نظرات | کامبیز سخی
ترتیب نمایش
دوست عزیزم درود بر شما
اولا شما خوب مینویسید ، این ، معنی دارد !
کمترین اش هوشیاری ست !
دوم اینکه نفهمیدم نام شما چیست ، که به آن نام خطاب کنم حضرتعالی را ، شاید به خط هندی باشد ، در غیر اینصورت سواد من کافی نیست به دانستن اش :)
موضوع مهم :
هر چه کردم بر این نظر ، نقدی ننویسم ، نشد !
دستم میلرزد ، لیک مینویسم به سعی :
آن شخص موصوف ، خود شما بوده اید !
آن شخص موضوف ، خود من بوده ام !
آن شخص موصوف ، خود خدا بوده است !
لیک :
اکنون گرفتار بوده است !
و چه باسلیقه بوده ، از عمق جان اش ، که بر این عطر ناب و خاص معطر بوده !
نشان میداده که "ضمیرش" چه بوده ، لیک گرفتار بی مهری های دنیا گشته و به این روز افتاده است !
تو خدا را نگاه کن :
که تو را متوجه چیزی کرد ( رایحه ) که دوستش داری !!
تا : رد او گیری و بیابی او را !
و : ببینی او را ، که او خود تویی و خود من است
نباید این بگویم لیک شاید زمانش الان است :
ساعت ۳ شبی زمستانی ، مردی را دیدم که کارتن خواب بود ، سردش بود ، کفش نداشت ، داشت راه میرفت و یک تکه نان میخورد !
پارک کردم ، پیاده شدم ، لباسهای اندک و پاره او را پوشیدم و لباسهای خود بر او پوشاندم ، دویدم سمت ماشین یک شیشه عطر داشتم در کیف ام که عطر مورد علاقه خودم بود در زمستان ، دادم و تاکید کردم : بزنی ها ! نفروشش !
مقداری هم پول که داشتم دادم .
گفتم برویم خانه حمام کن ، گفت نمی آیم ! گفتم باشد .
با پای برهنه درحالیکه میلرزیدم از سرما ، نشستم پشت ماشین و آمدم خانه !
دلم نمیخواست بیایم خانه ، دلم نمیخواست !
دلم میخواست با پای برهنه تا صبح راه بروم و بلرزم !
لیک از من ساخته نبود ، که من همچو او قدرت ندارم ، ضعیفم ، کم ام !
این را نگفتم که بگویم من خوب ام ، یا مهم ام ، که از من روسیاه تر نیست !
این گفتم تا : چشم سومی باز کنید بر اطرافتان !
و اطراف خویش نیکوتر ببینید !
تیک ، معانی ای دارد !
نشانه ی درد درون است ، نشانه "باختن" است بر درشتی های روزگار !
بر باختگان احترام کنیم که : بجای ما باختند !!
ارادت ها
23 تشکر شده توسط : حامد صفری Anita
Opus XV – King Blue
لینک به نظر 26 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به کاید امیر
جناب کاید امیر عزیزم ، جوان رعنا که آرزوی پرواز داری :)
آری ، همین چند سال پیش اینگونه بود !
من اگر عطری را دوست داشتم ، حتما برای تست یک شیشه میخریدم ! چرا ؟
چون : تست صحیح ، یک سال کامل طول میکشد !
تازه چون مدام در سفر بودم ، حتما با خودم میبردم ببینم در شرایط مختلف چگونه عمل میکند !
سپس اگر قبول میشد و دوستش داشتم ، دو شیشه میخریدم ، یکی برای استفاده و یکی برای مجموعه ، بقول جناب هیچ !
جناب هیچ ، عرض درود و احترام
میبینی ؟؟ هیییچ برای ما نگذاشتند ! تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل !
کاید امیر عزیزم ، سمپل من نو است ، که دوست عزیزم بر من هدیه فرستاد ، فقط پک پاف از آن زده ام آنهم برای تقدیم رایحه اش به شما و خودم :)
با کمال میل ، و خوشحالی ، بر تو میفرستم تا تو نیز مشعوف این هدیه شوی و این هدیه برود به آسمانها !
همه میگویند هیییچ چیز را نمیتوان ازین دنیا با خود بُرد !
این جمله اشتباه ترین جمله ایست که شنیده ام ، کودک بودم که پدربزرگم رازش را گفت و تمام عمرم را تحقیق اش کردم ، که چقدر اشتباه بوده آن جمله و پدربزرگم درست میگفت !
درست این است :
چه میخواهی با خود ببری ؟؟
هر چه را میخواهی میتوانی !
کافیست : آن را ببخشی !
فامیلی پدربزرگم مرادی بود ، سخی لقبی بود که مردم شهر کرمانشاه بر وی داده بودند و سپس رئیس وقت ثبت احوال که از دوستان نزدیکش بود ، خودش سه جلد ( شناسنامه آن زمان ) را به این نام صادر کرده بود و آورده بود درب منزل !
وقتی از آنسو برگشتم ، سراسیمه و برای بار دوم هرآنچه داشتم را بخشیدم !
تازه برای خودم جهیزیه ی کامل خریده بودم :))
دو خانواده ای که آمده بودند ببرند ، دعوایشان شده بود :))
خلاصه که آدرس بفرست تا این رایحه را بهشتی کنیم و با خود ببریم اش :)
ارادت ها
49 تشکر شده توسط : Korowsh Ali Asghar
X for Men
لینک به نظر 26 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به میلادافشاری
میلاد افشاری عزیز
درود
کامنت و پرسش شما ، هم میتواند درست باشد و هم نادرست !
کلمه ی "یک شباهتی" ی شما ، کار را کمی دشوار میکند !
این دو کلمه یعنی شباهتی ریز و اندک ، که میتواند صحیح باشد !
اگر شما فرموده بودید : سمپل گری وتیور را تهیه کردم و دیدم یک شباهتی با ایکس دارد ! حتما پاسخ شما این بود :
سمپل شما اشتباه یا فیک است !
لیک معکوس اش ( یعنی موردی را که فرموده اید ) میتواند "اندکی" صحیح باشد ! اما :
درصد صحت اش ، به مراتب کمتر است از نادرستی اش ( یعنی امکان فیک یا اشتباه بودن سمپل ، بیشتر است )
بارها به دوستان ام توصیه اکید کرده ام :
از همه جا ، سمپل نگیرید !
اگر عطرافشان خودمان نداشت ، تماس بگیرید ، شاید امکان تهیه باشد !
اگر از عطرافشان تهیه کرده اید ، پس اصل بودنش قطعیت دارد و سپس مواردی دیگر مطرح میشوند که باید بررسی شوند !
و اما :
اول ، شباهت :
تنها شباهتشان این است که ، در درون ایکس ، گری وتیور هم هست لیک با دوز کم !
توجه کردید ؟
یعنی میتوانید در درون ایکس ، حضور گری وتیور را هم تشخیص دهید اگر "ریزبین" باشید !
دوم ، اختلاف :
این یکی ، بسیار است !!
یعنی هرگز نمیتوانید ایکس را درون گری وتیور تشخیص دهید !
این دو عطر ، تفاوت های بسیار دارند !
نتیجه :
امکان اشتباه یا فیک بودن سمپل شما ، بیشتر است از صحت اش !
تفاوت این دو عطر ، چشمگیرتر است ، حتی برای آماتورها ، شما که بی شک بارها خبره تر از ایشان اید .
ابتدائاً از صحت سمپل خویش و اطمینان از جابجا نشدن با سمپلی دیگر در مبداء ، ایضا سلامت اش اطمینان حاصل کنید .
سپس به مبحث فیک ورود کنید .
البته ، پیشنهاد :
حتما ، با عطرباز خبره ی دیگری ، که او نیز بر هر دو عطر اشراف کامل دارد ، مشورت و سپس تست دوباره کنید !
عوامل های دیگری نیز ممکن است محتمل باشند !
اگر ایشان نیز همنظر با شما بود ، آنوقت پروسه فوق را شروع و انجام دهید !
موفق باشید :)
31 تشکر شده توسط : مهران میرزایی علی متقی پور
Opus XV – King Blue
لینک به نظر 25 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به ahadi
سپاس احدی عزیزم
درود بر تو :)
بله ، متوجه منظور فرمایش ات بودم از ابتدا :)
آری ، چنین است که فرمودی .
ایضا متوجه منظور پیام نغز ات شدم !
چنین باد انشاله به خدمت !
قوانین او خلاف نپذیرند !
ارادت ها
17 تشکر شده توسط : مهریار Baby reXa
Opus XV – King Blue
لینک به نظر 25 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به آلالیتا
سرکار خانم آلالیتای زیبا و نازنین و باسلیقه ما
عرض درود و احترام و ارادت ها
خانم ، من هم گیج ام ، هم آلزایمر دارم حتما :))
عرض میشه که گوشه ی ذهن ام یادم بود عکسی داشتم در عطرگرام با عنوان دستیار رایحه بازی من ، که همان حلزون بود که میهمان ما بود ، روزی دیدم درون صدفش خالیست !
گفتم حتما مرده ، کلی غصه خوردم و خانه و بند و بساطش را جمع کردم و بردم بیرون !
بعد از چند روز ، میوه فروشی که هر روز از وی برایش غذا میخریدم سراغش را گرفت ، ماجرا را گفتم ، گفت : او نمرده بلکه بزرگتر شده بوده و از صدفش خارج شده تا صدفی جدید بسازد بر خود !
این را که گفت ، تا یک هفته روانی بودم :)
آنقدر گریه کردم بر او :)
که چرا من حواسم نبوده و بلکه وی را در کیسه زباله خفه کرده باشم ، چرا میهمان خدا را بیرون کردم و بلکه کشته باشم !
برخی آنقدر بر من خندیدند :) آنها میخندیدند و من میگریستم :))
خلاصه حال ام خوب نیست :))
باید یک ویزیت خدمت سرکار برسم تا روان مجنون مرا درمان کنید :))
و اما ، بله ، ویرایش کردم اشتباهم را ، عنوان آن عکس که آخرین عکس عطرگرام حقیر است : "عطار زیر شیروانی ما" هست که به یاد کارتون گربه های اشرافی و گربه های زیر شیروانی که عاشقش بودم و حتی کتاب و کاست اش را هم در کودکی داشتم ، گذاشتم !
به سن خیلی ها قد نمی دهد ، بچگی های ما ، سری کتابهای سوپر اسکوپ بود که هر کدام کاستی داشت ، هم عکس های کتاب را که از فیلم اقتباس شده بود میدیدیم و هم متن را گوش میکردیم که همچون خودِ فیلم بود !
و هر شخصیت ، صدای خویش داشت !
یک گربه سبیلوی ویولون سل زن داشت که من عاشق او بودم !
عجب موسیقی ای داشت !
آن روزگار ویدئو پخش نبود لیک برای ما کودکان این کار را کرده بودند !
بخدا که ما کودکان آن روزگار ، ثروتمندتر از کودکان امروز بودیم ! کسی باور نمیکند !!
آنقدر در فکر تربیت ما بودند که در جهان ممتاز باشیم ، که الان هیییچ درین خصوص تفکر نکنند با تاسف !
ژاپن ، در تربیت کودکان آن زمان ، نقشی اساسی داشت با ساخت سری کارتون ها ، ایضا سری کتابهای داستان ، که حتی هماکنون نیز همه را دارم ، که چاپ ژاپن اند !
روزی عکس همه شان را میگذارم برایتان !
الان وجود ندارند ، بلکه گنجی داشته باشم :))
و اما ، گربه من ساده است سرکار خانم آلالیتای نازنین :) مثل خودم معمولی ست :)
ازین گربه های گران نیست مثل همه :)
مثل خودم فقیر و کم ارزش است :)
لیک چون دستور خدا بود که سه بار فرمود : این گربه را ببر بزرگ کن ، اطاعت امر و دستور کردم !
مادرش را گم کرده بود و چنان جیغ میزد که نتوانستم فراموش کنم و برگشتم سراغش ، این نشانه اول ، ماشینم را پارک کردم و دنبالش گشتم آنسوی خیابان ، و بعد دیدم آمده اینسو بین تمام ماشینهای پارک شده ، رفته بود زیر کاپوت ماشین من که موتورش داغ بود !! این ، نشانه دوم !
فردایش رهایش کردم و باوجودیکه از همه و از خودم میترسید ، دوباره دوید به سمت من !
سه شبانه روز وق زد تا عاقبت ساکت شد .
الان هر کس می بیند میگوید : این گربه است یا پلنگ :))
میخواهد برود بیرون ، گیر افتاده ام ، نمیدانم چه کنم ، بگذارم برود ؟ نکند بمیرد و دوباره من دیوانه شوم !
بارها توبه کرده ام که آپارتمان جای حیوان نیست ، از خدا خواسته ام حداقل یک خانه همکف بر من مهیا کند تا او راحت برود و بیاید !
اما الحق در رایحه بازی و انتخاب عطورِ عالی ، از من جلوتر است بارها و بارها !
من از او می آموزم :)
دستیار من ام ، نه او :)
می آید می نشیند روی پای من و دماغ خیسش را میچسباند به خط درون آرنج دستم که عطر تقریبا محو شده است ، دماغش را فشار میدهد چند بار و عطر خشک را خیس میکند و دقیق میبوید :))
گربه سانان ، بویایی ای هزاران بار قویتر از سگ سانان دارند لیک چون تربیت پذیر نیستند ، از سگ ها استفاده کنند جهت بویایی و کشف ، در پلیس و امداد !
و چشم ، عکسی جدید از وی خواهم گذاشت حین عطربازی ، در روزهای آتی انشاله :)
ارادت ها سرکار خانم ⚘
35 تشکر شده توسط : مهریار خردمهر
درود بر دوستان معطر باسلیقه ام
نظر امشب مرا حتما بخوانید !
مطالبی را خدمتتان معروض خواهم کرد راجع به این عطر خاص !

■ عمان ، آمواج ، اوپوس ۱۵ ، کینگ بلو ، ۲۰۲۳
ادوپرفیوم واقعی ، یونی ، اورینتال وودی ، گرم
حمید مرآتی کاشانی ، الکسیس گروگئون
کلیت رایحه : اورینتال عودی ، خاکی ، سیتروسی ، فروتی ، صمغی ، امبری ، چوبی ، چرمی ، انیمال و اویلی ( Oil ) منظور روغنی نیست .
عطارانی ریاضی دان این عطر را به چلنج و تسابق ، فرمول کرده اند !

خدای من !
مدتها بود چنین عطر تراز و بالانسی در بخش عودی ها نبوئیده بودم !
این عطر ، الک نقد عطربازان است !
یعنی تمییز نیش و دیزاینر است !
یادتان باشد : یک شیشه ، برای همه ی عمر رایحه بازی تان کافیست ! عرض خواهم کرد !
نمیدانم عطرافشان خودمان موجود دارد یا خیر و اگر دارد چند شیشه !
لیک اگر دارد ، حتما یک شیشه تهیه کنید ، که معلوم نیست این بچکد و تیراژ های سه ساله اول ، تا چه زمان ادامه یابد !
بی شک سال آینده ریفورمول خواهد شد !
بعید میدانم با همین ساختار ادامه دهد !
سمپل مرا ، عزیزترینِ دوستان ام ، مستقیم از عطرافشان یک به یک انتخاب ، و درخواست ارسال کرده بود به مهر ، که در عطرگرام ام تصویرش هست تحت عنوان عطار زیر شیروانی ما ( گربه ام :) اگر اشتباه نکرده باشم ، که اتفاقا تکراری آپلود شده بود حال آنکه ۵ تصویر مجزا بود !
اسم دستیارم آمد : ساعت ۳ صبح که تست کردم این عطر را ( در پی نوشت خواهم گفت که چرا ) ، بلافاصله از خانه اش که بالاترین کمد زیر سقف اطاق خواب است ، بسرعت پس از یک دقیقه ، بیدار شد و پرید پایین :)
حال آنکه هرگز تا گنجشک خوانِ حوالی اذان صبح بیدار نشود !
مستقیم آمد در دستشویی که مشغول شستن بینی ام بودم ، که هرگز اینکار نمیکرد و سرش را گرفته بود بالا و بینی اش مدام تکان میخورد به بوییدن :)
تا به حال بر ۱۰ عطر ، اینکار نکرده است !
و اما : چرا یک شیشه برای کل عطربازی کافیست ؟
اولا فرمولی اویلی ( نه روغنی ! ) دارد ، پس یعنی خرابی ندارد ! اگر دقت کنید رایحه اویل را در اواسط نزدیک به انتهای پله قلب به بعد احساس خواهید کرد ! این از این .
ضمنا : این عطر برای استفاده ی تنها نیست !
و اگر میخواهید به تنهایی استفاده کنید ، بیش از دو پاف اسپری نکنید !
من تنها یک پاف ، آنهم از سمپل که خروجیِ اندک دارد اسپری کردم بر پوست ، چنان قدرتی دارد در انتشار و پرفومنس در هر چهار شاخه ، که عجیب است !
۵ ساعت گذشته و هنوز در قلب است !
پس اگر عطری تنها مناسبِ به استفاده تنها نیست ، مناسب چیست ؟
موردی که الان تقدیمتان میکنم ، حاصل چندین سال تجربه و مطالعه من است در عطربازی :
● لیر کردن عطور :
۳ نوع دارد
۱ - ادغام مایع عطرها :
منظورم کل باتل نیست ، حتی مثلا یک میل از آن :
فعلا به این نمی پردازیم ، انجام ندهید که بسیار دشوار است ! کلی قاعده و قانون دارد از سخت افزاری و نرم افزاری ، فیزیک و شیمی ، و از همه مهمتر : عطر شما ، کارکتر خود را از دست میدهد
۲ - یک یا چند پاف ( طبق فرمول دو یا چند عطر همخوان و قابل لیر ) از یک عطر اسپری کنید و سپس یک یا چند عطر دیگر را بر روی همان نقطه اسپری کنید !
تقدم و تاءخر اینجا مهم است ، که کدام را زیر بزنید و کدام را رو ! ترتیب خروج نت ها و پله ها تغییر میکند !
اینها را به تجربه خواهید آموخت !
۳ - جدا لیر کنید ، یعنی یک عطر را یک طرف بزنید و عطر یا عطرهای دیگر را با فاصله از آن !
که حتی این فاصله ، اهمیت دارد در حسِ مخاطب عطر شما !
خروجی رایحه این نوع ، با نوع قبلی (دوم) بسیار تفاوت دارد ، آزمایش کنید اما نه با بینی خود ، بلکه بینی دیگران ! دلیل دارد !
》برای این عطر :
( خدای من ، رایحه اش مرا مسحور کرده :)
برای این عطر ، حتما یک یا دو پاف ، زیر بزنید !
یا میتوانید جدا هم بزنید ، اگر خواستید قویتر حس شود ، و درصد حضورش در این ادغام بیشتر باشد ، جدا بزنید ، ۲ پاف .
》مهم : با چه عطرهایی ؟
با ۳ دسته ی :
۱ - سیتروسی : حتی در تابستان ! یک پاف !
۲ - فلورال : در فصول معتدل خصوص پاییز !
۳ - خاکی ( پچولی ) : زمستان و خصوص ابتدای بهار یعنی فروردین و اردیبهشت !
نکته مهم : اینگونه ، عطر منحصر بفرد خود را بسازید ، به مرور زمان ، سلیقه خود را به تجربه پیدا خواهید کرد !
یعنی کشف خواهید کرد که چه تعداد پاف و با چه عطوری در چه زمان لیر کنید !
بازخورد ؟؟
اولا عطربازان خبره ، شما را رها نخواهند کرد که کشف کنند این رایحه منحصربفردی را که تاکنون نچشیده اند ، کدام است :)
دوم ، عطربازان آماتور ایضا عموم عطردوستان نیز خواهند پرسید ، که محو بوی خاص و غیر تکراری آن خواهند شد !

پرسش مهم : چرا بر "این" عطرِ عودی تاکید داری به تهیه ؟؟
چون در این سالهای اخیر ، این تنها عطرِ عودی ای هست که پتانسیل هم لیر کردن دارد ( با عطوری که گفتم ) و هم قابل به استفاده ی تنهاست !
شما هر عطر عودی را نمیتوانید لیر کنید !
بقیه ی نت های عطر ، اجازه ی این کار را بر شما نمیدهند !
عود اش هر چه پیرتر میشود ، غنی تر و عمیق تر میشود ! عودش عجیب است !
مثلا این عطر را با سیلور عود به تشابه قیاس کنند حال آنکه این دو عطر بسیار متفاوت اند و تنها در دو نت عود و پچولی تشابه دارند آنهم نه با غلظت و درصدهای برابر !!
از تفسیر و توصیف سیلور عود همین بس که مخلوق سیسیل زاروکیان منحصر بفرد است !
لیک این عطر کینگ بلو ، چیزی دیگر است ، از ابوابی که گفتم !
۳ نتِ : چوب بلوط ، پچولی و انگور فرنگی سیاه ، این اختلاف مهم را در لیر کردن ، مسبب هستند و نقشی کلیدی دارند !
مثلا چوب بلوط که بسیار پرکاربرد است در عطور چایپر (شیپغ) و اورینتال وودی ، بعنوان تثبیت کننده هم بکار میرود و در پایه خصوص ، ماندگاری را افزایش میدهد و مثلا ترکیب بلوط و مرکبات ، تعادلی منحصر بفرد را بین طراوت و گرما ایجاد میکند و عطر را لوکس و مجلل میکند خصوص در یونی ها ، حال آنکه به تنهایی نتی مردانه است !
با پچولی هم همخوان است چون اصلا یک بخش خاکی دارد در رایحه !
و در ادغام با روایح گلی ، رایحه ای لطیف ، چوبی جنگلی خاکی ، تلخ و گرم ، زیبا و محبوب و دلنشین میسازد !
- جفت های محبوب عود : در گلها رز و یاس ، در ادویه ها زعفران و هل و در خاکی ها پچولی و وتیور اند !
- انگور فرنگی سیاه هم که یادآور : کمی شاتوت ، کمی مرکبات و کمی مشک است و پرجنب و جوش و آبدار و کمی شیرین و ترش و سبز رنگ و فررار است ، با عطور پچولی محور و یا مرکباتی و یا رزی ، بسیار زیبا تلفیق میشود و رایحه ای پیچیده و عمیق و ماندگار را ارائه میدهد !

در این عطر ، عودی تخمیری بخوری را حس میکنم ، امبر در قلب ، قویتر از پایه است و اینگونه فرمول شده تا پایه ای چوبی تر خلق شود ! روایح سیتروسی فروتی را با عودی تخمیری بخوری ی کمی انیمالیک به زیبایی و منحصربفردی ترکیب میکند تا عودی مدرن ، و از آن مهمتر : عودی سازگار ، تطبیق پذیر و منعطف با نت های مذکور دیگر را ارائه دهد !
این عطر را دوست داشتم ، حتی بیشتر از سیلور عود !
جناب مرآتی کاشانی ، عودش را ایرانیزه کرده است :)
هم متوجهِ درصد کم علاقه ما به عود است و هم نوعی عود را ساخته بر ما که بتوانیم با عطور دیگر تلطیف و ملایمتر اش کنیم در صورت نیاز !
کار سختی ست !
بنظر من باید گرانتر از سیلور عود باشد و اگر سیلور عود گرانتر است ، نانِ نامِ عطارش را میخورد ! قیمت هیچکدام را نمیدانم لیک صاحبان برندها و عطاران شهیر ، خود خوب میدانند که این عطر هم زحمت زیادتر برده و هم ارزشی بیش دارد پس پربهاتر است !
این عطر با عطرهایی که برخی از عود آنها فراری اند فرق دارد !
طولانی شد ، از نام بردن ، ترتیب نت ها ، ظهور و خروج آنها ایضا تنظیمات پله ها خودداری میکنم و فقط عرض کنم : نت های نامبرده صفحه همگی صحیح و حاضر اند در عطر .
عطر بر ستون صندل وود استوار است ، هرچند که بر پوست من هنوز در مرحله درای داون است ، لیک شواهدش معلوم است و شک ندارم در انتها مشخص میشود !
》پرفومنس : کافی !
》پوشش : رنگ قهوه ای مات ایضا ذغالی و خاکی در پوشش تان باشد !
طبیعی ست در صورت لیر ، باید رنگ هماهنگ و در هارمونی با نوع عطری که لیر میکنید بپوشید
》زمان : عطر شب است ، روز نپوشید !
》مکان : اگر تک میپوشید : رسمی ، ویژه !
در صورت لیرینگ ، میتواند تغییر کند .
عطر خوبی بود ، دوستش داشتم !
دمای خانه را تا ۲۰ پایین آوردم ، هرچند که سحرگاهان ، اینجا سرد است بخودی خود ، لیک صبر کردم تا صفحه ، دمای ۲۰ را نشان دهد !
با این وجود میدانم در زمستان ، باز هم عودش ملایمتر شود بدلیل سرما ، رطوبت و تراکم هوا ، لیک وقتی تغییرات چند عطر واحد را در فصول مختلف تحقیق و مطالعه کنید ، میتوانید حدس های قریب به یقین بزنید که کدام نت های عطور در فصول مختلف ، چگونه باز میشوند و عمل کنند !
مثلا عود و کهربا ملایمتر میشوند در زمستان در عوض فلفل صورتی قویتر میشود یا مثلا صندل وود ، حس خنکایش باز هم ضعیفتر میشود اما حس چوبی و خامه ایش کمی قویتر میشود !
نت های خنک در سرما گم میشوند حال آنکه نت های گرم در گرما تشدید میشوند !
جالب نیست ؟؟ :)
عجیبش اینجاست که همه ی نت ها از یک قانون تبعیت نمیکنند و هر کدام قانون خود دارند !! چرا ؟
چون هیچ نتی گرم مطلق نیست یا سرد مطلق !
همگی نسبتی متغیر دارند !
در این دنیا ، هیییچ چیز مطلقی پیدا نمیکنید !
همه چیز نسبی ست !
از دوست عزیز و نازنین ام ، بسیار سپاسگزارم بابت این مهر بزرگ به ارسال سمپل این عطر منحصربفرد و ارزشمند ، متشکرم :)

پ ن :
قرار بود تفسیر عطری دیگر را تقدیم کنم حضورتان ، عطری که شب تولدم پوشیده بودم لیک دیروز و دیشب شب عجیبی بود بر من !
آنقدر باریدم از شنیدن یک شعر ، که کسیکه دوستش دارم بسیار به لیاقت ، خوانده است ( زند وکیلی ) و دیروز و دیشب ، مرا دیوانه کرد !
نمیدانم این آگاهی (شعرش) به چه کسی رسیده هرچند توفیری بسیار ندارد ، لیک اگر اهل نشست و برخاست با عرفا باشید و بوی ایشان گرفته باشید به همنشینی ، ایضا تفسیر و رمزگشایی شعور بدانید ، آنوقت اشعار بر شما معانی ای دیگر دارند به خروج رمز !
برخی اشعار ، تفسیرشان معکوس معنی شان است ! باور میکنید ؟؟ عجیب است لیک وقتی آموختید ، شیرین ترین ها را خواهید یافت !

به خدای عزیزترین ام :
نگاه تو ترانه جدایی خواند
از تو فقط برای من غریبی ماند
چه ساده دوباره وقت رفتن شد !
جدایی دوباره قسمت من شد !
پس از تو دل ام به فکر دنیا نیست
که دنیا ، جدای از تو زیبا نیست
درین جهان که بی تو اشک من جاریست
کنار تو برای بودن ام جا نیست !
باید مرا باور کنی یک شب کنارم سر کنی
من آن غریب گم نام ام که بی تو بی سرانجام ام
آه ای امید آخرم میخواهم از خود بگذرم !
بی تو مسافر مرگ ام ، سقوط آخرین برگ ام
بی تو جهان چه جای دلگیری ست
دلم گرفته از خودم دیریست
هوای گم شدن دارم !
گرچه دلت گرفت و راهی شد !
ولی جدا نخواهی شد
ازین غمی که من دارم
باید مرا باور کنی یک شب کنارم سرکنی
.....
بی تو مسافر مرگ ام ، سقوط آخرین برگم !

حتی نوشتن اش هم مرا بارانی کند :)
دیشب را تا صبح در خیابانها گشتم و باریدم !
دیوانه کرده است مرا !
برای برخی خنده آور است ، میدانم :)
رمزگشایی اش طولانیست ، فقط همین گویم که اشاره به چرخه همه از خداییم و به او بازگردیم دارد !
دیروز عصر بر یکی از اساتید نوشتم : امروز هیچ عطر نزدم ، لیک بوی عطری عجیب می آید که مرا دیوانه کرده ! ( عجیب بود واقعا برایم )
نوشت : و هو معکم اَین ما کنتم !
شب که برگشتم به خانه ، هموزن پروانه بودم !
با خود گفتم امشب را باید با عطری لایق بگذرانم ، عطری که لایق باشد بر تقدیم به دوستان معطر عزیزم ، که بی شک همگی بر زیباترین روایح معطر بوده اند و اکنون همره همان عطر به رویایند !
لیک من بیدارم که باز هم آن شعر را تقدیم خدای مهربان مان کنم و تفسیر رایحه این عطر را تقدیم دوستان ام ، که میدانم همگی از اهالی اویند !
این عطر ، امشبِ بارانیِ مرا به نوربویی خلسه آور هدایت کرد ، به عشق !
ارادت ها⚘ :)

ویرایش :
اکنون ساعت ۸ و ۳۰ دقیقه شب است ، یعنی ۱۷ ساعت و نیم ، پس از تست ، آنهم فقط با یک پاف از سمپل !
رایحه اش چنان است که نمی توانم بینی خود را از آرنج دستم جدا کنم !
سیاژ اش هر چند ثانیه یک بار ، یادآوری میکند که از زیباترین روایح بر دست من است !
عطرهای پرقدرت و ناز ، کم اند !
رایحه ای چوبی عودی و کم نظیر !
صندل وود ، بلوط و عود !
به حق که اکسیری کم نظیر است این عطر !
و قوی !
ارادت ها
60 تشکر شده توسط : Pooria مهریار
Poison Girl
لینک به نظر 22 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به فاطیما
یک چیز مهم رو یادم رفت :
البته که متوجه شدم به شوخی و لبخند نوشته ای که : بهتون برخورده ! میدونم که اینگونه نیست :)
منظور را دریافتم کاملا :)
لیک توضیح دادم که همه با هم بیاموزیم !
و اما راجع به لباس پوشیدنِ دهه هفتادیها :
دیشب جلوی یک سوپر توقف کردم که چیزی بخرم ، دیدم یک خانم جوان ، با یک پیراهن اندامی کوتاه گلدار ریز خیلی زیبا و یک دامن سفید تک رنگ فاستونی تا زیر زانو ، که موهای طلایی فر ریز کوتاه زیبایی داشت ، از پشت فرمان یک سمند سفید پیاده شد ( من پشت ماشین اش توقف کردم ) و رفت بسمت همان فروشگاه که عرض پیاده رو اش حدود ۱۰ متری هست از محل پارک ماشین تا درب مغازه ، پیاده نشدم ، دقیق تماشایش کردم ، چهره اش را ندیدم اما بر اساس سلیقه اش در پوشش ، قد و اندامش و روش راه رفتن اش ، حدس زدم باید چگونه زنی باشد !
پیاده نشدم و صبر کردم تا برگردد تا صورتش را ببینم .
برگشت ، خدااای من ، زنی بود حوالی ۳۵ ، چیزی بین خانم مونا و آناهیتای جدیدالورود دو رگه سوئدی ایرانی ما !
چشمان طوسی آبی ( که بسیااار کمیاب است ) ، صورت گربه ای و از دید من بسیار زیبا !
متوجه من نشد ، نشست پشت فرمان ، پیاده شدم ، راهنما زد و خواست حرکت کند که کنار شیشه اش ایستادم !
شیشه ها دودی تیره بود ، هیچ نمیدیدم ، فقط گفتم : من یک جمله کوتاه بگویم و بروم !
شیشه را پایین کشید ، با تعجب نگاه کرد ، هیچ نگفت لیک نگاهش به معنی بفرمایید بود !
گویش من کمی متفاوت است خصوص با زنان !
گفتم : زنانی چون شما ( با انگشت اشاره کردم ) آنهم در این ایام ( نگران شد ) بسیار باعث افتخارند ، آففرین !
یکهو دیدم نگرانی اش شد یک لبخند عمیق حتی تغییر رنگ چهره اش به سرخی را دیدم . هیچ نگفت !
سپس گفتم : ضمنا ، من زنان زیبای بسیاری دیده ام ، شما از زیباترین هائید ، از خدای خودم میخواهم سرنوشتتان از خودتان هم زیباتر باشد
، و رفتم !
اینقدر تعجب کرده بود که هیچ نگفت !
رفتم درون فروشگاه ، دقیقه ای طول نکشید ، برگشتم سمت ماشین خودم ، دیدم هنوز نرفته !
خودش پیاده شد ، درب کنارش که سمت من بود هم باز شد و یک پیرمرد حدود ۷۰ ساله خیلی شیک پیاده شد ، شیشه عقب هم پایین آمد دیدم یک زن و یک مرد هم عقب نشسته اند با لبخند !
پیرمرد پس از احوالپرسی و تشکر ( آن زن فقط با لبخند نگاهم میکرد ) گفت : میشود ما شماره شما را داشته باشیم ؟
گفتم : بالاتر از این افتخار هم برای من هست آیا ؟
لیک ، من روزی چندین بار ، بر چندین نفر ، چه زن چه مرد ، تقریبا همین جملات میگویم ، به وظیفه ، اتفاقا اغلب پس از صحبتی کوتاه شماره ام رو درخواست میکنند ، اما منی که از تلفن بیزارم ، ضمنا وقت آزادم رو با "او" میگذرانم ، اگر ناخواسته جواب تماس ندهم ، شما میبخشید اما من محال است خودم را ببخشم ! هرگز !
توجه فرمودید ؟
گفت : بله ، کاملا ! از دیدنتون خیییلی خوشحال شدیم ! اون خانم زیبا هم با سر اشاره کرد به معنی تایید .
پیرمرد دست دراز کرد ( هرگز به بزرگتر از خود ، دست دراز نکنید ، صبر کنید تا او دست دراز کند ، ورنه بی احترامیست ! روزی ۵ اصلِ تقدم دست دادن را عرض میکنم ، ۳۵ قانونش بماند :)
دست دادم ، سر خم کردم و خداحافظ :)
پوشش مهم است چه باشد :)
برای زنان !
زنان باید در همه حال و همه زمان ، زیبا و شیکپوش باشند !
این برای خودتان یا دیگران یا مردان نیست !
این ، برای خدایی ست که شما را در اوج زیبایی آفریده است ! این ، "وظیفه" است !
او قانون را نوشته ، شما نیز در زندگی های قبل کوشش ها کرده اید و اکنون : زیبا شده اید !
ادامه دهید !
امید به روزهای زیبا :)
پاسخ مدیر : سلام وقت بخیر
داخل روبیکا یا بله پیام دهید
24 تشکر شده توسط : مهریار Baby reXa
Poison Girl
لینک به نظر 22 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به فاطیما
درود بر فاطیمای زیبای عزیز
چرا برخورد بانو :))
چه کسی گفت زنان پس از ۳۰ پیر میشوند ؟؟
دیدید ؟؟ دقت نکرده اید بر نحوه ی گفتمان من ، ایضا دیدگاه من بر زنان :)
خصوص و خصوص زنان بین ۳۰ تا ۴۰ !
خدااای من :)
اولا :
بر انشای من دقت کنید :
هد کجا علامت تعجب ( ! ) دیدید ، یعنی این جمله "بار" دارد ، بر آن ، حداقل از ۲ زاویه نگاه کنید ، یا یعنی این جمله ای مهم است !
هر کجا لبخند :) دیدید یعنی : بخوانید ، لبخند زنید ، شاید برخی را باید بر مطلب معکوس توجه کنید ، و شاید همیشه لبخند نباشد !
نوشته ام :
کت و شلوار ، کت و دامن ، بعد ۳۰ :)
یعنی : زنان در این سن ، تنها نیستند !
بین ۳۰ تا ۴۰ ، اوج یک زن است !
لیک برخی به "جبر" اینگونه پوشند !
بر :) انتهای جمله فکرها کنید !
بعد ۴۰ ، زنان یک مدیرِ به تمام معنایند !
حتی زیبایی و ارتباطشان ، توسط خودشان مدیریت شوند !
و اما شناخت زنان مطروحه ی فاطیمای زیبای دهه هفتادی :)
کاش آن دسته از دوستان ام را که بانوان باشند ( از جراح و پزشک و روانشناس و مهندس و شاعر و استاد دانشگاه و فرهنگی تا خانه دار که از همه ی مشاغل مهمتر است با قید : بسیار ! ) بودند در عطرافشان تا آن جمله ی همیشگی را تکرار کنند : عجیب است ، فلانی ما زنان را از خودمان بهتر میشناسد ! )
بر بسیاری از ایشان آموخته ام که آنچرا که در وجودشان ، نهفته و خاموش و بالقوه "دارند" ، با تمرین بالفعل کنند !
چگونه اینگونه شده ؟
زنان را باید "همه جانبه " شناخت !
و کشف کرد !
و دید !
اغلب به یک بُعد نظر کنند و همان یک بُعد را هم برخی استاد نشوند !
زنان در گروه از مردان کم تعداد تر اند لیک در زیرگروه ، بیش اند !
و پیچیدگی به این دلیل است !
دیشب پاسخی بر پرسش دوست عزیزم اریک جوان شاداب نوشتم ، که چرا زنان بیش از مردان بر عطر ، خصوص عطر یکدگر ، واکنش دهند !
تازه فقط از "دو" منظر ، آنهم مناظر طبیعت و بقا ورود کردم !
مباحث : زیبایی شناختی ، زیبایی شناسی ، شناخت سلائق ، روانشناختی ، فیزیولوژی ، تکامل ، کمال ، فرهنگ ، جامعه ، تربیت ، خانواده ، پیشینه ، تاریخ ، روح جمعی ، ستاره شناسی ، شبکه های مثبت و منفی ، اجبار و بسیار مناظر و دیدگاه های دیگر ، میمانند به توضیح ، که بسیارند !
باید دانشکده و رشته ی : زن و عطر ، تاسیس شود تا من هرآنچه را به تحقیق و استعداد آموخته ام ، حضورا بیان کنم :)
همه متفق گویند بنویس ، حوصله اش ندارم :)
جناب اسعدی میخواند و بجای حقیر مینویسد کتاب را و به لیاقت سود اش برد ، نوش جانش باد ، حتی اگر جمله ای الهام بخش باشد :)
مزد مطالعه و زحمت خویش بَرَد !
هیچ میدانی جمله ی آخرینی که گفتی ، چقدر مهم هست :
"ما همه ، همه ی این زنان را در خود پنهان داریم"
میدانی ، این مهمترین است ، ابتدا در تحقیق و سپس کشف !
مثلا میدانی درون خود شما ، یا هر زن دیگر ، و مرد دیگر ، چند نفر زن و مرد دیگر حضور دارند و بر شما ، و سلیقه شما حکم میرانند ؟!
این ، تنها "یک" دلیل ، از چند دلیل تغییر سلیقه شما در طول زمان است !
دلائلی دیگر نیز دارد !
ریاضیات ، ریاضیات جدید و احتمالات را اگر مسلط باشیم ، ببین چه عددی به احتمالات سلیقه حاصل شود !
هزاران هزار زن نامه بقول شما !
آفرین و زنده باد بانوی زیبا :)
بجای برخوردن ، توجه و سپس تفکر کن و بیاموز ، درست مثل من که از شما و همه ی شما می آموزم که همه باید از بیرونی بیاموزیم که در بستر پرواز پرسید و چون گفتند چه فایده ، که میروی ! گفت : بدانم و بروم بُرد کرده ام !
درودها بر تو ⚘
34 تشکر شده توسط : مهریار Baby reXa
Decision
لینک به نظر 19 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به ارژنگ بوترابی
پیرمرد ناز دوستداشتنی ارژنگ عزیزم ارادت ها
هر دو شاد باش را به جان خریدم !
من نیز دوستت دارم با تاکید موءکد :)
خود دانی !
ایضا ای همه ی دوستان عزیز دیگرم که با پیام و حضورتان به تایید ذیل پیام ، بدرخواست حقیر ، بر من منت گذاشتید ، سپاسگزارم .
از پیامهایی همچون پیام جناب دانیال نگران بودم که البته ایشان که استادی زبردست اند در اینگونه پیامها ، طوری نوشتند که حرف برخی نیز گفته باشند تا کسی دیگر زحمت نیفتد به پیامی مشابه :)
سپاسگزارم جناب دانیال
اتفاقا از اولین کلماتهای مهرانگیز پیامهای جنابعالی ، تا انتهااای مطالب را که در قلب شما میگذرد ، میخوانم :)
گویی آن لحظه که این زحمت کشی ، البته به "الطاف" که عرض کردم ، من در کنارت نشسته ام و لبخندزنان ، تماشایت میکنم :)
ارادت ها تقدیم به شما استاد بزرگ🙋‍♂️
باید در محضر جنابعالی ، این هوشیاری را آموزش ببینم قربان :)
به این میگویند طنز ، یعنی نقدی هم در خود دارد که البته با هجو و هزل فاصله ها دارد !
حجم کامنت ها :)
اتفاقا این کمترین حجم کامنت های دوستان من بوده تا کنون ، به درخواست و خواهش خودم البته ، ایضا به لطف امیر رنجبر عزیزم و مشاوره جناب مدیر نازنینمان .
دوستان و "مریدان" ، آمواج سخی :)
خوووب ! حال که اینگونه پیامها را دوست داری ( قبلا هم این الطاف را چند باری دریافت کرده بودم از حضور ) من نیز شاگردی ی شما خواهم کرد انشاله به قصد تحصیل این علم بزرگ آنهم از سوی بهترینِ اساتید این فن :)
البته از پیام بعدی انشاله !
ضمنا بابت تبریک ، ارادت ها 🙋‍♂️
ایام بکام باد
37 تشکر شده توسط : مهریار therezvani
Decision
لینک به نظر 18 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به خردمهر
متشکرم خردمهر بزرگ ایضا ای همه ی دوستان نازنینم
بابت فرمایش تبریک تولد به این حقیرِ پیر :)
دوست نازنینمان امیر رنجبر در قسمت پرسش و پاسخ صفحه ای به این لطف بزرگ باز کردند چند روز پیش !
میدانم اهل پرسش و پاسخ نیستی امیر عزیزم همچون بسیاری و چون خودم و تنها همین پرسش در صفحه ات مقیود است :))
لیک اتفاقا لازم است در همه جا حضور داشته باشی :)
و اما همه دوستان نازنینی که مطلع شدند تشریف آوردند به لطف بیکران ، و چون خیالم ازین باب آسوده شد که در بخش انجمن تکرار نشود ، اشاره ای به طنز کردم بر بانو ماری گرامی
لیک دوستان عزیز و گرامی ام اصلا نیاز به زحمت شما عزیزانم نیست ، مرا شرمنده الطاف نفرمایید ، همینکه ذیل پیام دوستان ، صورت ماه یا تصویر اکانت نازنین شما ببینم کفایت دارد به حد اعلاء :)
که مزاحم دوستان دیگرمان نباشیم خدای ناکرده ، پیام جناب خردمهر ، خردمندانه بود چون همیشه ، با تاریخ کهن سرزمینمان عجین و مشعور !
نیز مطلب دیگری که دریافتم :)
ایضا توصیه های به جِد صحیح محمد خلیلی نازنین به انتشار مهر !
بروکن عزیزم ، نام ات را چرا عوض کردی :))

خلاصه مرا شرمنده الطاف نکنید لطفا !
من سالهاست که ممهور مهر شمایم !
همان صفحه پرسش و پاسخ ایضا تبریک همین دوستان ام ، به نیابت همه دیگر کفایت دارد :)
ارادت های بسیار زیاد🌹 🙋‍♂️
53 تشکر شده توسط : مهریار Eric Revo

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan