نظرات | کامبیز سخی
ترتیب نمایش
Baldessarini Eau de Cologne Concentree
لینک به نظر 1 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به آقای سیوت
خوووب ، آقای افشار
بازگشتتان خوش ، و به "خیر" انشاله .
روزیکه آخرین پیامتان را در عطرافشان خواندم که نوشته بودید "دیگر اینجا فعالیت نخواهم کرد و هر که مرا کار دارد در اینستا و تلگرام و فرگرنتیکا در خدمت ام" خوشحال نشدم !
دوست داشتم بمانید و "مهر" اینجا را تجربه کنید قبل از عداوت با آن که در نظر قبلی اش گفته بودید ، و ببینید که عطرافشان فرقهااا دارد با آن سایت هایی که شما نام بردید !
هرچند شما قدیمی تر اید ، لیک دقت نکردید که عطرافشان پای به مسیری تازه گذاره ست بلطف حضارش ، از پس روزگار عداوت های برخی !
ایکاروس متوجه شد و در پیامی اجر نهاد !

آنجاها ، جای زندگی معطر نیست لیک اینجا ، هست !
آنجا حتی بدرد خریداران عطر هم نمیخورد ! که برخی سراسر هدفدار است و برخی عاری از کارشناسانی معطر و دلسوز بر ابعاد عطر !
عطر هم هنر است ، هم دانش ، هم صنعت ، هم مهر ، هم فیزیک هم متافیزیک !
سخت است بر آنها پرداختن به همه !!
نفرات اش را به کفایت ، ندارند !
اغلب به صنعت ، تبلیغات و ثروت نظر دارند !
حضور در آنجا خسته کننده است ، تکراری ست ، لیک اینجا شاداب است ، خندان است !
معطر است !
اصلا همین بس : که همه بوی ایرانی دهند !
پارسی زبان اند !
کمی دیگر صبر کنید ، به شما خواهم گفت عطرافشان چه میشود به تعدد حضور معطران ایرانزمین !
مدتی پیش متوجه حضور شما شدم ، از عطرگرامتان ، نوع تصاویر در تشابه ، و تکرار عینی ی تصویر عطر زینو دیویدوف !
حتی قبلا میدانستم شما از قدمای سایتید !
برای دوستان تازه وارد که شاید نشناسند :
همین پیام بالا در صفحه همین عطر ، که این نظر جناب افشار ( آقای سیوت ) ریپلای به آن است ، متعلق به ایشان است و آن کسی هم که ذیل آن ، از نظر تشکر کرده اکانت اصلی ایشان است .
هرچند که بشدت با اکانت های مختلف مخالفم و بارها دیده ام کسی که به هر دلیل میرود ، اکانتی جدید میسازد به عداوت و انتقام گیری که قابل توجه جناب مدیرمان است ، لیک شما ازین قاعده مبری بودید و در اکانت جدید شما بنام آقای سیوت ، بوی عداوت یا انتقام به مشام هیچکس نرسید که از اهالی آن نیستید ، که این برای شخص من بویی خوشایند بود !
زیرا بارها و بارها شاهد تغییر بوده ام در انسان و انسانیت ، آدمی و آدمیت !
حق آب و گل هم ، به طول حضور نیست بلکه به کیفیت حضور !
هر چند که میدانم به مزاح و طنازی گفتید :)
از خانم ها و آقایان ، داریم افرادی را که به تازگی به جمع ما افزوده شده اند ، لیک چنان باکیفیت اند در حضور ، که همگی مفتخریم از بودن در کنار ایشان و لذتی خوش داریم از اینکه همراه ما زیر یک سقف اند و همسایه !
همین که بازگشتید از قهر و خود را معرفی کردید نشان دهنده ی موارد نیک بسیاری ست !
اینجا ، در این انجمن ، عطر مهم نیست ، که همه بوی خوش داریم و اکثرا میشناسیم آنچه که باید از عطور بشناسیم !
اینجا معطریت مهم است !
اینکه "خود" ، عطر باشیم !
ورنه عطر خوب خریدن و بوی خوش دادن ، هنر نیست !
خریدن عطر خوب ، بیش از ده دقیقه وقت نمیگیرد ، از فروشنده میپرسیم ، چند شیشه می آورد ، یکی را انتخاب کنیم !
لیک معطریت ، "یک عمر" زمان میطلبد !
اکنون که بازگشته ای ، و خود را "تازه" به ما معرفی کرده ای ، منِ حقیر بعنوان عضوی کوچک ازین اجتماع بزرگ ، بسیار خوشحالم !
حضورت به خیر باد انشاله .
۳۰ سالِ کوتاه دیگر ، که به چشم زدنی میگذرد ، آنچنانکه این بیش گذشت ، ما عطربازان که پیر شده ایم و چشم به آنسو و "روایح آنسو" داریم ، از خود میپرسیم :
این همه سااال عطربازی ، بر ما چه سود داشت ؟؟
عطرهایی خوب را شناختیم و پوشیدیم ؟؟
همین ؟؟
بکوشیم ، پاسخی درخور و شایسته بر این پرسش بسازیم !
با احترام
45 تشکر شده توسط : مهریار Mod _ Iran
Tea Rose
لینک به نظر 31 فروردین 1405 تشکر پاسخ به حسن شجاعی
حسن شجاعی عزیزم
که نام ات بر نیکی ها دلالت کند و از آن مهمتر : نام خانواده ات که بر شجاعتِ بر این نیکی ها دلالت کند !
درودها بر تو
خیام از زبان چرخ میگوید :
در گردش خویش اگر مرا دست بُدی
خود را برهاندمی ز سرگردانی !!
روزگار را که ورق میزند ؟
خدا ورق میزند ؟
او هیچ دخالتی بر اتفاقات ما ندارد ، قوانین را وضع کرده ، که جاری ست !
و چون روز روشن است !
اگر ما نمی بینیم یا نمی دانیم ، تقصیر او نیست !
تمامی اتفاقات از ماست !
که اگر نبود ، دیگر حسابرسی ، چه اینسو چه آنسو معنی نداشت !
از ماست که بر ماست !
منتها ، ما عادت داریم نگاه کنیم و پلک بزنیم ، سپس فرصت ها از دست دهیم ، و متعاقب آن ، که اغیار غنیمت شمردند ، بگوئیم :
تقصیر ما نبود !
سرنوشت اینگونه خواست !
قضا و قدر بود !
:)
مثلا این عطر ناب را آدمیانی سودجو تخریب کردند ، از مدیران کارخانه های خریدار امتیاز این عطر ناب در ممالک دیگر گرفته تا فیک سازان !
همگی به خودخواهی ، به سودجویی !
به مانایی خود ، عطر مانایی و لذت دیگران فروختند !
به ثروت اندوزی خود ، رایحه زیبای رز خدا فروختند ، حال اگر از ایشان بپرسی خدا بهتر است یا ثروت ؟
چنان زیبا از خدا و روایح خدا گویند ، که گویی هیییچکس زیباتر از ایشان ، خدا و روایحش را نشناخت !
و ما همه گمراه بوده ایم تا کنون !
لیک خود عطوری دیگر و روایحی دیگر بر تن زنند !
:)
خلاصه نه سنگدل شده ایم نه بی عاطفه !
لیک رایحه دانش ، از هر رایحه ای بر ما نیکوتر و زیباتر است !
ارادت ها بر حسن شجاعی عزیزم
ایضا همه ی دوستان نیکو سرشت ام
38 تشکر شده توسط : مهریار Baby reXa
جوان رعنای شاد
که شادی و جهانبینی ات را دوست دارم
روح پدرت شاد باد !
اولا : هیییچ شک نکن که هر لحظه با توست ، دقیقا همان لحظات که مشغول نگارش این نظر به یاد او بودی ، بالای سرت ایستاده بود با لبخند !
نیاز نبود بخواند که چه مینویسی ، زیرا هر چه به افکارت میگذرد ، او میشنود !
در این که میگویم هیچ شک نکن ، که عمرم به این تحقیق گذشت !
آنقدری که در این کار و معدود کار دیگری تلاش و تحقیق و مطالعه کردم ، در عطربازی نکردم !
و جایزه ام این بود :
یک شب رفتم و به چشم خود دیدم و زندگی کردم !
در اینطرف ۱۴ ساعت طول کشید لیک در آنسو ۳گاه طولانی !
مقداری اش را بر دوستان گفته ام .
دوما : همان بهتر که پدر رفت !
همچون پدر من !
ورنه این روزها دق میکردند !
پدرم که شما نمیدانی که بود و چه بود ، هر سال منتظر بود و میگفت : امسال به امید خدای مهربانمان ، درست میشود !
بر بستر پرواز گفت : عاقبت رفتم و ندیدم !
آرزوی های بسیار داشت بر مام وطن ، که خودش و پدرش خدمتها کردند بر آن ، و آرزوهای بسیار داشت بر شادی و عظمت ایرانیان به استحقاق !
همان بهتر که نیستند و این اوضاع بد به چشم جهانی نمیبینند و اتفاقا حضورشان در آنطرف بسیار مثمر ثمرتر است !
انشاله ما ببینیم به چشم جسم ، عظمت ، شادی و آبادی ایرانزمین و ایرانیان را !
و خداوند ما عاقبت و سرانجام این اتفاقات را ختم به خیر کند انشاله !
خلاصه که چون همیشه شاد باش :)
ضمنا : یاد بگیر نحوه ی شنیدن گفتار پدرت را ، به عمل ، و اتفاقات جاری زندگی ات :
که هماره گوید : دوستت دارم !
:)
49 تشکر شده توسط : مهریار علی متقی پور
Very S--y for Him 2
لینک به نظر 29 فروردین 1405 تشکر پاسخ به مهرداد جان
جناب مهرداد جان عزیز
عرض ارادت و سپاس
بله ، گوچی های قدیم را یاد باد :)
خصوص گوچی پور اوم برای ما !
و اما ، پرسش شما را بایست بانوان عطرباز ما پاسخ گویند !
که اتفاقا سلائق بر اساس مطالب و آیتم های صحیحی که جناب امیر ابراهیمی فرمودند و حقیر عرض کردم ، متنوع و مختلف اند !
اگر دقت کرده باشید تقریبا در تمامی برندها ، مواردی موجود است که هر برند بنا به توان ، سلیقه ، تحقیق و سرمایه گذاری خود ، تعدادی را ساخته ست !
قدیم ، تعدادی بود اما بسیار کم ، چون معطر بودن به خودی ی خود کافی بود :)
لیک امروزه ، با تحقیقی گسترده تر و ریزتر ، نت ها و درخواست ها زیر ذره بین رفته اند و تنوع برای هر شاخه از عطور ، بیشتر شده ست .
تعدادی را میشناسم ، برخی را مطالعه و برخی را از گذشته دور تا کنون تست کرده ام ، معمولا نام نمیبرم چون سلائق مختلف از سویی و شرایط بسیار سخت تهیه از سوی دیگر ، ممکن است اجرای پیشنهادهای حقیر را سخت ، پشیمان کننده یا حتی ناممکن کند !
اما اگر زنده بودم و شرایط طبق انتظار من شد ، آنوقت چنان تلافی ای کنم که روزی چند عطر به پیشنهاد و تاکید و تضمین من بخرید :))
اجالتا برای خالی نبودن عریضه : برند تام فورد تحقیقات بسیاری را در خصوص روایح شب کرده است که فابولوس از اهم آن است !
خود نیز دوست اش دارم .
سوال : دقت کرده اید که همه در خیابان این بو را میدهند ؟؟
:))
هر نتی جایی و هر عطر مکانی دارد !
بیاد کار قشنگ و جالبی که دوست عزیزمان Sam با حضرت سعدی و عطر جورنی کرده بود ، آفرین :)
ایضا در بین آنها که موجودند در بازار ، برند کارولینا هررا نیز چند مدل داشت که آن زمان بد نبودند و به ترتیب در شیرینی مختلف بودند بجهت تعدد سلائق در سنین متعدد ، لیک تولیدات جدید همان مدلها را اخیرا تست نکرده ام .
نکته : سن نقشی مهم بازی کند ! بارها گفته ام اگر از عطری بدتان می آید لیک میبینید عطربازان یا دوستان چند سال بزرگتر از شما ، بشدت دوستش دارند ، حتما به تضمین من تهیه و آرشیو کنید !
دیگر :
یک مورد را متوجه باشید دوستان عزیزم :
هر از چند گاهی ، سلیقه جمعی که وابسته به روح جمعی ست تغییر میکند !
همه چیز درین تغییر نقش دارد ، حتی مواد مخدر !
یک مقاله خواندم که میگفت چگونه برندها همه چیز را تحت رصد دقیق خود دارند و مثلا با ترند شدن نوعی عادت ، خوراک ، نوشیدنی ، سیگار یا حتی مخدر ( بو ، ضد بو و آثار خُلقی آنها و تاثیر آنها بر شخص و چگونگی ادغام عطر با آن ها حتی با تعریق آن اشخاص) تولیداتی جدید و خاص برای آنها عرضه میکنند لیک نمیتوانند بر بطری بنویسند ، ضمنا لاینی خاص را با تیراژی خاص که نسبتی مشخص است با تعداد مصرف کنندگان آن موارد صادر میکنند و از طریق تبلیغات خاص تیزری یا شخص به شخص معرفی میکنند !
مثلا ممکن است شخصی که نوشیدنی خاص مصرف کند یا عادتی خاص دارد عطری را تست کند و بگوید : واااو عجب معجزه ای ، لیک من و شما تست کنیم و بگوئیم : معجزه ؟؟ چیز خاصی نبود این !!
البته این را هم گفته بود که این موارد با سلائق مختلف در انتخابهای مختلف فرق دارد و علائم خاص خود دارد که تعدادی را نیز شمرده بود .

حتی اگر کسی هر روز صبحانه یک لیوان آب پرتقال طبیعی بخورد با کسی که بجای آن ، همراه صبحانه قهوه تلخ یا اسپرسو میخورد ، نظرشان در خصوص حس نت های یک عطر واحد مختلف است ، یعنی حس بویایی شان کاملا متفاوت است !
نکته مهم : یادتان نرود ، حس بویایی تماما و کمالا وابسته ، در اختیار و در هماهنگی کامل با حس چشایی ست !
یادتان هست سالها پیش چه گفتم خدمتتان :
در خیابان که قدم میزنم ، هر گیاه یا حتی مصالح معدنی را ، هم میبویم و هم همزمان میچشم !
انقدر کسان با تعجب مرا تماشا کرده اند که مثلا تنه ی یک درخت یا یک تکه سیمان یا گچ را جویده ام و همزمان بوئیده ام :))
گرسنه است ؟؟ نه بنظر نمی آید فقیر باشد !
دیوانه است ؟؟ بنظر خطرناک نمی آید !
پس چه معنی ای دارد ؟!
اگر حوصله توضیح نداشته باشم که معمولا ندارم ، دور از چشم دیگران این کار را میکنم !
البته عطاری ای که همیشه سر میزنم ، اخلاق مرا خوب میداند برخی اوقات از قبل یک لیوان آب برایم آماده میکند چون باخبر است که این ماده جدید بسیار تلخ یا تند است :)

ارادت ها خدمت شما و همه دوستان عزیزم
37 تشکر شده توسط : مهریار Baby reXa
Very S--y for Him 2
لینک به نظر 29 فروردین 1405 تشکر پاسخ به امیر ابراهیمی
جناب امیر ابراهیمی عزیز
خوشحال ام که مورد توجه جنابعالی و سایر دوستان معطر عزیزم واقع شد و مطالعه اش اسباب لذتی هرچند کوتاه شد در گذر ثانیه ها !
و بله ، حق با شماست و در این هیچ شک نیست !
در کنش یا واکنش جذابیت جنسی ، بسیار عوامل دخیل اند !
اعم از ژن ، شیمی جسم ، روان ، طبع های چهارگانه ، تربیت ، فرهنگ ، خانواده ، اجتماع ، خاطرات خود و خانواده ، تاریخ ، مطالعه ، سلیقه ، نیاز ، عادت و بسیار شاخص متغیر دیگر !
حتی فیزیک و متافیزیک !
تقدیر ، طالع ، سرنوشت و قسمت ایضا !
که تعدادی را جنابعالی به درستی ذکر فرموده اید و بی شک مابقی را نیز مطلعید .
پاسخ پرسش : "فلانی از چه چیز این دختر یا پسر خوش اش آمده ؟" بقول فرمایش حضرتعالی :
عشق است !
که هیچ فرمول ، قاعده و قانونی را مشمول نشود !
و هیچ دانشمند و حکیمی درنیافت که عشق چیست و از چه تبعیت کند و بر کدامین فرمول صدق کند و چگونه میتوان پیش بینی یا پس بینی اش کرد !
گاهی اوقات یک عطر خوش زنانه ، مردی را عاشق میکند !
و اما ، این همه معروض شد تا این مطلب عرض کنم :
عطاری یک علم است علاوه بر هنر و صنعت .
دانش عطاری تعیین میکند یا بهتر بگویم : حدس قریب به یقین میزند ( از نتایج آزمون و خطا و علم شیمی و اهداف هر نت در نشستنِ در مقصد ! ) که کدامین نت ها ، چگونه احساسی را در گیرنده های مخاطب ها ، برمیانگیزد !
البته این مطلق نیست و نسبت است و این نسبت باید نه یکصد ، بلکه قریب به اتفاق باشد مثلا چیزی بالای ۷۰٪ ، و آن مقدار و عدد باقیمانده را ، همان آیتم ها و متغیرهای ابتدای عرایض ام شامل میشوند !
رایحه قابل تعمیم به همه نیست لیک پس از تحقیقات و آزمایشات و انتاج آزمون و خطا ، درصد بالایی را شامل میشود ، چیزی بیش از ۷۰٪ !
یک نکته مهم را نباید فراموش کرد ، خصوص در کشور ما و ممالک مشابه :
همه مثل ما اعضای این انجمن معطر ، عطرباز نیستند ، یا حداقل اطلاعات درست و یا حداقلی را در مورد عطور نمیدانند !
- در فصل مناسب استفاده نمیکنند !
- در محل و مکان مناسب استفاده نمیکنند !
- در زمان مناسب از روز و شب استفاده نمیکنند !
- به فلاکن و اطلاعات یا بروشور عطرها هیچ توجه نمیکنند !
- حتی اطلاعات صحیحی از انواع عطور و غلظت های مختلف و هدف ساخت هر عطر ندارند !
- در محافل عمومی مثلا رستوران ، عطرهای قوی میپوشند !
- مطلع نیستند که بوی شما باید زمانی محسوس شود که مخاطب به شما نزدیک شده باشد یا در پشت سر شما یا در مسیر باد پس از شما در حرکت باشد !
- حتی اشتباهات فاحش دارند ! مثلا عطر به نبض میزنند و سپس دست ها را بهم میمالند یا شیشه عطر را بشدت تکان دهند تا ببینند گرداب می آفریند :) یا در ماشین ، داشبورد ، یخچال و زیر تابش مستقیم نور نگهداری میکنند !
:)
حتی برای قسمتی از خود ما عطربازان که پیشرو هستیم نسبت به ایشان ، اغلب تنها رایحه عطر و پرفومنس اهمیت دارد حال آنکه علم روایح ، علمی گسترده است و اکنون زمان آن است که بر نت ها و کارکرد و هدف انتخاب آنها از سویی ، عطارها و پیشینه و رویای آنها و برندها و گستره ی فعالیت ایشان از دیگر سو نیز تمرکز کنیم !
ایضا بسیاری دیگر !

یک مورد راجع به این عطر و عطرهای مشابه را فراموش کرده بودم عرض کنم که نکته ای حیاتی و بسیار مهم است :
اینگونه عطرها فقط جهت پاشش بر پوست فرمول میشوند !
زمان خروج نت ها و پله ها و خشک شدن عطر دقیقا محاسبه و درصد گیری میشوند بر انواع پوست و سپس معدل اخذ میشود .

خلاصه که متشکرم از پیام مهیر و صحیح شما دوست عزیزم

39 تشکر شده توسط : مهریار Baby reXa
دوستان عزیزم
سلام ها خدمت شما
امروز قصد مزاحمت نداشتم به تشرف حضور شما عزیزانم :)
لیک نظر دوستمان جناب امیر ابراهیمی را خواندم راجع به این عطر خاص و ناز ، دیدم واجب است مطالبی را از باب آموزش خدمت ایشان ، خودم و همه شما یادآوری کنم :
ایشان گلگی کرده اند از دو مورد :
- چقدر فکر میکردم با پوشیدن این عطر قراره سک.سی بشم
- فوق العاده ضعیفه ( منظورش پرفومنس هست )

طول اش ندهم ، تیتروار و مختصر میگویم ، خود راجع به آنها ، فکرها و تحقیق ها کنید :
اول : دوستان عزیزم ، بر برند عطری که میخرید دقت کنید !
مثلا : برند ویکتوریا سکرت :
برندی ست که بر پوشاک زنان ، خصوص پوشاک زیر فعالیت دارد ، بر لوازم آرایش !
و عطرهای ایشان ، چه آنها که خود میپسندند چه آنها که بر تن ایشان ، مردان میپسندند !
پس : زنان را بسیار خوب میشناسد و میداند چه میخواهند !
پس : اگر عطر مردانه ای ساخت ، یعنی میداند و کلی آزمایش و تحقیق کرده که باید چگونه باشد بر : زنان !

دوم : بر نام عطر دقت کنید :
نام این عطر وری سک.سی ست !
پس معلوم است : که ساخته ؟ بر چه اساس و تحقیق ساخته ؟ برای چه ساخته ؟

سوم : بر فلاکون عطر دقت کنید :
چرا شیشه این رنگ است ؟
چرا درب اش این شکل است ؟
چرا نوشته ی نام عطر ، اینقدر چسبیده به نزدیک درب است ؟
مختصر میگویم : رنگ فیروزه ای ی باز ، یک رنگ سک.سی ست ، نظر به بخش آرامش آن ماجرا دارد .
درب اش بزرگتر از شیشه است : نظر به رهایی و عریانی دارد ، وقتی شما درب ( پوشش ) را باز میکنید ، رها میشوید !
میدانید که چه میگویم !
نوشته عطر نزدیک درب ( پوشش ) است ! مثل نیمتنه ! پس وقتی پوشش را بر میدارید ... !
همه چیز یک عطر خصوص فلاکون معنی دارد ، به آنها دقت کنید !

چهارم : هدف ساخت عطر :
روشن است دیگر !

پنجم : پرفومنس عطر :
چنین عطری اگر پرفومنسی قوی داشت ، شما می خریدید ؟؟
البته که نه ، چون باعث آزار میشد !
باید آنطرف می ایستادید تا سه چهار ساعتی ، تا عطر ملایم و قابل به بوییدن از نزدیک باشد !
یاد خاطره ای افتادم به نقل از یکی از دوستان عطربازم ، که اینقدر خندیدم که اشک چشمانم جاری بود ، لیک ممیزی است و قابل پخش نیست :)
خلاصه که این عطر ، کارشناسی شده است !
این عطر از بهترین هاست برای منظوری که ساخته شده است !
ما مردان ، خیلی مورد پسندمان نیست ؟
برای ما ساخته نشده ست !
این عطری نیست که بر خود بپوشیم و برویم در خیابان و پشت سرمان هم آمبولانسی در تعقیب باشد :)

آن را تست کرده ام ؟
بله ، نسخه اول را ، در منزل یکی از دوستانم ، که جمعی عطرباز بودیم و ساعت ها راجع به آن برایشان توضیح دادم ، حتی راجع به تک تک نت ها و اینکه : چرا آنها ؟
حتی استاد عطار آن ، ترتیب را نیز رعایت کرده است به شایستگی ی تمام ، که هر نت در چه زمان باز شود و چرا ؟

خوب دوستان عزیزم ، امید که مفید بوده باشد !
ارادت ها تقدیم به شما
44 تشکر شده توسط : مهریار Baby reXa
Chaps
لینک به نظر 28 فروردین 1405 تشکر پاسخ به ارژنگ بوترابی
پچولی و اوکموس ، چرم و امبر ، سالویا و ادویه های نیش دار و زهرآگین !
میبینی ارژنگ عزیز من ؟؟
هر از چند گاهی ، تا وارد خلسه ی فراموشی میشویم ، یک دوست همسلیقه ی عزیزی می آید و میگوید :
خوابتان برده ست ؟؟
یا فراموش کرده اید ؟!
برخیزید عزم راست کنید به خوردن غصه ی رفتگان معشوق :)
آهوان گم شدند در شب دشت
آه از آن رفتگان بی برگشت !
و خود میدانی منظورم چیست !
منظور ، خاطراتی ست که تا پلک بر هم گذاردیم ، گم شدند در شب دشت !
و صبح امروز هیچ خبر نیست از ایشان !
گویی هرگز نبوده اند !
غبار پای گرمشان نیز نشسته ست بر زمین سرد !
و هرچه میگردیم تا اسباب آن خاطره سازیها را بیابیم ( همچون همین عطر و رایحه ) بلکه سراب آن خاطرات ببینیم ( که اکنون روزگاری دیگر است ! ) نمی یابیم !
روزی به اردلان گفتی : راست میگویی ، کم غم داریم که این هم مضاف کنیم !
آری ، غمهایمان کم نیست لیک شاید مستحق بیش ایم !
سوال : چرا عطرهای تلخ گزنده کمتر ساخته میشوند ؟!
شاید روزگارمان آنچنان تلخ شده ست که شیرین میسازیم به توازن !
زیادی تلخ شدم :))
بروم به شیرینی :
نظرت ، راجع به زنانی که عطر مردانه میزنند ، مرا به یاد خاطره ای انداخت :
روزی در عطرفروشی ی دوستم ، خانمی مرا شناخت و چندین سوال راجع به عطر از من پرسید .
به او گفتم :
اول به من بگو ببینم ، چه عطرهایی میزنی ؟
( چون عطری خنک مردانه بر تن اش بوئیدم ! )
همینطووور اسم عطر مردانه میشمرد !!
پرسیدم : شما مجردی ؟
گفت : بله .
گفتم : دوستی ، نامزدی ، چیزی ؟؟
گفت : نه ، راستی آقای سخی ، چرا ؟؟
گفتم : الان برای خرید چه آمده بودی ؟
گفت : موم صورت ( همین چیزهایی که موهای صورت را میبرد )
گفتم : خب ، اشتباهت همینجاست دیگر !!
با تعجب گفت : هااان ؟؟
گفتم : چه کار به سبیل ات داری ؟؟ تو فقط یک سبیل کم داری با این عطرهای مردانه که میزنی :))
حتی یک نام عطر زنانه نبردی بین اینهمه عطر !
با خنده گفت : خب دوست دارم آقای سخی !
گفتم : من هم عاشق عطرهای زنانه ام ، اصلا باید همین باشد ، اینطور میسازند ، قاعده بر این است ، لیک اگر تو بوی مرد بدهی و من بوی زن ، چگونه دنیایی میشود ؟؟
من بگویم اوا خواهر چه بویی ، تو هم بگویی فدات داشی بدم خدمتت ، میشه ؟؟
از تقلید صدایم چند دقیقه میخندید :)
خنده اش که تمام شد ، گفتم :
اواخر قرن نوزدهم و اول بیستم ، رنگ صورتی مختص مردان بود و رنگ آبی مختص زنان !
چرا ، و چرا بعد تعویض شد ؟
بهش فکر کن ، همین ماجرا هم امروز داره در عطر مصداق پیدا میکنه !
چیزی میشنویم یا میبوئیم اما به معنی نمیرسیم !
هنر عطر زدن این نیست که تو هر عطری که دوست داری بزنی ، بلکه باید عطری بپوشی که پروانه های دوستدار اون رایحه رو جذب خودت کنی ، یعنی از خودت نوری متصاعد کنی و بیفشانی که دوستداران اون رایحه ی نورانی جذبت بشن ، مثل من که الان عطری پوشیدم که شما میگی مدتهاست چنین بویی بر تن کسی نبوئیدم و چقدر دوستش دارم ! اگر عطر زنانه ای پوشیده بودم که خودم دوست دارم ، همین حس رو داشتی ؟
گفت : پس با توجه به سلیقه خودم ، یه عطر برام انتخاب کن .
مای وی رو دادم تست کرد و بلافاصله خرید !!
بهش گفتم : ببینم ، تو اصلا عطرهای زنانه رو تست میکنی ؟؟ دی !
نگاهش جوابم رو داد : خیر :)
گفتم : عطردوستی که نره در عطرافشان ، عطرباز و حرفه ای نمیشه ، برو عطرافشان و هر روز نظرات رو بخوان و سپس لیست تهیه کن و روزی دو سه تا تست کن ! قول میدم چند وقت دیگه جواب سلام ما رو هم ندی :))
ضمنا مرد بودن به بوی مردانه دادن نیست ، من زنانی میشناسم که در نهایت ظرافت زنانگی ، از خیلی از مردان ، مردتر اند !
گفت : بشرطی که شما برایم انتخاب کنی دیگه عطر مردانه نمیخرم .
گفتم : اتفاقا بخر ، ولی در منزل ازشون لذت ببر ، مثل من ! یا یاد بگیر که لیر کنی .
گفت : راستی فلانی شما توی خونه چه عطر زنانه ای دوست داری ؟
گفتم : خیلی ها رو دوست دارم ، مثلا همین دیشب از اکلت لذت میبردم ، چند شب پیش همراه ژادور بودم ، قبلش زِن و خیلی های دیگه ، معمولا یک در میان ، ملایم و تند و ظریف و خشن اش میکنم !

ارادت ، ارژنگ عزیز و همه ی دوستان نازنین ام
البته :
اونجوری اش هم دیده ام :
یه مردی سوار ماشین ام شد ، یهو گفت :
اوا ، چه بوی خشنی ، چه پشت بازو و بازوهای جذابی !
گفتم : نمیدانم بگم آقا یا خانم ، کجا میخوای بری ؟ حالا که سوارت کردم جان خودت یا ساکت باش یا پیاده شو !
:)
یک شب در ولیعصر تهران ، یک پدر و مادر و برادر و خواهری داشتن یه دختری رو که فکر کردم خواهرشونه ، بشدت کتک میزدن !
پریدم بینشون و جدا کردم و نگذاشتم .
اونم پریده بود پشت من که کتک نخوره !
گفتم : دیوانه شدین ؟؟ کدام خری دست روی زن بلند میکنه ، اونهم چند نفری ؟؟ یکبار دیگه دست روش بلند کنید همتون رو میزنم !
پدر گفت : کدام زن آقا ؟؟ این بیشعور پسرمه !
برگشتم نگاهش کردم ، هیییچ شباهتی به پسر نداشت ، کلی هم آرایش کرده بود !
گفتم راست میگید ؟؟!
مادرش و خواهرش گفتند : بله آقا ! این عوضی آبرومون رو برده !
گفتم : پس بزنیدش که نوش جانش !
که البته بعدها کلی تحقیق کردم در این باره و به پاسخ هایی جالب و عجیب رسیدم به کل !
الان فقط دل ام براشون میسوزه بعد از یافتن پاسخ ها و براشون دعاها میکنم به رهایی و راه !

روزگار خوش باد بلطف مهر و اتمام صبر خدا انشاله
42 تشکر شده توسط : مهریار Baby reXa
Krizia Uomo
لینک به نظر 27 فروردین 1405 تشکر پاسخ به امیر رنجبر
بله ، ای امیر رنجبر عزیزم ، جوان هوشیار !
اتفاقا پیش از تو ، من متوجه حضورش شدم !
چند روز پیش دکمه تشکر را ذیل نظرم فشرده بود و چه خوشحال شدم از حضورش !
دوستان نمیشناسند وی را ، که او کیست !
آدرس میدهم ، خود بروید بخوانید هرچند میدانم راضی نیست !
به جزء آدرس میدهم شاید کسی چون من بلد نباشد :
بر تصویر اکانت حقیر کلیک کنید ، در صفحه ام بخش پرسش ها را کلیک کنید ، بگردید دنبال صفحه ی :
" یک رایحه اجبارا برای کل زندگی "
در صفحه ۴ ، بخوانید دلنوشته ی او را !!
و چون من حظ ها برید !
که بیش از ۱۰ بار خوانده ام
خصوص هر بار که غمگین و ملول ام !
اینگونه مغزها ، خاموش اند و منزوی !
من میدانم چرا !
پس اصرار زیاد نکردم به حضور !
که اگر ۱۰ نفر چون وی میداشتیم ، آنوقت میگفتم چه میشد ، به پروازهای مرتفع !
معطر شوید ، یک موسیقی لایت پخش کنید ،
و بخوانید :)
لذت اش را ببرید :)
ارادت ها خدمت رهای عزیزم
که نام انتخابی اش ، خود گویای همه چیزست !
باشد که ، باشد !
31 تشکر شده توسط : مهریار Baby reXa
دوستان نازنین ام
درودها و ارادت ها
مطالبی را باید راجع به این عطر ناز و ریویو آن مضاف کنم :
اول : یادتان هست گفته بودم در زمان تست به جهت تشخیص نت ها ، خصوص نت های پایه عطر ، یک یا دو پاف هم بر خط درون آرنج دست دیگر خود بزنید و چند ثانیه آرنج را ببندید تا عطر کاملا به درون پوست خارجی ، نفوذ کند .
یعنی میتوانید بر یک دست ، بر ساعد دست خود ، کمی بالاتر از نبض با رعایت فاصله ، اسپری کنید تا ماهیت طبیعی عطر و خروج نت ها در رایحه را تست کنید و هم بر خط آرنج دست دیگر به منظوری دیگر که عرض کردم .
همان ، نیمه های خواب ، بیدارم کرد !
چنان خوشمزه شده بود رایحه ، شبیه بستنی ای که تمام مزه ها درون اش هست ، خصوص پسته !
یعنی رایحه گورماندی خوشمزه تر از این رایحه سراغ ندارم در عطور !
اگر در خانه بستنی می داشتم ، همه را میخوردم :)
عجیب اش اینجا بود که قبل از خواب ، خط آرنج ام را بوئیدم ، هم ضعیف شده بود و هم به نت های پایه رسیده بود ، اما پس از چندین ساعت درای داون ( خشک شدن ) یکهو با چنان قدرت چند برابری ای روشن شد که عجیب بود !
بر روی ساعد دست دیگرم جهت تست ، ساعاتی قبل به کولفی رسیده بود ، البته کولفی درین عطر باوجودیکه در قلب است ، در هر سه پله نمود واضح دارد ، لیک نه به تنهایی و در کنار دیگرانی که بر کولفی تاثیر نهند ، مثل همان نسخه ادوپرفیوم ، اما حتی کولفی درین عطر کمی تفاوت دارد و تنها راه خارج کردن رایحه اش بصورت فرادا ، تست بر خط آرنج و زندانی کردن نت قویتر عطر است .
ضمنا پایه عطر هم روشن شد که همان چوب صندل سفید است ، همچون نسخه ادوپرفیوم
هرچند که کهربا نیز همراه و در کنارش بود در پایه .
هنوز هم ، همین الان که بامداد روز بعد از تست است ، یعنی پس از بیش از ۲۴ ساعت ، هنوز رایحه اش بر خط آرنج ام هویداست ، که البته الان فقط چوب صندل سفیدی باکیفیت است !

دوم : خودم از خواندن بخش خاطره چقدر خندیدم :)
اما دلیل خنده ام با خنده شما تفاوت داشت !
متوجه شدم جناب مدیر عزیزمان ، بخشی را ویرایش یا بقول فرنگی ها سانسور کرده است که قابل پخش باشد :))
اما کارش خوب بوده !
طوری ویرایش کرده بود آن چند خط را که متن دچار سکته زیادی نشود :)
تنها خواننده ممکن است از خود بپرسد : سخی ایشان را چگونه به یاد آورد عاقبت ؟
خلاصه که خودم نیز از خواندنش بسیار خندیدم :)
البته درک میکنم همه شرایط را و به همین دلیل هر متنی که میخواهم بنویسم در هر نظری ، طوری مینویسم که رعایت ایشان نیز کرده باشم به عدم مشکلات روزافزون .
انشاله تا روزگار آسودگی و آرامش !
و اما اخبار خوبی نیز بر شما دوستان عزیزم دارم که مطلع شدم بناست زیبایی بیشتری را تجربه کنیم انشاله در خانه مان بلطف خدا .
شنیدم که در حال بررسی و انجام است و آرزو دارم موفق باشند ، که این خانه هماره در صدر دنیای عطربازیهای ما ایرانیان است !
و آرزوی همه ی ماست که روز بروز بزرگتر ، زیباتر ، دلنشین تر ، شلوغ تر و خوشبوتر شود از عطر تن های حضار سلیقه مدار آن انشاله :)
خلاصه نمیدانم کولفی از کجا بیاورم ؟؟
جور هندستان کشم ؟؟
اول نوروز رفتم دو تا بستنی بخرم .
از همین کیم های معمولی .
گفتم : چقدر میشود ؟
گفت : ۲۰۰ هزار تومن !
گفتم : عیب نیست واقعا ؟؟
گفت : بله ؟
گفتم : عیب نیست ؟ که من درشت ترین اسکناس مملکت ام را بدهم ، بجای آن دو تا بستنی چوبی دستم بدهند ؟!
بچه که بودم ، با پدرم رفتیم قصابی ، یک ران گوساله خریدیم ، یادم هست دویست و خرده ای تومن شد ، پدرم یک اسکناس هزار تومانی از دسته جدا کرد و به او داد .
قصاب گفت : هزااار تومن ؟؟ آقای سخی ، قربانت بروم من باقی اش را چگونه پس بدهم ؟
پدرم گفت عیب ندارد ، بماند تا خریدهای بعد .
چه گویم که ناگفتن ام بهتر است !
ارادت ها
51 تشکر شده توسط : مهریار Baby reXa
Material
لینک به نظر 26 فروردین 1405 تشکر پاسخ به آلالیتا
سرکار خانم دکتر آلالیتای نازنین و زیبا
عرض درود و احترام حضور سرکار
پاسخ پرسش شما میتواند این باشد :
در بخش روانشناختی رایحه ، ادغام و آکورد روایح نت های ذیل آرامشی عمیق را منجر شوند :
پچولی ، وانیل و آسمانتوس !
شک ندارم که بر حسب تجربه ، رایحه هر کدام را به تفکیک میشناسید .
از سویی شما پزشک اید پس ماهیت جسم ، ایضا روان را به تخصص ، با خود دارید .
و اگر درین سه دسته ( رایحه و جسم و روان ) همزمان اندیشه کنید دریافت پاسخ بر شما سهل است !
مضاف بر اینکه وانیل بین این سه ، پیشرو است و دقیقا بر روان هدف دارد !
آن دوی دیگر در بخش خاکی ( جسم ما ) و گلی ( آمال ما ) تکیه و هدف دارند !
از خاک برآمدیم و چون باد ، شدیم !!
خاک ، آب ، آتش و باد هر یک در کنه آدمی و کمال ، مفهوم و هدفی دارند !
نت ها ، آکوردها و روایح هم ، هر کدام ازین چهار ، منشاء ، نمود و هدف دارند !
عطر ، سه حرف است لیک سی کتاب سخن دارد !
یکی از زبان های پیچیده خداست که در ظاهر ساده است اما وقتی درون علم و فلسفه اش شوی ، به قاعده ی خدا عظمت دارد !
اینهمه عنصر و موجود در همین یک کره !
هر کدام بویی دارند و معنی ای !
به همین دو کلمه ی مهم خویش که فرموده اید دقت کنید :
آرامش و رهایی !!
ببینید قدرت رایحه ، چه اندازه است !!
بهر صورت ، بر حسب وظیفه و افتخار ، این پاسخ را حضور جنابعالی که از بهترین اعضاء این سایت بزرگ اید تقدیم کردم .
ارادت ها :)
37 تشکر شده توسط : مهریار Baby reXa

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan