آن نفر ) نمیتواند حرفش را راحت و بدون پیرایه مطرح کند ؟
چرا نمیتواند راحت عصبانی شود و راحت عصبانیتش را بروز دهد ؟
چرا نظر ، عصیان و یا مخالفت اش را پشت یک پیرایه و کاور ( داستان ) مخفی میکند ؟ ( که این خود یک هنر بزرگ است و از هر کس نشاید ! )
کلید : یادت نرود که میگفت : اینجا پناهگاه است !
یعنی می آید به پناه !
پناه از چه ، پناه از که ؟
پناه از بیرون به درون !
و تازه باید به قسمی پناه آورد که هم راه اش دهند و هم صحبت اش گوش کنند !
آنهم جایی که علاوه بر دوستان ، دشمنانی کاربلد هم حاضر اند !
پس مونای عزیزم که از دوست ترین های منی درین خانه معطر و در قلب من جای داری ، یک درس بزرگ ، که بزرگترین درس زندگی ، و قله ی تجربه ی من است تقدیم به توی زیبا و دیگر دوستان نازنین ام :
در هر ماجرایی ، دو کار کن :
- اول : از جلد خودت خارج و به درون جلد طرف ات برو و از منظر چشمان او به موضوع نگاه کن !
- دوم : از جلد او بیرون بیا و سپس از بالا و بعنوان سوم شخص ناظر و فقط و فقط شاهد ، یعنی نه ذینفع نه ذیضرر ، ماجرا را به "کل" تماشا کن !
حتی خودت را هم در هر ماجرا ، از دید طرف ات و سپس از بالا نگاه کن !
یک بار به دقت و ظرافت ، این کار را بکن !
میدانی چه میشود ؟؟
زندگی ات ، مسیر ات ، علائق ات ، هوش ات ، دانایی ات ، عقل ات ، جهان بینی ات ، آینده نگری ات ، ... ، و از همه مهمتر و قابل توجه تر :
قضاوت ات
به کل تغییر خواهند کرد !
چنان بزرگ میشوی که جهان درون تو جای میگیرد !
خدا میشوی !
گر به خود آیی به خدایی رسی !
یعنی از دید او میبینی !
و این مسیر ، چیزی را در تو روشن میکند !
که می برد ات به جایی که باید بروی !
حال ، کوچکترین دریافتی اش این است :
آنقدر راحت و بسرعت ، بدخواهان و موافقان بدخواهان را میشناسی ، و دلت به حالشان میسوزد !
و برایشان طلب خیر میکنی .
تذکر : این مطالب ( بدخواهان ) را که گفتم یکوقت تعمیم ندهی به ماجرای این ریویو و این عطر که موضوع بحث ما بوده :))
خودت و دیگر دوستان قدیمی نیک میدانید که چه میگویم و مهمتر : از چه میگویم !
هنوز هم هستند لیک اجالتا به دلائلی که اهم آن "مهر" یست که با زحمت فراوان جاری شده است درین خانه ، اجالتا در سایه اند و خاموش !
لیک به محضیکه فرصت یابند کار خویش شروع کنند و همرهانشان به تایید کوشند به گسترش !
تا دوباره چراغ های این خانه خاموش شوند !
لیک الک زمان ، مهر ، تجربه و کوشش دوستان ، خیلی خوب کار کردند که امروز میبینیم قریب به اتفاق ساکنین این خانه ، هوشمندان ، تیزبینان ، عاقبت اندیشان و مهیرانند !
و هنوز هم : جواب ابلهان خاموشیست ، کار میکند :)
زیبایی گوهریست که به سختی و کوشش بسیار حاصل شود و تو این کوشش کرده ای و آفرین بر تو و بر همه ی زیبا رویان زن و زیبا خویان مرد این خانه معطر ، همه به صورت و سیرت .

ریویو سخت هم ، خود ریویویست :)
تفکر را به کار اندازد !
اندیشه را فراخ کند !
هنرهای دیگر را مزید کند بر عطر !
آن ریویو و قیاس دو عطر جناب مدارا که سخت نبود ، تنها باید معکوس اش میکردی :)
و سپس بر هنرش آفرین میگفتی و میخندیدی بر استعاره و ایهام قیاس اش :)
ایضا نقود مسیح و آبزورد و نازنین و تعدادی دیگر از دوستان جان ام که خواندنشان علاوه بر لذت ، اندیشه را نیز درگیر کند .
و باز ایضا دو تن از دوستان که نام اکانتشان اکنون یادم نیست و متعاقبا عرض خواهم کرد و در عطرگرام یا پرسش ها با من در ارتباط بودند ، که از خواندن متون آنها روح ام تازه میشد لیک با تاسف خاموش اند اکنون !
و حق هم دارند !
این حقیر نیز اگر مدیون این خانه و کسان اش نبودم اکنون در کنار ایشان به خاموشی میگذراندم .
برای هر عطر و برای هر نوع خواننده و جوینده ای ، انواع ریویو داریم خصوص ساده ، بالاخره هر کس پاسخ پرسش خویش می یابد اینجا خداراشکر .
و اتفاقا ریویوهای خودت که بهترین است در جمع بانوان همراه با عده ای که همه میشناسیم تک تک ایشان را چه حاضر و چه فعلا خاموش .
که بهترین زنان و مردان معطر ایران اینجا جمعند با سرور و افتخار !
و چه جالب که میبینم بانوانی به جمع ما پیوسته اند که انشایی زیبا و روان و دلنشین دارند و من از خواندن مطالبشان که چون خودشان زیبا و دلنشین هستند لذت میبرم و به سهم خود از ایشان تشکر کرده و خواهم کرد .
تو نیز عزیزی بر من به غایت .

ارادت ها تقدیم به تو و دیگر همه ی دوستان جان ام
با لبخند 💐
36 تشکر شده توسط : Herod Mehran

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan