نظرات | کامبیز سخی
ترتیب نمایش
Alexandria II
لینک به نظر 7 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به HOMON
هومون عزیزم
درودها بر تو
اکنون فرصت ندارم پس موجز گویم نه تفسیر ، اما : مکفی !
دقیق میدانم چه میگویی :)
لیک ، میپردازم از درگاهی دیگر ، که دوستان عزیزم ، دید ، اشاره و پرداخته اند :
با نظر محسن جمالیان عزیزم موافق ام !
اکنون زمان رفتن نیست ، بگذار رایحه ی "واپسین" را از پسِ رایحه ی غبار و گرد و خاک و دود ببوئیم !
بسیاری از دوستانمان اکنون یک پای بیرون گذارده اند و یک پای درون !
لیک ما مانده ایم که : زمان بودن است !
اینهمه سااال ماندیم ، به بوییدن رایحه آرزوها باز هم میمانیم تا بوییدن عطر رفاه !
الان تلویزیون خواند در یک فیلم ایرانی :
که صبح تا شب ، بیرون کار میکنیم تا شب درون خانه رایحه ی "یک لقمه نان" داشته باشیم !
زن و مرد دنبال راهی میگشتن و عهد بستن ، نون و پنیر یا کباب دل خوش میخواد !
میبینی ؟؟ شاهد از غیب میرسد :)
خدا زنده اس !
و اگر ، رایحه شادی و رفاه تجربه نکردیم ، که این کمترین حقِ حس بویایی ماست به چشیدن ، آنروز همه با هم میرویم به جوییدن و یافتنش ، هرچند شخصا هیچ رایحه ای را زیباتر از رایحه دامان مادر سراغ ندارم !
هرچند که دامان اش خاکی و آلوده به عطر اشکهایی حزین باشد !
میمانیم به افشاندن عطر شادی بروزگار ناشادی !
میخواستم بنویسم : تا خدا چه خواهد لیک یافته ام که : خدا همان خواهد که ما خواهیم :)
بروم ، که اگر نروم همان یک لقمه نان هم ندارم
42 تشکر شده توسط : Baby reXa نیلوفر کرامتی
دوستان عزیزم
درودها و سلام ها
تا مدیر عزیزمان مرخص نکرده مرا با موزیک :) این چند ریویو باقیمانده دکانت های مهربد نازنینمان را تقدیم کنم !
خبری که مرا بسیار خوشحال کرد تماس مهربد عزیزم بود چند شب پیش ، که خیالم را آسوده کرد به سلامتی اش خداراسپاس .
گویا مسافرت بوده چند هفته ای را ، امید که شادترین باشد که لایق است ، این جوان سخی و مهرپرداز و عطرافشان !
و اما این عطر ناز :
یادتان هست گفته بودم عطور لایق بر پوشیدن در منزل ، کمیاب اند ؟
منظور از منزل ، خانه خودمان نیست ، بلکه منظور کلا عطور زیر سقف است که شامل منزل خودمان ، بستگان و یا مهمتر از همه : میهمانی های خانوادگی یا حتی نیمه رسمی است !
عطرهای قابل استفاده در منزل ، از هر باب سخت تر اند از مابقی ، که باید تمامی آیتم ها را دارا و بسیار پارامتر را رعایت کنند !
خصوص میزان پخش و پروجکشن را ، که بسیار حائذ اهمیت اند و اگر کمی ، تنها کمی ضعیفتر یا قویتر جلوه کنند ، آنوقت میتوانند شکایت مخاطبین را به دنبال داشته باشند که ای کاش این رایحه جذاب کمی قویتر یا ضعیفتر میبود !
این عطر به حق ، نمره ی قبولی گرفت از من بابت مواردی که معروض شدند !
دوستان عزیزم ، هر عطری که در برندهای صاحب نام ، شهیر و بزرگ ساخته میشوند ، از زیر ذره بین چندین کارشناس خبره عبور میکنند و اگر بابت هر آیتم جداگانه نمره قبولی نگیرند و سپس در معدل قبول نشوند ، هرگز به تولید انبوه نرسند ، که برند راجع به هر چیز ریسک کند راجع به درآمد ریسک نخواهد کرد !
منتها ما ایرانیان بالاخص ، عطر را تنها محصولی میدانیم که بویی خوش داشته باشد و از آن مهمتر : پرفومنس قوی داشته باشد !
در غیر اینصورت مردود است از دید ما :)
قدیم ، تعریف عطر همین بود !
مایعی خوشبو و مانا !
لیک امروزه ، عطور طبقه بندی و شاخه پردازی شده اند ، دقیقا همچون یک درخت بزرگ !
که برای هر دسته و رسته ، عطری با مشخصات همان درخواست تولید میشود .
از نظر من پرفومنس این عطر ، باتوجه به هدف ، مقصد و مقصودش ، کاملا نمره ی قبولی میگیرد !
یونیس.کس است ؟
بله ، اما :
کدام مردان ؟
مردان شیکپوش ، مقید ، آداب دان ، مهربان و از همه مهمتر : هنرمند !
آنهایی که دستی بر ساز ، موسیقی ، شعر ، سینما یا سایر اقسام هنر اند ! کمی وسواسی در نظافت و هارمونی پوشش !
در میهمانی هایتان ، در فامیل ، حتما چنین مردانی را دیده اید !
گویش ایشان و نحوه ی تکلم شان فرق دارد !
همیشه منظم اند ، شیک پوش ، هارمونی دان ، سر و صورت اصلاح کرده ، اهل شعر و شعور و مهمتر : معطر !
کدام زنان ؟
شوخ و شنگان زیبا ، لبخند لحظه ای لبهایشان را ترک نمیکند ، وقتی میخندند دندانهای ردیفشان دیدنی ست !
پر سر و صدا ، شلوغ کن ، فرز ، با آرایش ملیح !
بر سلیقه پوشش ایشان دقت کرده اید ؟؟
رنگ تند ، غلیظ و جیغ نمیپوشند ! چرا ؟
چون خودشان شلوغ اند :) این یعنی توازن !
قلبشان هم الماسین است :)
برعکس ، آنها که ساکت و سنگین اند ، اغلب رنگهای غلیظ ، مثل مشکی یا قهوه ای سوخته ، سورمه ای و زرشکی تیره ، یا رنگهای تند میپوشند ، مثل سبز فسفری یا قرمز جیغ !
سن ، در انتخاب رنگ پوشاکشان دخیل است لیک همه معمولا تیره پوش اند !
اما شک نکنید ، قلبشان روشن و نورانی ست !
معمولا آرایشی تند دارند .
تمام زنها گل اند ، لیک همچون تنوع گلها ، هر یک بویی زیبا و منحصر بفرد دارند .
برخی از درون پرهیاهو اند و از بیرون آرام ، و برخی از درون آرام و از بیرون همچون بمب شادی و سرور :)
البته اینها که از پوشش گفتم ، برای مراسم رسمی یا ویژه مثل عروسی ها ، عقدها ، پاتختی ها و تولدها نیست ! آنجا پوشش ها ، از قواعد و قوانینی دیگر تبعیت کنند !
خلاصه : بر همه چیز دقت کنید !
که چرا این ؟ جبر یا اختیار ؟ ارتباط با شخصیت و روان ؟ پوشش و عطر ، زبان روان و شخصیت اند !
نکته : این عطر ، زنان را بسیار زیباتر ، عمیقتر و باشکوه تر جلوه میدهد !
خصوص قلب و پایه اش !
خب ، نکته مهم در خصوص این عطر :
نت های گل صد تومانیِ بسیار زیبا و آسمانتوسِ چشیدنی را درین عطر بشناسید !
این عطر مرجع خوبیست بر این دو نت !
》گل صد تومانی :
آن رایحه ی قوی ، غلیظ ، شهد مانند و گلی ویژه را که شبیه شمعدانی ست ( تلفیق رز و یاس ) در قلب این عطر ، که به وضوح میرقصد و رایحه میپراکند ، گل صد تومانیست !
فرقش با شمعدانی این است که غلیظ تر است ، عمیق تر است و شیرینی اش مغلوب است ، یعنی وجه ی شیرین اش به وجه گلی اش میبازد ، چینی ها گل صد تومانی را پادشاه گل ها مینامند !
》گل آسمانتوس :
osma : معطر و anthus : گل
رایحه : گلدار سفید ، هلویی ، بنفشه ای ، شیرین ، شیری ، زردآلویی .
ویژگی آکوردی : رایحه ای شبیه چای سیاه دارد .
آن رایحه چای مانند میوه ای گلی ، مربوط به آسمانتوس است در قلب !
■ نت های پله ها :
این نت ها را به خوبی و راحتی میتوانید در پله های این عطر تشخیص دهید :
》پله اول ، تاپ نت
لیمو شیرین ، پوست لیمو شیرین ، گریپ فروت ، آسمانتوس ، سایه ی چوب سدر ، فلفل صورتی
زمان پله : بین ۳۰ تا ۴۵ دقیقه ، وابسته به نوع پوست

》پله دوم ، قلب
گل صد تومانی ، گل آسمانتوس
و سنبل ختایی که رایحه ای :
سبز ، گیاهی ، علفی ، خاکی ، فلفلی ، تند ، مشک دار ، شیرین و غنی دارد .
قدمای مذهبی آن را ریشه روح القدس مینامیدند !
لیک سنبل ختایی درین پله و عطر بسیار ملایم تر است از دوی دیگر و در پشت آنها ایستاده ست
زمان پله : طولانی ، بر پوست من ۴ ساعت !

》پله سوم ، پایه ، درای داون
وتیور ، سدر ، چای .
زمان پله : طولانی

رنگ رایحه : رنگ این عطر گلی ست !
با رنگ های گلی خصوص صورتی ، سفید ، یاسی ، آبی و ... راحت سِت میشود ، فقط رنگ ها باید باز و ملایم باشند !
برای مردان : رنگ قهوه ای ، ذغالی و خاکی ، نت های درای داون را پررنگ کند .
لیک پیراهن صورتی کثیف ، آبی روشن و لیمویی باز عطر را زیباتر اما با وجهه مردانه تر جلوه میدهد !
این پوشش نیمه رسمی میهمانی بود که عرض شد ، برای درون منزل خویش توفیری ندارد ، معمولا در منزل از پوشش روشن چون سفید استفاده میشود که اتفاقا عالیست با این عطر .

پرفومنس :
از نظر من عالیست برای استفاده در محیط بسته مسقف !

نکات مهم را فکر کنم گفتم ، چیزی دیگر یادم نمی آید ، اعصابم خراب است !
پس از شام مشغول برداشتن کنجدهای نان بر زمین ریخته بودم که فهمیدم یک مورچه را بجای کنجد نیمه جان کرده ام ، او هم داشت غذا میخورد ، گویی زهر مار خوردم :(
ذره بین بیار ، کدام دست و پایش شکسته است ، اصلا این یک مورچه کجا بود و ... !
لنگان لنگان رفت لیک گویی دست و پای من شکست !

پ ن :
- آقا جان اتفاقی نیفتاده ! جناب مدیر ما این روزها تحت فشار است ، از بیرون و درون !
خودتان تفکر کنید در خصوص این روزها ، حدس خواهید زد !
بر خانم مونا نیز جایی نوشتم ، و ایشان نیز بخوبی درک کردند !
چند روز پیش بر من نوشت :
فلانی ، خدا شاهد است وقتی مجبورم نظری را حذف کنم آنقدر ناراحتم که کل روزم را تحت الشعاع قرار میدهد و مدام به آن فکر میکنم !
مدیر ما جوانی لایق است ( از کجا دانستم ؟ نه افتخار دیدار داشته ام و نه سعادت گفتگو ، حتی اسم ایشان نمیدانم لیک بیش از انشائشان ، ایشان را میشناسم ، حتی میدانم چه زمانها در طول روز ، چگونه حالی دارد ! مثلا صبح ها کمی نگران و کم طاقت اند ، عمده ی نظرات حین صبح رد تایید میشوند لیک از عصر به بعد شادمان تر اند :)
مثلا چون مرا محترم میشمارد و از بزرگی خویش ، مرا بزرگتر ( از سن و نه دانایی ) میشمرد ، تغییرات را از من شروع کند هرچند که همه ی دیگر اعضاء همان کنند که من .
پیش خویش گوید : وقتی بر پیر مردان :) قانون اعمال کنم ، جوانان نیز تبعیت کنند و ناراحت نشوند !
عیب ندارد ، بلکه این نشانه ای خوب است ، تنها زحمتش بر من اینست که باید خط کشی کنار خویش بنهم و در انتهای کار ، قبل از ثبت نظر ، یک خط کش بگذارم و اندازه بزنم تا از حدود خارج نشده باشم :)
هرچند که دقت کردم بر این ریویو ، لیک اکنون ساعت ۶ صبح است !
معنی اش اینست که جناب مدیر نازنین و خندان ما ، صبح این نظر را خواهند دید !!
خدایم رحم کناد :))
میترسم فراموش کنم یا پاک شود ، ورنه صبر میکردم و غروب ثبت میکردم :))
خلاصه که او یک نفر است و ما چندین !
من درک اش کنم .
و یک نکته بسیااار مهم :
من آدمی نیستم که "لطف ها و مهرها" فراموش کنم ، بر بی بویان نکرده ام ، برسد به خوش بویان و معطران !
ارادت ها
با عطر لبخند 🌹:)
48 تشکر شده توسط : مهریار مرتضی ع
دیشب داشتم به این مورد فکر میکردم :
که تمااام عمرم را درگیر این داستانها بودم :
- باز رفتی سراغ عطربازی ؟؟

- هم دوباره عطر خریدی ؟؟

- پسر جان تو بیماری ها !!

- یه بوی جدیدی میاد ، دوباره عطر خریدی ؟؟

- تست ؟ تو گفتی منم باور کردم !

- پس عطر دوستته ؟ خودتی !

- پدرم : خدااای من ! پسر عزیزم ، شاخه ی شمشاد ، درسته که من هم عطرباز بودم ، اما من نمیرفتم تمااام شیشه های گالری عطر رو بیارم در اطاق ام سپس یک شیشه انتخاب کنم ! "همانجا" یک شیشه انتخاب میکردم و می آوردم منزل ، توجه فرمودید ؟؟

- کسی یادش میاد کامبیز دروغ گفته باشه ؟؟
بقیه : بله ، فقط راجب خرید عطر !!

- یعنی چه ؟ اینا همه اش هدیه اس ؟؟ چطوره که "همه" به ما عطر هدیه نمیدن ؟؟

- یعنی امسال تو فقط عطر هدیه گرفتی !!

- یااا خدا ! همه اش مال خودته ؟؟

- شنیدم یه مغازه عطرفروشی رو چند روز پیش زدن ، هاااا ؟؟

- زیر لاستیک زاپاس ماشینت چکار داری ؟؟ آها ، جاساز عطرته ؟

- این عطر جدیدی که "خریدی" خوب نیست !
من : کدام عطر جدید ؟؟
اون : دم خروس زده بیرون ، نکنه میخوای بگی دماغ من مشکل داره ؟؟

- آقا تا حالا کسی رو دیدی پول نون شبش رو عطر بخره ؟؟
بقیه : نه ! مگه اینکه دیوانه باشه !
اولی : هیسس ، نشسته اینجا ، میشنوه !!

- آقا این چه مسخره بازیه ؟؟
عطر شب ، عطر روز ، عطر عصر ، عطر طلوع ، عطر غروب ، عطر باران ، عطر آفتاب ، عطر زمستان ، عطر تابستان ، بهار ، پاییز ، مهمانی ، عروسی ، عطر چیز ، جشن فلان ، مراسم بیسار ، اتفاقات ویژه ، رنگ لباس بهمان ، اووووه !
اونیکی : عطر دستشویی و حمام یادت رفت !!
یکی دیگه : تازه ، اون کارم عطر داره !!
اولی : گفتم عطر "چیز" دیگه !
دومی : عه ، فکر کردم "اتفاقات ویژه" اون بود !
من : لا اله الا اله ، چه گیری افتادم با شما ، آخه شماها نمیفهمین ، تقصیر منه ؟؟

- میگم تو "یک" سیگار میکشی ، برا اون یه سیگار ۵۰ تا عطر داری ؟؟

- پسر ، پیامبر که عطرباز بوده باید بیاد سر کلاس عطربازی تو !

- برای نهادن چه سنگ و چه زر !

- هی پولاتو بده شیشه ، استفاده ام که نمیکنی ، بعد که خراب شد بریز دور !
من : عطر خراب نمیشه !
اون : میدونم ، تو خراب میشی !!

- جل الخااالق ، آقا اینا همه ، بوهاشون با هم فرق داره ؟!

- اییینهمه کت و شلوار و لباس مختلف ، اینهمه عطر ، میگم تو برا هر دست لباس یه شیشه عطر میخری ، یا برا هر شیشه عطر یه دست لباس ؟؟
من : آقاجان من بیش از ده ساله که نه لباس خریدم ، نه عطر ( این راسته واقعا )
اون : آره ، راست میگی ، معلومه !!

- من یه عطر دارم دماغم از کار افتاده ، چجوریه که تو اینهمه داری و همه میگن دماغ فلانی ؟؟

- میگم عطرِ چیزم داری ؟؟
من : عطر چیز چیه ؟!
اون : دی ، همون چیزه دیگه !!

- یه عطر بده برا گربه ام .
من : چرا برا گربه ات ؟؟ برا خودت نه ؟
اون : اونو که میدی !!

- یکی از دوستام که مواد میکشه :
سخی جان قربونت برم ، من درسهااا یاد گرفتم از تو !
من : از من ؟؟ در چه مورد ؟؟ خنثی کردن بو ؟
اون : جاسازی دیگه !!

- دوباره عطر خریدی ؟؟ نخیر ، این آدم نمیشه !

- تو عطر بخر منم چکش میخرم !

- میگم پی پی اژدهای هفت سر هم بوئیدی تو ؟
من : آره ، اما اگه گفتی چرا فقط یکی از هفت اثر بوی تو رو میداد ؟؟
اون : هااا ؟! اثر ؟ کدام اثر ؟ هفت اثر ؟!

- میگم اون عطره که "باید" به من بدی ، چه بویی داره ؟
من : بوی دماغِ سوخته !

- تو اگه جرئت داری یه عطر دیگه بخر !

- بازم عطر ؟ فکر نان کن که خربزه آبه !
اونیکی : بازم به خربزه ، عطر که آبِ آبه !
اولی : راستیما ، عطرای امروز !

- عطر خریدن کم بود ، عطرسازیم اضافه شد ؟

- ببین کیا ( یعنی ما ) کیا رو پولدار میکنن !!

- میگم بین اینهمه عطر ، بدترینش کدومه ؟
اونیکی : اونکه تو بپسندی !
اولی : نه واقعا میخوام بدونم چه بویی میده !
دومی : بوی جوراب تو !
اولی : دیدی کامبیز جان ، یه عطر بهم بده تا این دیگه اینو بهم نگه !
من : توی این سناریو که ریختین ، من دیالوگ ندارم ؟؟ بگو یه شیشه عطر بده دیگه ، راحت !
دومی : پس یکی ام بده من !

- چرا نمیای توو ؟
من : شما برین منم میام
یکی از اونا : میخواد بره سر جاسازش توو ماشین ، حتما دوباره عطر خریده !

- خب ، هدیه ی کامبیز که معلومه چیه ، باز کن ببینیم بوش چطوره !
من : دی ! از کجا معلوم که عطر باشه ؟؟
اونا : برو بابا ! یالا باز کن از کنجکاوی مُردیم !

- ازین به بعد هر چی عطر بخری مال ماست !

- میخوای عطر بخری ؟ بخر ! فقط قبلش باید ده برابرشو نقد بدی به من !

- عه ، کامبیز کتاب هدیه آورده !!
اونیکی : محاله ، حتما داخلش عطره ، مثل فیلما که اسلحه میذارن داخل کتاب !
یکی دیگه : حتما خوشبو کننده هواست به شکل کتاب ، باید بذاری رو طاقچه !
یکی دیگه : نخیر ، کتاب عطرسازیه حتما !
من : لا اله الا اله ! مولانا عطر نیست ؟؟
همه : عه ه ه ه ، بابا ما کلی حدس زدیما !!

- تو فقط دماغتو تربیت کردی ؟؟

- دیروز یه عطر دیدم تو خیابون که توی کلکسیون تو نیست ، چطور ممکنه همچین چیزی ؟؟

- شنیدم چند ساله که عطر نخریدی !! راست میگن ؟؟
من : آره
اون : حالا دیگه باور کردم آخر دنیا شده !!

- توی بازیهای خانوادگی :
نوبت منه ؟ رنگی که توی عطرهای کامبیز نیست
بقیه : عه ه ه ، آقا این خیلی سخته !
یکی : رنگ آخرت !
اونیکی : اتفاقا چند تا عطراشو بهم گفت بوی آخرت میده !
بقیه : بابا ، رنگ نه بو ! همه رنگی هست توشون
اولی : باشه ، پس عطری رو بگین که بلد نیست
من : دوباره منو سوژه کردین !
یکی دیگه : خدایی عطری هست که تو بلد نباشی ؟؟ ( این ماجرا مال خیلی سال پیشه )
من : بعله ، صدها عطر هست !
همه : آآآ ، مگه چقدر عطر هست تو دنیا ؟؟

- آخه اینهمه عطر به چه درد میخوره ؟؟

- آقا برندها روانشناس استخدام کردنا ، حالا هی عطر بخرین !

- میگم رایحه سازی ، آخری هم داره ؟
اونیکی : بعله ، رایحه مرگ !
یکی دیگه : کامبیز جان ، بوی مرگ چه شکلیه ؟
من : خفه ! ، ، ، تقریبا این بوئه !
اونیکی : دی ، کامبیز جان تو که ازین اخلاقا نداشتی !
من : یعنی تو این موزی رو نمیشناسی ؟؟ اشاره و لبخندشو ندیدی ؟
اونیکی : جل الخالق ، تو که روت اونور بود !
من : رایحه ش رسید ! ( توی زه استیل قاب نقاشی روبروم دیدمش :)
همه : آقا این کامبیز خیلی عجیبه ها !
یکی : من بارها ازش ترسیدم !
اونیکی : بعضی وقتا میگه رایحه لبخندا ! اما اشاره ؟
یکی دیگه : اشاره رایحه داره دیگه ، وقتی تو جاییت رو حرکت میدی باد تولید میشه بعد
من : اراجیف کافیه ورنه رایحه بادمجان زیر چشمِ چپ همراه با باد هوکِ راست رو میچشین همتون الان

- و ....
میتونم ۲۴ ساعت ادامه بدم
دیشب صفت "شیرین زبان" که جناب خردمهر به لطف در نظرشان قید فرمودند ، مرا به دو خاطره شیرین برد از دو استاد دانشگاه ، که یکی مرا شیرین زبان خطاب میکرد و دیگری که ارمنی بود و شلوغترین کلاس دانشگاه را داشت مرا شیرین بیان خوشبو مینامید !
داستان های این دومی ، زیبا و خندان است که انشاله روزی همراه ریویو عطر آن روزگارم تعریف خواهم کرد اگر زنده بودم .
سپس یاد این خاطرات افتادم که استاد ، ربع ساعت اول کلاس را میگفت : شیرین بیان خوشبو ، بگو !
و من که اغلب نمیدانستم چه بگویم ، از همه چیز میگفتم خصوص از عطر و همه میگفتند شیرین ترین لحظات ما ، همین ربع ساعتهای این کلاس است !
استاد میگفت : میبینی شیرین بیان خوشبو ! شلوغی کلاس بابت من نیست ، بابت توست !
:)
عمر گران میگذرد خواهی نخواهی
سعی بر آن کن نرود رو به تباهی
مطلب دل را طلب از سوی خدا کن
زانکه بود رحمت او لایتناهی !
پ ن :
این متن را چرا نوشتم ؟
این روزها هر عیبی که دارد ، خواصی نیز دارد !!
عطر خریدن اجالتا لغو شده ست !
معتادان ترک کرده اند !
عطربازی اجالتا کرکره اش پایین است !
چون حوصله نیست و از سویی هم خطراتی در بین هست برای شیشه ها ، اکثرا جمع و جور کرده اند و ازین باب هم دیگر خبری از آن حرفها نیست :)
من که سااالهاست جمع کرده ام ، حتی لباسهایم را ، و دیگر هیچ نخریدم !
البته همه که چند عطر ندارند ، باید بخرند و خوشبو باشند .
برخی هم که هرچه ما فقیرتر شویم ، ایشان ثروتمندتر میشوند :)
یادتان نرود این نکته مهم اقتصاد را :
پول در جامعه ، کاملا ثابت است ، پس اگر نزد کسی جمع تر ( بیشتر ) شد معنی اش این است که از جاهای دیگر کاسته شده است !
انشاله که روزی چندین عطر بخرند !
بهرحال که برخی "باید" عطر بخرند ، چه گران چه ارزان ، نمیشود که خوشبو نباشند و حال که مجبورند بخرند ، چه بهتر که بهترینش را بخرند !
خلاصه که حُسن این روزها کمتر شنیده شدن این حرف هاست !
میدانم و شک ندارم که همه تان شنیده اید ازین دست جملات :))
شما جوانان نشنیده اید ؟؟
صبور باشید ، نوبت شما هم میرسد :)
ارادت ها
امید که لبخندی بر لبهای زیبا ، زیباسخن و معطرتان نشسته باشد ، که هفته با لبخند آغاز کنید و با لبخند پایان دهید بلطف و مهر خدا
:)
یک مطلب هم در خصوص فرمایش جناب مدیر عزیزمان مضاف کنم :
این ، همان تغییری ست که چند روز پیش عرض کرده بودم .
مدیر عزیز ما چون مرا دوست دارد همیشه تغییرات را از حقیر شروع کند :)
لیک مطالب خط آبی که ممکن است از بحث عطر خارج شود آیا کماکان هست یا خط آبی نیز حذف میشود ؟
پاسخ مدیر : سلام عرض ادب
وقت بخیر
نظرات غیر مرتبط با محصول طبق قوانین جدید بخش نظرات دیگر امکان تایید ندارند
و می بایستی در بخش ( فروم : خاطرات عطربازی ) ثبت شوند
کاربر زمانی که وارد صفحه محصول می شود می بایستی در مورد خود کالا اطلاعات کسب نماید.
مورد مذکور شامل تمام کاربران می شود و می بایستی تمام کاربران رعایت کنند.
با احترام فراوان
نظرات پاسخ که با خط آبی هستند ممکن است از بحث در مورد عطر فراتر رفته باشند ( تا حد مشخص مشکلی ندارد )
40 تشکر شده توسط : Mod _ Iran Baby reXa
خوووب !
شکر خدای را چگونه بجا آوریم ازینکه بانو مونای زیبای این خانه ، روی برگرداند به سمت ما به لبخند چون ماه شب چهارده با آن دسته گل سرخ ، و سپس نور خدا بر ما جاری و گسترده شد ؟!
چه کار بسیار بزرگی کرده ایم به نیکویی ، که خدای مهربانمان هرآنچه زیبای کم نظیر هست در این سرزمین الماسزاد ، همه را یک به یک جمع کرده ست و میکند کماکان درین خانه معطر که هر نفر شمعی معطر در آن روشن کرده ست بیادمان نور خدای اهورا !
چند شب پیش ، تصویر اکانت یکی از بانوان را می دیدم که مخلوقی ست در نهایت زیبایی !
به خدای قدرقدرتِ شدیدالقوای خود گفتم :
هیچ معلوم هست چه میکنی آقاجان ؟؟
کمی آرام تر ! ما که چون تو شدیدالقوا نیستیم ! چشمانم ضعیف شد ، انقریب باید عینک ته استکانی بزنم :))
که گفت بر رخ خوبان نظر خطا باشد ؟؟
خطا بُود که نبینی روی زیبا را !
لیک آخر کدام را ببینیم به دیدن قدرت تو ؟!
یک از یک زیباتر ! در صورت ، در سیرت ، در کلام ، به تمام !
هوش از سرم پرید ، تا صبح در عطرافشان میچرخیدم :)
گفتم اگر روزی عطرافشان دعوت به حضور اعضاء کند ، من باید با آمبولانس بیایم و کیف ام پر باشد از قرص قلب و فشار خون :))
من اگر مابین اینهمه زیبایی و نور خدا قرار گیرم ، محال است از هوش نروم :)
توان تحمل اش در من نیست :)
امشب نیز سرکار که روی برگرداندید سمت ما پروانگان زیبایی پرست ، دیگر باید تا صبح گرد شمع وجودتان بگردم به نیایش و تعظیم و تسجید به پروردگار زیباساز خود :)
برخی اوقات دوست دارم همچون ماتریکس از گوشی عبور کنم و بیایم آنطرف بگویم سلامن علیکم :)) آمدم عطر شما ببویم و سخن دل بگویم و رفع زحمت کنم :)
حال شما بگو فلان جا بمب خورده و شیشه ها بر زمین ریخته و ... !
من میگویم : جواب بمب شماها را که دهد ؟؟
که ما زیباپرستان را با خاک یکسان کنید ؟؟
شماها که بمب اتمید آقاجان :)
اگر بخواهم نام برم ، شما بفرما نام کدامیک را ازین لیست طولانی حذف کنم ؟؟
که ندیدم بانویی بر این خانه پای گذارد که زیباترین نباشد به صورت و سیرت و کلام و سلیقه !
به قول قدما : همه چیز تمام !

زنده و جاوید باد تمامی شما بانوان ایرانزمین که ما ایرانیان نگوئیم ، جهان گوید که زنان ایران برترند از هر بابت !
شما لایق شادی و شادی لایق شماست !
غرق در شادی باشید و سایه تان مستدام بر سر همسران ، دوستان ، دوستداران و عزیزانتان .

پ ن : حیف نیست سرکار خانم مونا ؟؟
اخم ، غصه و ناراحتی بر این روی زیبا ؟؟
کاش زنان بدانند ، شاد نبودن ایشان ، با مردان چه میکند !
گویی خورشید از ما قهر و غروب کرده ست !
برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی به شادمانی گذران
در کار جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران
:)
تا خدای ما زنده است ، ما شادیم
اینهمه گفتم بلکه شاد شوی و شاد شوید همه به لبخند ، که میدانم شما گل ها زودتر از ما خارها ز غم ها پژمرده شوید ، و اگر بانوان پژمرده شوند ، اتمام زندگی و شادی مردان است !
هماره به همه میگویم : خانه ای که زنان اش شاد و رقصان اند ، خودِ بهشت است !
به بامدادان معطر بشو به عطر و لبخند ، سپس برو زیر نور ماه و به صاحب ما و کائنات بگو : ما را رها و آزاد کن ز شر اشرار به کل ، از انس و دیو و هر مخلوقی که در شبکه منفی حضور دارد به آزار آدمیان ، دور و نزدیک !
دعای فرشتگان مجاب است
:)
این دسته گل ها تقدیم به همه ی شما
بوی عطرشان با شما
🌹⚘💐
35 تشکر شده توسط : مهریار Baby reXa
Notre Dame 15.4.2019
لینک به نظر 4 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به خاطرات یک گور کن
سلام و ارادت خدمت دوست عزیزمان
جناب خاطرات یک گور کن
نام انتخابی شما را که در نوتیفیکیشن ( چقدر طولانیست این نوتیف... ! همان زنگوله خوبست :) دیدم ، گفتم یااا خدا ، جناب گور کن آمد به کندن گور ام :))
البته مزاح بود که خود در بدو ورودت باخبر شدی که دوستت دارم :)
و اما پاسخ پرسش جنابعالی :
اتفاقا در همان نظر ۵ سال پیش ام ، قید کرده ام لیک اکنون ریزتر گویم :
- اولا آن قیمت مقیود ، قیمت مقصد است ، یعنی اروپا و امریکا
مثل تریاک که در افغانستان گونی گونی کنار خیابان گذارده اند به فروش ، به مفت تقریبا ، لیک یک گرم اش در اروپا و امریکا ، یکی از دوستان که از آلمان آمده بود قیمتی گفت که شاخ درآوردم !
تریاک ممنوع است لیک باریجه نه ؟
فرقی ندارد ، وقتی تنها یک کشور در جهان تولید کننده چیزی باشد ( ارمنستان هم دارد لیک نوع ایرانی اش چون طلا مرغوب است ) ، بازار سیاه و زیرزمینی و کلی قاچاقچی تعیین کننده پیدا میکند !
- صمغ طلائی اش متفاوت است با دیگر ، چندین نمونه دارد ، آن گرانترین ، محصولی خاص است مستحصل از اساتیدی خاص در این زمینه در غرب !
- ایران منبع و معدن باریجه است لیک آن نوع اقتصادی مرغوب که صادراتی ست ، در عطاریها یافت نشود ، مثل خیلی دیگر از گیاهان ایران !
مثلا برخی گل ها و گیاهان ، همه جا هست لیک فقط نوع شیرازی اش مرغوب است !
یا مثلا سبزی همه جا هست لیک نوع خوزستانی اش عطر و بویی دیگر دارد !
هندوانه همه جا هست ، لیک هندوانه خوزستان ، همان بیضی های بزرگ یکدست سبز پسته ای ، که بچگی ها میخوردیم و اکنون فقط عرب های عربستان میخورندش ، عطر و بو و مزه ی دیگر دارند !
البته به یمن ممنوعیت صادرات ، انشاله امسال بعد از چندین سااال ، شاید دوباره مزه اش را خودمان بچشیم :)
- نوع طلایی شهیر آن صمغ ، که در کارخانجات مقصد در اروپا و امریکا ، از مواد خام ایرانی استحصال میشود ، ۱۷ برابر طلا در وزن برابر ارزش مادی دارد !
اینکه همیشگی ست !!
نفت ، زعفران ، انواع فلز خام و کلی مواد و عناصر و حتی میوه دیگر را از ما به مفت میخرند ، سپس استحصال و فرآوری میکنند و صدها برابر به خود ما و جهانیان میفروشند !
آنقدر که چند سال پیش ، سروصدای عده ای درآمد و قانون منع خام فروشی لایحه شد !
لیک ، چون همیشه ، عاقبت اش بماند !!
اگر تحریم ها لغو شد ، آنوقت به شما خواهم گفت چه میشود !
اینکه گفتم : روزی چند شیشه عطر معرفی میکنم که بخرید ، نه شوخی ست نه عجیب !
اتفاق میافتد به یاری خدایمان !
که عمرمان در حسرت کسانی گذشت که ما بر ایشان آرزوئیم و حسرت طالع ما میخورند که چرا ما ایران دنیا آمده ایم و ایشان مثلا در کره !!
این را به واقع ، مهندسین کره جنوبی که دوستان من بودند در سد گدارلندر مسچد سلیمان به من گفتند ! بارها و بارها !
ایضا چینی های قورباغه خور ، در سدهای دیگر :)
میگفتند شما خود خبر ندارید که ثروتمندترین مردم جهانید و آنچه همه دارند در کل جهان ، شما به تنهایی یکجا دارید !
لیک ، چه گویم که ناگفتن ام بهتر است !
عمرمان به فقر گذشت همچون فقیر گرسنه ای که در خرابه می زید لیک زیر پایش گنج قارون دفن است !
خلاصه که دوست عزیزم ، آن صمغ طلایی مستحصل در غرب از باریجه ما ، که در هر عطری که ریخته شد قیمتش سر به فلک میساید ، زمین تا آسمان با آنچه در عطاریها یافت شود ، از همه بابت خصوص کیفیت رایحه خروجی ، توفیر دارد !
لیک آفرین به شما که توصیه های این حقیر را جدی گرفتید ، هماره به دوستان ام گفته ام :
با یک عطار دوست باشید و از هر ماده ، تنها یک گرم بگیرید که اصلا قیمتی ندارد و تقریبا مجانی ست !
اما برای تربیت بینی و حس بویایی شما ایضا شناخت روایح و قیاس آنها با یکدگر ، برای شما میلیاردها ارزش دارند !
ارادت ها تقدیم به همه ی دوستان نازنین ام
28 تشکر شده توسط : مهریار Baby reXa
Halfeti
لینک به نظر 4 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به 🍁Shahab🍁
دوستان جان ام
خردمهر ، احدی و شهاب
ارادت های این حقیر تقدیم به شما

جناب خردمهر
که عاشق سلیقه ات هستم به تمام ، خصوص انتخاب نام ات ایضا اشعار انتهای کلام ات !
گردهمایی عطرافشان به حضور ، بر من خطرناک است :))
البته خداراشکر جناب دکتر اسعدی هست !
به وی گویم : از کنار من تکان نخور که هر لحظه امکان دارد از هوش بروم از دیدن اینهمه فرشتگان زیبا و لبخندهای الماسین ایشان ، اینهمه مردان خردمند و شیکپوش ، اینهمه معطریت رها شده در فضای این خانه زیبا !
از کنارم تکان نخور :))
اینهمه سال تحصیل کردم تا بالاخره کشف کردم خرد یعنی چه ! همین دو کلمه به معنی کافیست هرچند که یک کتاب تفسیر دارد این خرد !
خرد یعنی : خُرد شو !!
و خردمند یعنی : کسی که به مقام هیچ شده ، رسیده !
و این نام بر توی بزرگ متواضع بامصماست !
خردی که به مهر مزین است ، اصلا خرد یعنی مهر و مهر یعنی خرد !
زنده باد

جناب احدی نازنینم
درودها بر شما
که از من جلوترید ! من در دوره ابتدایی ، حافظ را تمام کردم به جهد پدربزرگ به روخوانی ی بدون غلط ، معنی و مهمتر از همه : تفسیر یا همان رمزگشایی ( که گاها معکوس معنی ست ) لیک هرگز حفظ نکردم ، اما ۷۸ رباعی خیام را حفظ بودم که هنوز هر وقت میخوانم چه خیام و چه حافظ را ، مویهای تنم می ایستند از شعف !
از عطرافشان بروی ؟؟
نمیتوانی !
هیچ کس نتوانسته ست !!
میگویند میروند ، و میروند ، لیک به فاصله کوتاهی برمیگردند :)
عده ای شجاعت دارند ، همچون آقای افشار !
خود را معرفی کنند ، چرا ؟ چون خود ، در خود شاهد تغییری بوده اند ضمنا شجاعت از هر کس نشاید !
عده ی بیشتری نیز برمیگردند با اکانت جدیدی !
عده ای نیز برگشته اند لیک متنی نمینویسند :)
رفتن از عطرافشان محال است لیک مدت غیبت بستگی به چند چیز دارد از لحاظ روانشناسی ، که اول نوشتم اما سپس پاک کردم :)
اما حکایت افرادی چون شما ، مجزاست !
شما بروی ؟؟
برو ، که اگر شما توانستی ، با این قلب رئوف بر همه ی ما و مهر ما پشت کنی ، پس ما هم میتوانیم و یاد خواهیم گرفت :))
میخواهی ازین هم تنهاتر شوی ؟؟
این تعداد معطر همسلیقه اهل خرد و این تعداد فرشته ی زیباروی ، کجا هست به مهر ، تا ما هم برویم :)

شهاب معطر ما
که صورت ات چون نام ات نورانی ، زیبا و خندان است و مدام چون شهاب ، بدنبال خود نور و معطریت پخش کند !
و چشمهایت که لبریز است از عمق دانش و هوش ، همچون موهای سپید ات به سند خرد و منش :)
درودها بر تو جوانمرد رعنای زیبارو
اتفاقا ، آنچه دارم ، اگر زیباست ، تجمیع زیبائیهای تک تک شماست که از هر کدامتان مطلبی آموختم و در کنار شما ، بوی گل گرفتم ورنه همان خاری ام که بودم :)
یکبار خواستم همچون خودت ، نام فرشتگان این خانه ، از زن و مرد بنویسم :)
نوشتم ، ثبت شد ، سپس :
ای داد بیداد !!
اصل کارها را که ننوشتم ، دی !!
دوباره ، سه باره ، چهارباره ، ... ، ویرایش کردم !
مدیرمان کلافه شده بوده حتما از دستم :))
آخر کار ، نزدیکترین دوستان خودم را مقیود نکرده بودم !!
به خودم گفتم : عیب ندارد ، ایشان بقول سرکار خانم مونا : دوست نزدیکتر از من به من است !
چون خودِ من اند ، پس نام خود را که نباید مذکور شوم :))
خلاصه که توبه کردم :))
اکنون اگر بخواهم نام آنها که دوستشان دارم را بنویسم ، یک شب تا صبح زمان میطلبد به قید :)
باید همه را بنویسم که تعدادشان بیش از یکصد است خداراسپاس !
انشاله به میلیون رسند خوشبو فرشتگان این خانه
ارادت ها به قلب مهربان ات
:)
30 تشکر شده توسط : مهریار Baby reXa
سرکار خانم مونای زیبای ما
که نمیدانم چرا این روزها با عطرافشانیان قهر است !!
لیک ، ما دوست ترین ات داریم :)
تو خود دانی !
غزلواره های شریان سرخ و آبی هرگز خشک نشوند که رهایی ای در آن جریان دارد که خدای مهربان ما ، بر تمااامی ی بنده های خویش در سرتاسر جهان ، به مهر و قانون ، رنگین کرده است به زیباترینِ رنگهای جهان !
همه ، یک رنگ !
هیییچیک رنگی جدا ندارد ، و هر که خود جدا کند ، خود از مهر جدا کرده ست !
اتفاقات ، از ما جداست !
ما از اهالی عشقیم ، ما را با مناسبات جهانیان کاری نیست !
شعر فریدون مشیری را بخوان :
"چرا از مرگ میترسید" !
در سایت ها ممیزی شده ست لیک همانی هم که هست کافیست .
و اما ایران عزیزمان ، که به زیبایی ، حرف به حرف توصیف اش کردید ، اینگونه پیش رود چیزی از آن باقی نخواهد ماند !
زمینی سوخته ، بی برگ و گل ، لبریز از روایح دودی !
خدایا حفظ کن ایران و ایرانی را از گزند هر دشمنی !

پی نوشت :
به اشاره شما تصویر آقای روح الامین عزیز را دیدم ، جنگ زیبا نیست ، این را کاش همه بدانند ، لیک یک زیبایی زائدالوصف و یک قانون بی تغییر خدای زیبایمان را آنجا دیدم :
گر نگهدار من آنست که من میدانم
شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد !
حتی بارها بیش از سنگ ، که انفجار باشد !
کاش بقول فرمایش صحیح شما ، بجای دشمنی و جنگ ، روایح زیبای آبادی ، یُمن ، رفاه ، آرامش و نفس میساختند بر ما !
لیک با تاسف ، کسی حرفهای ما را نمیشنود !
ارادت ها
51 تشکر شده توسط : مهریار محمد کارگریان
دوستان عزیزم
درودها بر شما
نظر دوست مان ، آقای پرفومر را خواندم .
در خصوص بوی طویله !
چند سال پیش ، نمیدانم کجا ، برایتان نوشته ام ، دوباره جهت مطالعه و تحقیق دوستان جدیدمان اشاره میکنم :
قبل اش بگویم ، پدرم علاقمند به اسب ها بود ، چندین عکس با لباس کُردی کرمانشاهی ( یک دست لباس رسمی بسیار زیبا داشت که نمیدانم چه شد ! ) و لباسهای نظامی ، سوار بر اسب داشت ، این باعث شد توجه من از کودکی به اسب ها جلب شود و بارها همراه او یا تنها ، به اسطبل سرکشی کنم .
هنگ ژاندارمری نیز واحدی عظیم داشت جهت نگهداری و تربیت اسب های خاص ، جهت مراسم خاص و رژه های نظامی .
مورد دوم :
برخی برندهای نیش ، به سفارش ، جهت مخاطبینی خاص که تعدادشان نیز بسیار است ، عطرهایی ویژه میسازند !
سوال :
بعنوان نمونه ، همین عطر :
چرا این عطر ، یا مشابهین سفارشی شان برای دیگر بوها ، در پله اول بوی طویله یا بوهایی خاصِ دیگر میدهند ؟؟
آیا آکورد ، نتی خاص یا ترکیبی سخت افزاری از عطر ، مسئول این بو هست ؟
پاسخ این سوال یعنی سوال دوم ، خیر است !
که اگر بود ، برند بلافاصله رفع اش میکرد ، که این مورد یک ضعف بزرگ است !
مگر اینکه عمدی یا هدفدار باشد !!
حال برویم به پاسخ پرسش اول ، که اصل ماجراست !
بگزارید اول ، تجربه ی تحقیق خودم را قبل از خواندن مقاله ای مرتبط عرض کنم :
مختصر میگویم ، حال اینکه چندین خاطره ی جالب ، ازین تحقیقات دارم :)
یک عطر واحد ، که نت هایی خاص ، قوی و همه کس آشنا به آن ، داشت را ( مثل نت های گلی ) به چند نفر از مسئولین نگهداری اسب ها ، که عمده ی ساعات روز خود را در اسطبل میگذراندند ، تست میکردم و سپس گفته هایشان را مینوشتم !
کجا ؟ خارج از اسطبل ، مثلا خانه یا خیابان !
سپس ، برای بار دوم ، همان عطر را بر آنها تست میکردم !
اینبار کجا ؟ درون اسطبل !
نتیجه : کاش خودتان آزمایش کنید تا از تعجب چشمهایتان گرد شود :)
با قاطعیت ، استواری و موءکد میگفتند :
این عطر ، همان عطر قبلی نیست !!
حال اینکه بود !
نه یک نفر ، بلکه همه !
داستان چیست ؟
یک مقاله بسیار مهم راجع به آن خواندم !
میگفت : کسانی که مواجهت دائم دارند با یک بوی خاص ، عطرها را جوری دیگر درک میکنند !
در تشخیص نت ها دچار اشکال میشوند !
درمان ، تکلیف یا راهکار چیست ؟
ساده ست :
کافیست در معرض همان رایحه خاص باشند و ببویند !
رایحه ی خاصی که خودشان اصلا آن را حس نمیکنند ، چون مکانیزم حس بویایی این است ، حتی اگر در معرض قویترین بو باشد ، پس از مدتی کوتاه ، حس بویایی آن بو را نادیده میگیرد تا کل حواس اش معطوف و متوجه روایح جدید ( خطرات جدید ) باشد !
امروزه ، "برای همه" عطر ساخته میشود با : تحقیقات و آزمایشات مکفی !
و معمولا برندهای دیزاینر ( بعلت تیراژ ) که خطوط تولید دارند ، اگر محصول به آن تعداد و تیراژ معقول نرسد ، انجام نمیدهند و این وظیفه و تقبل سفارش بر عهده ی برندهای نیش می افتد .
نتیجه و نکته :
اگر با عطری روبرو شدید که در تاپ نت ، رایحه ای خاص ( آشنا یا ناشناس بر ما ) داشت ، یاد این عرایض بیافتید !
چرا بر بطری قید نمی کنند ؟
پاسخ :
شما بودید ، قید میکردید ؟
چرا باید یک خط تولیدی را ، تنها معطوف یا مختص یک عده خاص کنند و از تعدد فروش بکاهند ؟؟
جوینده ، یابنده است !
مخاطبانش خود خبر دارند که چه سفارش داده اند و دهان به دهان تبلیغ کنند ، مابقی نیز ممکن است به هر دلیلی دوست داشته باشند و بخرند !
این ، مختصر و مفید ماجرا بود دوستان عزیزم ، اثبات علوم مرتبط ، چگونگی ، چرایی و تشریح کامل اش زمان بیشتری میطلبد که اجالتا از حوصله همه مان خارج است !
بقول جناب خردمهر : سخت جانان ایم ما :)
اینهمه درد ، بیماری و عجائب می بینیم و هنوز نفس میکشیم :)
کجایش را دیده ای جناب خردمهر :)
ما بر آنها "عادت" کرده ایم از قرار ، چون معتادانی که بر سم عادت کنند !
اول باید خود سالم شویم !
ارادت ها خدمت دوستان نازنین ام
امید که مفید باشد و مقبول افتد
:)
45 تشکر شده توسط : Baby reXa Behrad
بارها ، در بامدادان ، که بوی یار دهد و یادبوی حافظ و مولانا در آن جاری ست ، از خداوند بزرگوارم طلب کرده ام :
که آن دسته از ایرانیانی را ، هر کجای زیرسقف آسمان ، که از اهالی معطرات ناب اند ، ادب ، آداب ، فرهنگ ( فر : خدا ، هنگ : جاری کردن ) ، زبان ، کلام ، دهان معطر ، پیشینه ، تاریخ ، تربیت ، خاندان ، سواد ، دانش ، اندیشه ( آنچه دیگران تفکر و ثبت کردند ) ، تفکر ، ایلخانی ، عشیره دانی ، ... ، و سپس در انتهای این لیست مهم : عطر
را به این خانه ، متوجه و سرازیر کند !
به افزایش معطریت کالبدهای ما !
تا زمانی که "رها " شدیم ، معطرترین باشیم در جمع هفت هزار سالگان خیام ، پیش از عبورِ از درب و ورود به دنیای دیگر ، با :
ادراکی جدید ، پر ، پرثمر به غایت !
و شروعی زیباتر و خوشبوتر !

چه دوستان نازنینی مضاف شده اند به ما ، همین چند ماه اخیر !
از بانوان و آقایان پارسی زبان !
زیبا در روی ، زیبا در منش ، زیبا در کلام ، زیبا در سلیقه
از جوانان چشم پویا تا پیران چشم بویا !
من ، بیش از مدیرمان مشعوف ام :)
که بر ایشان زحماتی ست به فعل و وظیفه ، که بر من نیست !
بر من ، سراسر شعف و شعور است !
شکر اجابت درخواست مضاف شدن معطریت من ، بواسطه ی حضور تک تک شما خوبان هنرمند ، بر من واجب است .
دوستان عزیزم ، که قلمتان نیز بوی عطر و مهر دهد ، به سهم خود ، از حضور همه تان سپاسگزارم
به واسطه ی ایشان ، خروجی ی این خانه بزرگ و خوشبو ، معطرانی اند ،که چشم ها نمیتوانند از ایشان عبور کنند به زیبایی ، گوش ها به شنیدن کلامشان ، بویایی ها به بوئیدن رایحه نابشان !

بر نظر و کلام جناب خردمهر ، به نیابت از همه ی آن خوبان مذکور ، این پیام تشکر را که بدهکار بودم و موءظف ، عرض کردم :)
ارادت ها
48 تشکر شده توسط : مهریار Baby reXa
Tea Rose
لینک به نظر 1 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به حسن شجاعی
حسن شجاعی عزیزم
باید درک کرده باشی که من نیز دوستت دارم که این از قوانین خداست که دل را به دل راه است !
خیلی وقت ندارم ، لیک اجالتا تا فرصت بعدی شاید در جایی دیگر ، چند آیتم و قانون را بر تو و دوستان ام بشمارم :
- اولا تولدت مبارک :)
- سن ۴۰ بر مردان و ۳۰ بر زنان ، داستان ها دارد
- عمر هر کس ۳ قسم است ، باید همه را تجربه کند
- وقتی در ابتدا حسی نداری ، یعنی در انتها سرشار حس خواهی بود ، این قانونی ست که حکما و شعرا بارها و بارها ، مستور اشاره کرده اند ، از اهالی شعر باش !
- بله ، تو مقصر نیستی ، اما سلولی هستی در جسم جمعی ! سهیمی در روح جمعی ، پس کوتاهی نکن بر سهم خود ، شاد باش !
سلول کف پای تو ، که مدام بر آن پا نهی ، با دیگر سلولها توفیر دارد ؟؟ بیاندیش !
- قانون بخند تا دنیا بر تو بخندد ، راست است !
- مگر عطرباز نیستی ؟؟ از عطر "بیاموز" نحوه زیستن را !
- عجب شانسی خوب داری ! ببین در شروع ۴۰ سالگی ات چه میگذرد ! ببین چه درس هاااا میتوانی بیاموزی ! خدای مهربان ما ، کف دست خود عطر ریخته و بر همه ما پاشیده !
معطر شو ، ببین و بیاموز !
- در روزگار ۷۰ سالگی ، مهمترین درس های تاریخ را بر دیگران خواهی گفت و با گردنی فراخ میگویی : من دیدم !! من بودم !!
- یادت نرود این مهمترین را : مقصد مهم نیست اصلا ، مسیر مهم است !
زندگی ما ، رسیدن به مقاصد نیست ، طی مسیرهاست !
فرض کن بلافاصله ، در صفر ثانیه ، به تمااامی ی مقاصدت برسی ، بدون مسیر !
خودت تخیل کن ببین چه جهنمی ست !!
- آتش یک عده ؟ تو را پخت ، نه سوخت !
- قدیم میگفتم : کاش مثل پدربزرگم ، در آن سالها زندگی میکردم !
اکنون گویم : هرگز ، الان درس هااا دارم بر پدربزرگم بگویم !
- از داشته هایت لذت ببر ، عطر صد میلیونی و یک میلیونی ، هر دو یک حرف میزنند و یک آموزش میدهند : هر دو مهیر اند ، فقط یکی بیشتر زیباست ! لیک هر دو پیر شوند !
کدامشان در معدل ، بیشتر لذت برده اند ؟؟
بیاندیش !
- آخر : آنچه در پیام قبل بر تو نوشتم ، در صدق همین گفتار تو بود !
و نخیر ، دیگر همین نیست :))
ما ایرانیان عجولیم ، صبر خدا نیز بسیار ، زود معطر میشویم ، زود بی بو میشویم ، زود امیدوار میشویم ، زود ناامید میشویم ، زود عصبانی میشویم ، زود پشیمان میشویم و ...
الی ماشااله :))
امروز که اولین روز زندگی ات است ، لباسی شیک بپوش ، بهترین عطرت را بپوش ، تنها ، برو در یک پارک خلوت ، زیر یک درخت به سایه اش ( چه روز چه شب ) بنشین !
از خودت بپرس :
من کی ام ؟ چی ام ؟ اینجا چه کار دارم ؟ اینجا چه خبر است ؟؟ که چه بشود ؟؟ یعنی چه ؟؟
شد ۴۰ ! فورا ۷۰ ، ۸۰ ، ۹۰ ، ۱۰۰ و خداحافظ !
مطالعه ، دنیایت را عوض کند ! جدی بگیر !
پاسخ که بیابی ، میفهمی که چه عمر طولااانی ای داریم ما !
از همان درخت بپرس !
بر تو گوید اگر گوشی شنوا تو را باشد !
بارها و بارها به من گفته ، و عین فیلم هندی او را در بغل گرفته ام و بوسیده ام :)
البته کسی نبیند :))
برخی از ما هنوز ... !
ممکن است زنگ بزنند آمبولانس :))
و مشکل : همین است با تاسف !
لیک شما ی عطرباز ، شاد باش ، و کار ات با ایشان نباشد ،
عطر خود ببوی
مدح خود بگوی ( بر او )
عشق خود بجوی
دیرم شد ، هر چه به جلو میرویم ، ساعتها تندتر میدوند !
عزیزی
به چهلچلی خوش آمدی ، حال اش را ببر !
بعد درب گوش ات گویم یعنی چه !
میدانی چرا گویند : عشق به پیری گر بجنبد ، سر به رسوایی زند !
یک کتاب معنی دارد
:)
25 تشکر شده توسط : Baby reXa Behrad

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan